ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

بهترین بازی‌های پی‌سی که شما را عاشق طبیعت‌گردی می‌کنند

از شنا در دل اقیانوس‌ها تا اکتشافات فضایی!

احسان حسین خواه
نوشته شده توسط احسان حسین خواه تاریخ انتشار: ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۴:۰۰

کوهستان‌های بلند، جنگل‌های انبوه، اقیانوس‌های بیکران و دشت‌هایی که باد در آنها تنهاست. راستش را بخواهید، اگر دلتان می‌خواهد بدون خروج از خانه، پای در مسیر طبیعت بگذارید و عمیق‌ترین لحظات آرامش را تجربه کنید، بازی‌های ویدیویی راهی جادویی پیش رویتان می‌گذارند. در ویجیاتو، این بار سراغ سیزده بازی آفلاین پی‌سی رفته‌ایم که نه فقط سرگرم‌تان می‌کنند، بلکه عشق به طبیعت‌گردی را در وجودتان شعله‌ور می‌سازند. از نفس‌های عمیق در مه صبحگاهی تا غرق شدن در اعماق اقیانوس. با ما همراه باشید.

Firewatch


بازی دوست داشتنی و جذاب Firewatch شما را به پارک ملی شوشونی در وایومینگ می‌برد؛ جایی که به عنوان یک آتش‌بان داوطلب، در برج دیده‌بانی تنها زندگی می‌کنید. صبح‌ها با صدای پرندگان از خواب بیدار می‌شوید، نقشه مسیرها را بررسی می‌کنید و در میان درختان کاج قدم می‌زنید. بازی هر فصل را با تغییر رنگ برگ‌ها، ریزش باران و غروب‌های نارنجی به تصویر می‌کشد. هیچ هیولایی در کار نیست؛ فقط شما، طبیعت و یک رادیو که با سرپرستتان دلیله حرف می‌زنید.

پس از ساعتها قدم زدن در این جنگل مجازی، یک روز از خودتان می‌پرسید: چرا تا حالا به نزدیک‌ترین پارک ملی نرفته‌ام؟ بازی Firewatch آنقدر صادقانه نفس‌های عمیق صبحگاهی و بوی کاج را به خاطرتان می‌نشاند که بی‌اختیار کفش کوهنوردی می‌پوشید و راهی جنگل می‌شوید. این بازی مثل یک دوست قدیمی، آرام اما محکم دستتان را می‌گیرد و می‌برد به دل سکوت.

The Long Dark


The Long Dark شما را در میان برف و کولاک کانادا رها می‌کند، با لباسی پاره و چند قوطی کنسرو. گرگ‌ها در دوردست زوزه می‌کشند و دماسنج نشان می‌دهد که هوا دارد کشنده می‌شود. اما در دل این سرما، شفق قطبی آسمان را رنگ می‌زند و رد پای تو برف تا همیشه ماندگار است. این بازی طبیعت را نه به عنوان یک کارت پستال زیبا، بلکه به عنوان دشمنی سخت اما عادلانه به شما نشان می‌دهد.

وقتی بعد از یک طوفان سهمگین، کلبه کوچکتان را گرم می‌کنید و از پنجره بیرون را نگاه می‌کنید، ناگهان می‌فهمید که چقدر قدر یک آفتاب ساده را نمی‌دانستید. بازی دوست داشتنی و جذاب The Long Dark به شما یادآوری می‌کند که طبیعت هم می‌تواند مهربان هم بی‌امان باشد. بعد از این بازی، هر غروب آفتابی در زندگی واقعی، برایتان یک پیروزی شخصی خواهد بود.

Red Dead Redemption 2


Red Dead Redemption 2 یک وسترن است، اما قلب آن در دشت‌های بی‌پایان و کوهستان‌های برفی می‌تپد. شما آرتور مورگان هستید و هر وقت از مأموریت‌های خسته‌کننده فرار می‌کنید، اسبتان شما را می‌برد به کنار رودخانه‌ای که گوزن‌ها در آن آب می‌خورند. بازی یک اکوسیستم زنده ساخته: عقاب‌ها ماهی می‌دزدند، خرس‌ها در کمین‌اند و باد علف‌ها را به رقص درمی‌آورد.

