بررسی فیلم Spider-Man: Brand New Day
یک روز نو برای مرد عنکبوتی
اگر از هواداران کمیکهای ابرقهرمانی بپرسید که کدام یک از این کاراکترها از همه محبوبتر هستند، قطعا مرد عنکبوتی را در کنار بتمن و سوپرمن نام خواهند برد. همان گونه که سوپرمن و بتمن دیسی برای دهههاست با اقتباسهای گوناگون به سرگرم کردن مخاطبان میپردازند، اسپایدرمن مارول هم همین مسیر را میپیماید. پس جای تعجب نیست که چهارمین فیلم اختصاصی از مرد عنکبوتی تام هالند تبدیل به یکی از بزرگترین و پر سر و صداترین پروژههای دنیای سینمایی مارول شده باشد. ولی آیا فیلم Spider-Man: Brand New Day توانست اثری هیجانانگیز و ماندگار از آب درآید؟ در این نوشتار در ویجیاتو به بررسی فیلم Spider-Man: Brand New Day خواهیم پرداخت.
روز نه چندان نوی اسپایدرمن
پس از پایان تراژیک Spider-Man: No Way Home، پیتر پارکر با تغییر محل و شکل زندگی خود، یک زندگی تک و تنها را برگزید تا برای نخستین بار اسپایدرمن امسییو را به راستی جدای از دیگر شخصیتهای این جهان ببینیم. از پایان اثر پیشین تا آغاز فیلم تازه حدود ۴ سال میگذرد. در حالی که Spider-Man: No Way Home سعی میکند به شکل یک مونتاژ رخدادهایی که در این سالها برای پیتر و کاراکترهای شناختهشده پیشین را به شکلی خلاصهشده به نمایش بکشد، در نهایت این گونه به نظر میرسد که داستان همه این شخصیتها ثابت مانده بود و اتفاق خاصی در این ۴ سال برای آنها نیفتاد.
قهرمانبازیهای اسپایدی در این مونتاژ بیش از این که روایتی از فعالیتهای چند ساله او باشند، در قالب فنسرویس، ویژوال رفرنس و ایستر اگ به نمایش کشیده میشوند. درباره دوستان پیتر نیز همان رویدادها و تغییرات کوچکی که در زندگیشان به وجود آمده بود به شکلی بسیار سطحی به نمایش درمیآیند و تنها با یک سکانس یا اتفاق تازه در طول فیلم، میتوان فراموش کرد که اصلا رقم خوردهاند.

با این اوصاف، تک و تنها بودن پیتر پیشزمینه جالبی بود که میتوانست سویهای متفاوت از این نسخه از مرد عنکبوتی را به نمایش بکشد. تقریبا در همه آثار پیشین، اسپایدرمن تام هالند تا اندازهای از کمک دیگر کاراکترها بهره میبرد. در Spider-Man: Homecoming شاهد کمکهای تونی استارک بودیم، در Spider-Man: Far From Home نیک فیوری و سازمانش کمکحال پیتر پارکر جوان شدند و در Spider-Man: No Way Home نیز مرد عنکبوتیهای توبی مگوایر و اندرو گارفیلد (و با ارفاق داکتر استرینج) در کنار اسپایدرمن تام هالند قرار گرفتند.
ولی پایهریزی یک چهارچوب مناسب برای یک ماجراجویی تکی از مرد عنکبوتی دنیای سینمایی مارول ثمره و میوهای ندارد و باز هم اسپایدی را در کنار (و احتمالا واژه درستتر، از نظر روایی، وابسته به) دیگر قهرمانان امسییو میبینیم. بستگی به دیدگاهتان، این ویژگی میتواند مثبت یا منفی تلقی شود؛ این که آیا دوست دارید این اسپایدرمن برای یک بار هم که شده واقعا تک و تنها به مقابله با تهدیدها بپردازد یا این که از فرصت پیشآمده نهایت استفاده را کند و هر چه بیشتر با دیگر شخصیتهای مارول در قالب فیلمهای سینمایی درآمیخته شود.
