بررسی بازی Life Is Strange: True Colors – همدلی سوپرپاور است

بررسی بازی Life Is Strange: True Colors – همدلی سوپرپاور است

بازگشتی قدرتمند برای Life Is Strange

۲۲ شهریور ۱۴۰۰ ۴.۱ ذخیره
۱۲۷ دیدگاه

سری Life is Strange پس از موفقیت غیر منتظره‌ی فصل اول خود در سال ۲۰۱۵، توانست به یکی از درخشان‌ترین عناوین تعامل محور صنعت ویدئو گیم تبدیل شود. استودیو دونت‌ناد اینترتیمنت (Dontnod Entertainment) با ترکیب المان‌های تعامل محور در یک روایت دلنشین و خیره کننده و افزودن کمی رمز و راز، موفق به جلب رضایت بسیاری شد. بازی تحسین شد‌ای که ما را به شهر کوچک آریدیا بی (Arcadia Bay) و روابط عاطفی بین دو دوست می‌برد. رابطه عمیقی که در بستر یک داستان رمز آلود و با ظهور قدرت‌های جادویی کاراکتر اصلی، پیچش یافته و به بلوغ می‌رسید. هرچند نسخه‌های بعدی این فرنچایز یعنی پیش درآمد بازی (Before the Storm) و نسخه دوم آن (Life Is Strange 2) هرگز نتوانستند به محبوبیت این عنوان برسند، اما همچنان Life Is Strange به عنوان یک فرنچایز احساسی موفق شناخته می‌شود.

Life Is Strange: True Colors
  • امتیاز کاربران
    24 ratings8.9/10
  • امتیاز متاکریتیک 85
  • ژانر درام تعاملیماجرایی
  • پلتفرم‌ها ایکس باکس سری ایکسایکس‌باکس وانپلی استیشن 5پلی‌استیشن 4پی‌سینینتندو سوییچ
  • ناشر بازی اسکوئر انیکس
  • سازنده اسکوئر انیکسدک ناین
  • حالت بازی تک نفره
  • درجه سنی بازی مناسب برای ۱۷ سال به بالا

سال گذشته اسکوئر انیکیس (Square Enix) در طی رویداد سالیانه خود، نسخه متفاوت و جدید این سری پرطرفدار را معرفی کرد. Life Is Strange: True Colors سومین سری داستانی از این مجموعه محسوب می‌شود که روایتگر داستان دختر جوانی به نام الکس چن (Alex Chen) می‌باشد که قرار است در شهر کوچکی واقع در کلرودا شروعی جدید در کنار برادر بزرگترش داشته باشد. الکس به واسطه قدرت ماورایی‌ش که دیدن احساسات آدما‌ها در قالب رنگ‌های مجزاست، توانایی درک و شریک شدن در آن‌ها را دارد. به طور دقیق‌تر قدرت الکس هنر زیبای همدلی است که به وسیله‌ی آن قادر است تا به سایرین در کنترل و هدایت احساساتشان کمک کند.

نسخه Life Is Strange: True Colors برخلاف سری‌های قبلی به صورت اپیزودیک منتشر نشده و یک مجموعه کامل است. این قسمت توسط استودیو دک ناین (Deck Nine) ساخته شده است که پیش از این آن‌ها را با ساخت نسخه‌ی Life Is Strange: Before the Storm به یاد داریم. بازی با گیم پلی حدودا ده ساعته و برای کنسول‌های پلی استیشن و ایکس باکس، ویندوز، گوگل استدیا و همچنین نینتندو سوییچ عرضه شده است.

استودیو دک ناین در تلاش بوده تا با برگشت به المان‌های ارزشمند نسخه اول بازی و تمرکز بر خلق تجربه‌ای نو در بستر تکراری موفق به خلق True Colors شوند، عنوانی که گفته می‌شود برگشتی است قدرتمند برای این سری دوست داشتنی و مجبوب؛ اما این حرف تا چه حد درست است؟

داستان بازی با ورود الکس چن به شهر کوچک هیون (Haven Springs) آغاز می‌شود. الکس دختر جوان ۲۱ ساله‌ای است با گذشته‌ی سخت که هشت سال گذشته را در مراکز کودکان بی‌سرپرست گذرانده. او حالا به هیون آمده است تا با برادر بزرگترش گیب (Gabe) زندگی جدیدی را شروع کند. همه چیز به ظاهر معمولی است اما این همه ماجرا نیست، چرا که الکس با وجود قابلیت‌هایی از سایرین متمایز می‌شود. الکس توانایی درک احساسات سایرین را به شکل جلوه‌های رنگی مجزا دارد. هرچند این موضوع برای او آن طور که انتظار می‌رود به عنوان یه تفاوت مثبت تلقی نمی‌شود، بلکه آن را یک نقص و مشکلی قلمداد می‌کند که موجبات تنهایی وی را فراهم کرده است. هرچند به نظر می‌رسد این تفکر به واسطه دکتر لین (Dr. Lynn) روانشناس مجموعه‌ای که الکس نیز ساکن آن است، تشدید می‌شود. او باور دارد آن چه که الکس می‌بیند تنها وهمی دیداری و نتیجه افسردگی حاصل از زندگی سخت اوست.