لحظه‌ای را تصور کنید که از قله کوه به پایین نگاه می‌کنید، خورشید تازه از افق بیرون زده و کل دره در نور طلایی غرق است. اسبتان زیر پا علف می‌چرد و شما نه تلفن همراه دارید و نه عجله. بازی دوست داشتنی Red Dead Redemption 2 صدها چنین لحظه‌ای خلق کرده که به شما ثابت می‌کند بهترین جاذبه‌های گردشگری، جاهایی هستند که در نقشه مشخص نیستند.

The Elder Scrolls V: Skyrim


راستش را بخواهید، بازی دوست داشتنی و جذاب The Elder Scrolls V: Skyrim سرزمینی است که کوهستان‌هایش تا ابرها می‌روند و جنگل‌هایش رازهای هزار ساله دارند. شما می‌توانید از مسیر اصلی منحرف شوید و روزها در میان درختان قدم بزنید، بدون دیدن هیچ روستایی. از سوی دیگر، موسیقی متن جرمی سول با نوای آرام نی، چنان با باد و برگ‌ها عجین شده که فراموش می‌کنید پای یک بازی نشسته‌اید.

یک بعدازظهر مجازی در جنگل فال‌ریس، آنقدر شما را درگیر تماشای آبشار و قارچ‌های نورانی می‌کند که متوجه نمی‌شوید سرما دارد به استخوانتان می‌رسد. بعد از آن، هر پیاده‌روی در طبیعت واقعی، حتی در یک پارک کوچک شهری، برایتان تداعی‌کننده آن حس کشف و شگفتی خواهد بود. بازی The Elder Scrolls V: Skyrim به شما یاد می‌دهد که یک جنگل هرگز خسته‌کننده نیست، اگر بلد باشید به حرفش گوش دهید.

Death Stranding


بازی Death Stranding عجیب‌ترین بازی این لیست است، اما رابطه‌اش با طبیعت بی‌نظیر. شما سم پورتر بریجز هستید، یک پستچی در دنیایی که باران اسیدی می‌بارد و زمین هر قدمتان را با سنگ و لغزش به چالش می‌کشد. اما در دل این سختی، چشم‌اندازهایی از دره‌های مه‌آلود و دشت‌های سبز چنان سینمایی است که هر بار نفس‌تان را بند می‌آورد.

وقتی ساعتها از میان کوهستان راه رفته‌اید و ناگهان بالای قله می‌ایستید، دیگر مهم نیست که بسته را به موقع رسانده‌اید یا نه. خود مسیر، با هر سقوط و هر نفس نفس زدن، به یک مراقبه تبدیل شده است. بازی دوست داشتنی و جذاب Death Stranding به شما نشان می‌دهد که زیباترین شکل طبیعت‌گردی، غلبه بر موانع با پای پیاده است، نه نشستن در ماشین و تماشای سریع منظره.

No Man’s Sky


بازی No Man’s Sky جهانی بی‌پایان از سیاره‌هایی است که هر کدام یک طبیعت بیگانه و منحصربه‌فرد دارند. روی یکی از دلارهای بنفش باران می‌بارد، روی دیگری اقیانوس‌های اسیدی موج می‌زند و سومی پر از غارهای کریستالی است. شما می‌توانید بدون هیچ هدفی، سفینه را هر جایی بنشانید و شروع کنید به پیاده‌روی.

یک روز متوجه می‌شوید که از غروب یک سیاره دوردست آنقدر عکس گرفته‌اید که آلبوم موبایلتان پر شده است. بعد از آن، هر سفر به یک پارک ملی، برایتان مثل فرود روی یک سیاره ناشناخته خواهد بود. بازی دوست داشتنی و جذاب No Man’s Sky به شما یادآوری می‌کند که شگفتی در طبیعت، چه در زمین و چه در کهکشان‌ها، فقط یک قدم با کنجکاوی فاصله دارد.

Valheim


Valheim شما و دوستانتان را به دنیایی می‌فرستد که شبیه حماسه‌های وایکینگی است؛ جنگل‌های انبوه، مرداب‌های سمی و کوهستان‌های برفی. شما درخت می‌برید، کلبه می‌سازید و در دل باران و توفان، آتش روشن می‌کنید. گرافیک کم‌پلی‌گون آن، غروب آفتاب را به یک نقاشی انتزاعی تبدیل کرده که هر بار دیدنش تازه است.