اما این که هنوز یک ماجراجویی تکی واقعی از مرد عنکبوتی دنیای سینمایی مارول ندیدهایم، و همه داستانهای این قهرمان باید به گونهای به پروتاگونیستهای آثار دیگر پیوند بخورد، کمی توی ذوق میزند. پیتر پارکر امسییو دیگر بزرگ شده است و سازندگان و مدیران این فرانچایز باید اجازه دهند که اودستکم یک پرواز تکی را نیز تجربه کند.
پانیشر شرودینگر
این بار در Spider-Man: Brand New Day نوبت به پانیشر جان برنثال رسید که همراه این نگارش از مرد عنکبوتی باشد. ولی نکته عجیب در این فیلم خود فرانک کسل است. اگر پانیشر برنثال را دنبال کرده باشید، میدانید که او یکی از خشنترین و بیرحمترین قهرمانان (یا به طور دقیقتر آنتیهیروهای) امسییو به حساب میآید. قرار دادن او در یک فیلم با مرکزیت اسپایدرمن که تلاش دارد که برای تماشاچیان جوانتر و کم سن و سالتر مناسب باشد فقط یک معنی دارد؛ پانیشر قرار نیست همان پانیشر همیشگی باشد.
همین اتفاق هم میافتد و به جای این که یک فرانک کسل سرسخت و سنگدل را ببینیم که در هر درگیری خون به پا میکند، با پانیشری طرف هستیم که شوخی میکند و حتی کمی تحقیر هم میشود. البته میتوانید بحث کنید که پیتر پارکر باعث میشود فرانک کسل یاد فرزندان از دست رفته خود بیفتد که اگر جان خود را از دست نمیدادند، کم و بیش هم سن و سال پیتر میبودند. برای همین نیز فرانک بیش از یک قهرمان همپیمان، به شکل یک پدر برای این اسپایدی ایفای نقش میکند.

چیزی که نمیتوان پذیرفت، نحوه قرار گرفتن پانیشر در Spider-Man: Brand New Day است. واپسین بار که فرانک کسل جان برنثال را دیدیم، در اپیزود ویژه The Punisher: One Last Kill بود که خود همان عنوان با کمترین توضیح پس از رویدادهای پایانی سیزن نخست سریال Daredevil: Born Again منتشر شد. نبود توالی و عدم ارائه توضیح از این که چگونه پانیشر از پایان فصل یکم Daredevil: Born Again به اپیزود ویژه The Punisher: One Last Kill و سپس فیلم Spider-Man 4 راه پیدا کرد یکی از علامت پرسشهای بزرگ حول محور این کاراکتر قلمداد میشود.
فیلم Spider-Man: Brand New Day سعی میکند به رویدادی که در آن فرانک و پیتر با یکدیگر برای نخستین بار برخورد کردند اشاره کند، ولی چندان در قانع کردن مخاطب درباره پیوند بین این دو موفق عمل نمیکند.
قهرمانی که برای خود دشمن نمیتراشد
اما بزرگترین نقطه ضعف Spider-Man: Brand New Day را نه در همراهان پیتر پارکر، بلکه باید در کسانی که مقابل او قرار میگیرند جست و جو کرد. اسپایدرمن دنیای سینمایی مارول همیشه با یک چالش بزرگ رو به رو بوده است: نبود یک دشمن کاری! با این که مرد عنکبوتی از یکی از جذابترین و متنوعترین گالری ویلنها در بین قهرمانان کمیک بوکی برخوردار است ولی تا به این جای کار نتوانسته است درست و حسابی از آنها در امسییو بهره ببرد. در نخستین فیلم اختصاصیاش، با والچری برخورد کرد که شرارتش ریشه در پیامد فعالیتهای تونی استارک داشت. در Spider-Man: Far From Home نیز میستریو به دنبال تکنولوژیای بود که از سمت تونی استارک به پیتر پارکر به ارث رسیده بود. سومین فیلم با محوریت این قهرمان نیز روی هم رفته یک آنتاگونیست مرکزی نداشت.
این زنجیره در Spider-Man 4 هم ادامه پیدا میکند. این بار آنتاگونیست مرکزی نه یک ویلن شرور بلکه قهرمانی اشتباهگرفتهشده به شمار میآید. اگر هم کمی با کمیکهای مارول آشنا باشید، چندان برایتان سخت نیست که از همان دقایق آغازین حضورش حدس بزنید با چه کسی طرف هستید. در پس پرده نیز یک سازمان پلید قرار دارد که به شکلی کلیشهای تلاش میکند تا خود را به شکل یک سازمان درستکار معرفی کند و پروتاگونیست ماجرا را از واقعیت دور نگه دارد و فریب دهد.

عدم استفاده از ویلنهای سرشناس مرد عنکبوتی در برابر اسپایدرمن تام هالند یک خلأ آشکار در دل داستانهای او ایجاد کرده است که میتواند هواداران اسپایدی را دلسرد کند. اگر به مقایسه هم بپردازیم، متوجه میشویم کم و بیش همه فیلمهای اسپایدرمن پیش از دنیای سینمایی مارول (دستکم منهای The Amazing Spider-Man 2) در این مورد عملکرد خوبی از خود به جا گذاشتند و آنتاگونیستهای ماندگاری مثل گرین گابلین، داکتر آکتپس، ونوم، سندمن و لیزارد را برای مرد عنکبوتیهای خود به کار گرفتند.
این که دقیقا چه دلیلی باعث میشود تا ویلنهای اسپایدرمن فرصت عرضه اندام در دنیای سینمایی مارول را نداشته باشند چندان نمایان نیست. آیا سونی نمیگذارد این اتفاق بیفتد؟ یا فقط نویسندگان این فرانچایز علاقه چندانی به استفاده از آنها ندارند؟ در هر صورت، هم کینگپین وینسنت دنآفریو در این دنیاست و هم ونوم تام هاردی به شکلی مختصر فرصت حضور در امسییو را پیدا کرد. این که چرا هیچ کدام از آنها حتی نزدیک به اسپایدرمن تام هالند نشدند جای پرسش است. اما در نهایت، دلیلش هر آن چه که است، جای خالیاش حسابی حس میشود. به جایش، آنتاگونیست اشتباهگرفتهشده Spider-Man: Brand New Day بیشتر به شکل بهانهای به کار میرود تا یک فرانچایز دیگر از مارول را به امسییو بیفزاید تا این که رقیبی برای پیتر باشد.
چهرههای آشنا و چهرههای نو
بزرگترین جذابیتی که در این اثر میتوان یافت، خود تام هالند است. او که حدود ۱۰ سال پیش به عنوان یک پسر جوان، بار سنگین ایفای نقش یکی از محبوبترین قهرمانان دنیای کمیکها را روی دوش خود حس کرد، در همه این مدت به خوبی از پس آن برآمد. اما اکنون با فردی طرف هستیم که از توصیه شنیدن به توصیه کردن رسیده است. آن پسر خام که خیلی چیزها برایش با خنده و شوخی همراه بود، حالا مزه جدایی، از دست دادن و تنهایی را چشیده است تا کمی متوجه سیاهی و تاریکی دنیا باشد. تام هالند نیز به خوبی در به نمایش کشیدن این احساسات عمل میکند، بدون این که بیش از حد از هسته کاراکتر مرد عنکبوتی دور و تبدیل به شخصیتی شود که دیگر نتوان او را اسپایدرمن نامید.
و در کنار او، جان برنثال، هر چند به فراخور فیلمنامه مجبور است یک ورژن کمی متفاوتتر از پانیشر را به تصویر میکشد، اما باز نشان میدهد هنوز هم چیزی برای گفتن به مخاطبان را دارد. زندایا و جیکوب باتالون در جایگاه دو بازیگر محوری فرانچایز مرد عنکبوتی امسییو، به شکل سابق بازمیگردند و اگر آنها را در آثار پیشین اسپایدرمن دوست داشتید، باز نیز از حضور این دو لذت خواهید برد. با همه این اوصاف، باید درباره ایفای نقش سیدی سینک به عنوان یک افزوده تازه به امسییو کمی بیشتر سخن گفت.