لحظه‌ای که برای اولین بار از قله بلندترین کوه سرزمینتان به پایین نگاه می‌کنید و تمام راهی را که آمدید با چشم می‌بینید، دیگر مهم نیست که دشمن بعدی کی می‌آید. بازی Valheim به شما یاد می‌دهد که لذت طبیعت‌گردی در ساختن است، در به جا گذاشتن ردپا، در تبدیل یک جنگل خصمانه به خانه. بعد از آن، هر کمپ واقعی در جنگل، برایتان یک حماسه کوچک است.

Subnautica


بازی دوست داشتنی و جذاب Subnautica شما را به اقیانوسی بیگانه پرت می‌کند، جایی که مرجان‌های نورانی، ماهی‌های غول‌پیکر و خرابه‌های زیردریایی در اعماق تاریک منتظرتان هستند. اما برخلاف اسمش، اینجا فقط برای غرق شدن نیست؛ برای عاشق شدن هم هست. شما زیردریایی می‌سازید، جنگل‌های جلبکی را کاوش می‌کنید و کمکم یاد می‌گیرید نترسید از اعماق.

یک روز تصمیم می‌گیرید بدون هیچ هدفی فقط شنا کنید. یک نهنگ فضایی از کنارتان رد می‌شود و برای لحظه‌ای به چشم‌هایتان نگاه می‌کند. دیگر نمی‌توانید صدای آب را از گوشتان بیرون کنید. بازی Subnautica شما را چنان عاشق اقیانوس می‌کند که بعد از بازی، احتمالاً وسواس غواصی یا حتی تماشا مستندهای دریایی می‌گیرید. وحشت اولیه جای خود را به شیفتگی بی‌پایان می‌دهد.

Assassin's Creed Odyssey


بازی Assassin's Creed Odyssey یونان باستان را با جزایر سفید، دریاهای فیروزه‌ای و کوهستان‌های زیتون‌کاری بازسازی کرده است. شما می‌توانید اسب‌سواری کنید، قایقرانی کنید و از معابد آهکی بالا بروید. خورشید مدیترانه روی پوستتان می‌نشیند و باد نمکی موهایتان را به هم می‌ریزد. بازی یک تور گردشگری مجازی است بدون نیاز به بلیط هواپیما.

یک غروب کنار دریا در جزیره دلوس، چنان واقعی به نظر می‌رسد که برای چند ثانیه فراموش می‌کنید روی صندلی کامپیوتر نشسته‌اید. بعد از Assassin's Creed Odyssey، سفر به جنوب اروپا و قدم زدن در بیشه‌های زیتون، برایتان مثل زیارت یک رویای قدیمی خواهد شد. بازی به شما نشان می‌دهد که تاریخ و طبیعت، بهترین همراهان یک سفر بی‌دغدغه‌اند.

Eastshade


Eastshade شاید آرام‌ترین بازی این لیست است و مستقیم‌ترین پیام عشق به طبیعت را دارد. شما یک نقاش هستید که به جزیره‌ای رویایی سفر کرده‌اید تا آخرین آرزوی مادرتان را برآورده کنید. هیچ هیولایی نیست، هیچ جنگی در کار نیست. فقط شما، سه پایه نقاشی، و طبیعتی که هر گوشه‌اش یک تابلوی تمام‌شده است.

یک روز زیر باران ملایم نشسته‌اید و درختان صنوبر را نقاشی می‌کنید. صدای قطرات روی برگ‌ها و نوازش باد با صورتتان، چنان آرامتان می‌کند که یادتان می‌رود ساعت چند است. بعد از بازی Eastshade، احتمالاً یک دفترچه نقاشی کوچک می‌خرید و به نزدیک‌ترین پارک می‌روید. گاهی بهترین طبیعت‌گردی، فقط نشستن و تماشا کردن است، بدون عجله برای سلفی گرفتن.

Green Hell


بازی دوست داشتنی Green Hell یک شبیه‌ساز بقای واقع‌گرایانه است در دل آمازون. شما با یک تیغه و لباس پاره در جنگلی انبوه و خصمانه بیدار می‌شوید. باید یاد بگیرید کدام قارچ خوراکی است، کدام مار سمی، و چطور با برگ موز زخم‌تان را ببندید. اما هر بار که از یک خطر جان سالم به در می‌برید، طبیعت پاداشی به شما می‌دهد: یک آبشار پنهان، یک طوطی رنگارنگ، یا سکوت مطلق جنگل.