کم پیش میآید که آنتاگونیست فیلمهای ابرقهرمانی یک کاراکتر جوان باشد. خود فیلم دقیق آشکار نمیکند که این شخصیت چند سالش است، ولی اگر سن راستین سیدی سینک را در نظر بگیریم، با کاراکتری طرف هستیم که تازه وارد بیست سالگی شده است. معمولا ویلنهای آثار ابرقهرمانی یا موجوداتی بسیار نیرومند هستند، یا افراد خیلی بانفوذ یا در طول سالها تجربیات و دانش فراوان به دست آوردهاند، یا ارتشی کلان در زیردست خود دارند، یا همه آنها در کنار هم. برای همین، یک دختر حدودا بیست ساله تهدید بزرگی برای مرد عنکبوتی به چشم نمیآید. ولی ماجرا زمانی فرق میکند که نام او جین گری و یکی از جهشیافتههای سطح امگا در جهان مارول باشد.
جین گری یک وجودیت شرور نیست. با این وجود، زندگی تراژیکش باعث شده است تا او در Spider-Man: Brand New Day ناخواسته در برابر قهرمان این عنوان قرار بگیرد. سینک نیز همه این احساسات و تجربهها را در سکانسهای گوناگون Spider-Man 4 به تصویر میکشد. از آوای مرموز و تهدیدآمیزش هنگامی که هنوز چهره او نمایان نشده است، تا خشمی که هنگام مقابله با کسانی که زندگیاش را ویران کردند در صورت خود به نمایش میگذارد و اندوهی که زمان رو به رو شدن با حقیقت درباره سرگذشتش در چشمان سیدی سینک پدیدار میشود، نشان از این هستند که مدیران دنیای سینمایی مارول یک انتخاب شایسته برای سالهای پیشرو برای ایفای نقش جین گری داشتهاند.
تاب خوردن، تار تنیدن و مشت زدن
معمولا حداقل انتظار از اثری حول محور اسپایدرمن، سینماتوگرافی جذابی است که بتواند حس تاب خوردن و حرکت این قهرمان در میان ساختمانها و سازههای گوناگون را با هیجان بالایی به تماشاچیان منتقل کند. Spider-Man: Brand New Day نیز در انجام آن عملکرد خوبی از خود به جا میگذارد. در همین حال نیز کرِئوگرافی مبارزات به کمک این سینماتوگرافی میآیند تا سکانسهای نبرد تماشایی را بیافرینند. سویه متفاوتی از اسپایدرمن که در این فیلم پدیدار میشود (و به شکل مختصری در Spider-Man: No Way Home هم دیده شد) چاشنی افزودهای به تمام المانهای پیشین هستند تا مبارزات متفاوتی از مرد عنکبوتی را در این فیلم ببینیم.
با همه این اوصاف، بیشتر این قسمتهای هیجانانگیز، لحظهای هستند. اکنون که در حال نوشتن این بررسی هستم، با این که مدت بسیاری از تماشای مرد عنکبوتیهای سم ریمی میگذرد اما هنوز هم سکانسهای ماندگار درگیریهای اسپایدی با ویلنهای خود را تقریبا به خوبی به یاد میآورم. با این حال، هر چند به تازگی Spider-Man: Brand New Day را تماشا کردهام، ولی برایم سخت است که مبارزهای را نام ببرم که قرار است برای سالها در ذهنم باقی بماند. درگیریهای پیتر با کاراکترهایی همچون نینجاهای هند، هالک و اسکورپیون در لحظه انجامشان هیجانانگیز به نظر میرسند اما احتمالا به خاطر این که یک روند کاملا کلیشهای را دنبال میکنند، ماندگار نخواهند بود.

شاید دلیلش نیز به همان نبود یک دشمن راستین برای اسپایدرمن بازگردد. در هر سکانس نبرد، کم و بیش میتوان حدس زد که سرنوشت کاراکترهایی که در برابر مرد عنکبوتی قرار میگیرند چه خواهد بود، و همیشه نیز حدسها درست از آب درمیآید. ولی اگر یک ویلن واقعی در برابر پیتر پارکر قرار میگرفت، بخشهای اکشن Spider-Man 4 از این پیشبینیپذیر بودن فاصله میگرفت و حتی ممکن بود در پرده سوم و درگیری نهایی فیلم، اسپایدی با هماوردهای شایستهای رو در رو میشد و نه چند نینجای رندوم که تا قبل از آن کمترین برخورد را با آنها داشت.
درخشش دنبالهدار مرد عنکبوتی دنیای سینمایی مارول
شاید نکته عجیب نه خود فرانچایز اسپایدرمن امسییو، بلکه شکستهای دو فرانچایز پیشین، یعنی مرد عنکبوتیهای سم ریمی و The Amazing Spider-Man بود که با وجود آزادی عملی که داشتند، نتوانستند به اندازه اسپایدرمنهای تام هالند دوام بیاورند. در حالی که اکنون کم و بیش یک دهه است تام هالند را در نقش پیتر پارکر/مرد عنکبوتی میبینیم، توبی مگوایر تنها حدود ۵ سال در مرکز فیلمهای اسپایدرمن خود بود و فیلمهای مرد عنکبوتی اندرو گارفیلد نیز در یک بازه زمانی ۲ ساله به اکران رسیدند. هر دوی این فرانچایزها هم کنسل شدند و پروژههای آتی آنها به مرحله تولید نرسید.
اما انگار قرار گرفتن اسپایدرمن در کنار دیگر قهرمانهای کمیکهای مارول، جان تازهای بود که این کاراکتر برای ادامه درخشش خود روی پردههای سینما به شدت به آن نیاز داشت تا الآن (منهای حضور در آثار دستجمعی امسییو) بتوانیم درباره چهارمین فیلم مرد عنکبوتی دنیای سینمایی مارول سخن بگوییم.

کمتر ابرقهرمانی را سراغ داریم که توانسته باشیم همانند این نگارش از اسپایدرمن به تماشا بنشینیم و رشدش از نوجوانی تا بزرگسالی را در آثار متوالی ببینیم. ابرقهرمان کم سن و سالی که یک زمان وابسته و زیر چتر تونی استارک به فعالیت میپرداخت، اکنون به اندازهای به بلوغ رسیده است که مسیر خود را بپیماید و حتی دیگران را همراه خودش داشته باشد. برای همین هم فرانچایز اسپایدرمن دنیای سینمایی مارول یک تجربه ویژه و منحصر به فرد را ارائه میکند که نمیتوان در جایی دیگری شبیه به آن را یافت و در هر گام از این راه نیز تماشاچیان را بیش از پیش هیجانزده میکند.
ممکن است قبل از اکران Spider-Man: Brand New Day تصور این بوده باشد که گردهمایی میراث چندین ساله فیلمهای مرد عنکبوتی در Spider-Man: No Way Home با حضور دیگر ورژن اسپایدرمنها و ویلنهای آنها، اوج جذب مخاطب برای آثار با محوریت مرد عنکبوتی است، اما Spider-Man 4 با رکوردهایی که شکست نشان داد که هنوز سوخت فراوانی در باک خودروی اسپایدرمن باقی مانده است.
سخن پایانی درباره Spider-Man: Brand New Day
با همه این نکات، در پایان باید گفت که Spider-Man: Brand New Day به هیچ وجه یک فیلم ناامیدکننده نیست. در واقع، این عنوان همان اثریست که میتواند یک تابستان شلوغ (آن هم با وجود رقبای قدری به مانند The Odyssey کریستوفر نولان) به اکران برسد و پشت سر هم به شکستن رکوردها و جذب تماشاچیان بپردازد. Spider-Man: Brand New Day دقیقا آن فیلم اکشنِ ابرقهرمانی پاپکورنیست که سینماها شایسته آن هستند. هر چند این فیلم بیایراد نیست ولی اگر به دنبال ساختهای اکشن یا از هواداران مرد عنکبوتی و دنیای سینمایی مارول هستید، Spider-Man 4 فیلمیست که شما را سرگرم خواهد کرد.
درونمایه این اثر چیزی فراتر از آثار پیشین اختصاصی مرد عنکبوتی نیست. اسپایدرمن دنیای سینمایی مارول هنوز هم از نبود یک دشمن راستین رنج میبرد، بیش از اندازه به دیگران وابسته است و اکشنهای فراموششدنی از خود به جا میگذارد. با همه این اوصاف، به خوبی برای دو ساعت و نیم سرگرمتان خواهد کرد.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.