وقتی اولین شب را در پناهگاه دست‌سازتان زنده می‌مانید و صبح با نور خورشید که بین شاخه‌ها راه باز می‌کند، چشم باز می‌کنید، دیگر هیچ‌وقت به یک پیاده‌روی ساده در باغ گیاه‌شناسی با بی‌تفاوتی نگاه نمی‌کنید. Green Hell به شما احترام به قدرت و شکنندگی جنگل را یاد می‌دهد، و آنقدر واقعی است که بوی خاک خیس را حس می‌کنید.

Abzu


Abzu یک غواصی شاعرانه و کاملاً آرامش‌بخش در اعماق اقیانوس است، بدون هیچ ترس و خشونتی. شما یک غواص هستید که با هر باله زدن، دسته‌های ماهی شما را دنبال می‌کنند. از خرابه‌های باستانی زیر آب عبور می‌کنید، با ستاره‌های دریایی و لاک‌پشت‌ها همراه می‌شوید و ناگهان خودتان را در میان یک گله نهنگ می‌بینید.

یک لحظه شنا را متوقف می‌کنید و فقط تماشا می‌کنید که چطور نور خورشید از سطح آب به عمق نفوذ می‌کند و روی شن‌های کف دریا نقش می‌بندد. دیگر صدای قلب خودتان را می‌شنوید. بعد از Abzu، هر آکواریوم، هر حوض، حتی یک استخر شنا، شما را یاد آن آرامش زیر آب می‌اندازد. این بازی ثابت می‌کند که برای عاشق طبیعت شدن، گاهی فقط یک نفس عمیق زیر آب کافی است.

Journey


بازی دوست داشتنی Journey یک سفر بی‌کلام در میان بیابان‌های سرخ و کوهستان‌های برفی است. شما ردای یک مسافر را به تن دارید و باید به سوی کوهی دوردست پیش بروید. هیچ متنی نیست، هیچ راهنمایی وجود ندارد. فقط شن‌زارها، ویرانه‌های باستانی، و گاهی یک مسافر دیگر که بی‌صدا همراهتان می‌شود. موسیقی اوستین وینتوری، هر قدم شما را به یک رقص تبدیل می‌کند.

وقتی بعد از ساعتها راه رفتن در میان توفان شن، ناگهان قله کوه را می‌بینید که در نور طلایی غروب می‌درخشد، دلتان می‌گیرد که این سفر تمام می‌شود. بازی Journey به شما یادآوری می‌کند که زیباترین سفرهای طبیعت‌گردی، آنهایی هستند که مقصدشان از اول مشخص نیست. تنها یک مسیر هست و یک قلب مشتاق برای دیدن. بعد از آن، یک تپه شنی یا یک مسیر طولانی پیاده‌روی در جنگل، شما را یاد آن آرامش بی‌کلام می‌اندازد.

احسان حسین خواه
احسان حسین خواه

صنعت بازی‌های ویدئویی همیشه برای من، یه دنیای کشف‌نشدنی بوده و هست. دنیایی که می‌شد انتظارات بالایی ازش داشت و توی اون، غیرممکن‌ها رو تجربه کرد. خوشبختانه من بقدری خوش شانس بودم که بخوام به عنوان یه نویسنده و ژورنالیست، عضو کوچیکی از دنیای بازی‌های ویدئویی باشم. راستی تا یادم نرفته، اینو هم بگم که رانندگی، فیلم‌ دیدن و گوش کردن به موسیقی‌ راک هم جزو سرگرمی‌های من هستن.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
مجموع نظرات ثبت شده (3 مورد)
  • Mahandnk
    Mahandnk | 4 روز قبل

    بازی sword of the sea و lushfoil photography sim. هم عالیه

  • mohsen_8864
    mohsen_8864 | 4 روز قبل

    Ghost of tsushima چی ؟ |:

  • fennix_64
    fennix_64 | 5 روز قبل

    دنبال یه بازیم تم رومی بود گرافیکش هم بالا لود ولی خیلی معروف نبود میدونید بگین

مطالب پیشنهادی