با ورود الکس به هیون، گیب به استقبال او می‌آید. در ادامه و با روالی منطقی شما با هیون و ساکنانش آشنا می‌شوید. هیون شهر کوهستانی بسیار کوچکی در شمال کلروداست که مردمانی خون‌گرم و دوست داشتنی دارد. ساکنین شهر در روابطی نزدیک و صمیمی باهم قرار دارند و به یکدیگر کمک می‌کنند. تمامی شخصیت‌های بازی به جز استف (Steph) که از بازی Before the Storm به یاد داریم، جدید هستند. به زودی و با همراهی گیب با شخصیت‌های اصلی بازی یعنی شارلوت (Charlotte) دوست دختر گیب، استف و رایان (Ryan) دوستان صمیمی اون و جد (Jed) صاحب کار گیب آشنا می‌شویم که از الکس به گرمی استقبال می‌کنند. در ادامه گیب برادر بزرگتر الکس، خانه خودش و کاری پاره وقت در بار جد را به الکس پیشنهاد می‌کند تا شانس شروعی تازه داشته باشد.

بازی به زیباترین شکل ممکن روابط عاطفی بین خواهر و برادر را به تصویر می‌کشد. مفاهیمی چون صمیمیت، صداقت، درک متقابل و خانواده چیزی است که بازی با روایت آرام خود در بخش اول به جذاب‌ترین حالت ممکن به نمایش می‌گذارد. در ظاهر هیون با وجود ساکنان دوست داشتنی‌ش و گیب می‌تواند نوید خانه‌ای جدید را به الکس می‎‌دهد. اما این همه ماجرا نیست. چرا که به زودی اتفاقی تلخ و غیرمنتظره برای گیب رخ می‌دهد که زندگی الکس و سایرین را به سرعت دستخوش تغییراتی جدی می‌کند. هیون آن شهر کوچک و دوست داشتنی که در ظاهر به نظر می‌رسد نیست و در پس این شهر کوچک اتفاقات ناگواری در حال رخ دادن است. الکس از بخش دوم بازی به بعد درگیر حل این معماها و رخ دادهای عجیب شهر می‌شود.

روایت بازی با روندی معقول کاربر را به پیش می‌برد و او را با لایه‌های زیرین داستان و خود الکس بیشتر آشنا می‌کند. هرچند برخی بخش‌های فرعی داستان شاید به جذابیت باقی داستان نرسند اما تمامی آن‌‌ها دربرگیرنده‌ی جزییاتی قابل توجه درباره روایت اصلی هستند که نباید از دست بدهید. بازی از حیث داستانی آرام‌تر و منطقی‌تر از سایر نسخه‌های فرنچایز است. در این قسمت با درام به مراتب پخته‌تری روبرو هستیم و شخصیت پردازی فوق العاده کاراکترها و دیالوگ‌های درخشان آنان قطعا از تمام نسخه‌های Life Is Strange چشمگیرتر است. دوستی الکس با شخصیت‌های بازی، روال شکل گیری روابط عمیق و عاطفی و تعامل‌های واقعی‌تر در این بازی به هنرمندانه‌ترین شکل ممکن بازگو شده است. اما متاسفانه بخش پنهان ماجرا و درگیری‌های آن به خوبی که انتظار می‌رود پرداخت نشده است و دو قسمت پایانی روالی شتاب زده دارند.

بازی‌های Life Is Strange همواره با شعار تصمیمات شما عواقبی دارند، عرضه شدند این موضوع در True Colors با وضوح بیشتری به چشم دیده می‌شود و برخلاف نسخه‌ها قبلی این بار انتخاب‌های بیشتری جلوی روی کاربر قرار گرفته است انتخاب‌هایی که نقشی مستقیم در پایان بندی بازی داشته و هفت پایان متفاوت را برای وی رقم می‌زنند. یکی از نکات قابل توجه این قسمت نیز سرمایه گذاری مناسب و برابر روی دو کاراکتر قابل رمنس بازی است. برخلاف نسخه اول بازی، روایت True Colors به هیچ عنوان با محوریت یک کاراکتر نبوده و به شما حق انتخابی برابر می‌دهد.

برخلاف نسخه اول بازی، در True Colors، توانایی‌های کاراکتر اصلی، نقش کمتری در روال بازی و داستان بازی می‌کند. در واقع توانایی‌های الکس یعنی قابلیت همدلی و اشتراک احساسات آن چنان که باید و شاید به کار گرفته نمی‌شوند. با توجه به معرفی و مارکتینگ بازی روی این قابلیت‌ها، انتظارات در این بخش بسیار بالاتر بود. بیشتر به نظر می‌رسد بازی سعی دارد احساسات را به عنوان پررنگترین المان بازی به کار گیرند تا پیام عشق، دوستی، خانواده و صمیمت را به کاربر می‌رسانند. هرچند سازندگان می‌توانستند به شکل قابل قبول‌تری و با دخیل کردن بیشتر توانایی‌های الکس و با پروبال دادن به آن این پیام را به کاربر برسانند.

گیم پلی بازی به سان سایر قسمت‌های مجموعه ساده و در قالب انتخاب دیالوگ‌های تعاملی به پیش می‌رود. کاراکتر توانایی تعامل با اجسام محیط و بعضا شخصیت‌های غیرقابل بازی را دارد و می‌تواند آزادانه در دو خیابان هیون، پارک محلی و چند ساختمان محدود به گشت و گذار بپردازد. هرچند در قیاس با نسخه اول بازی انتظار می‌رفت گستره‌ی قابل تعامل بازی وسیع‌تر باشد. کاربر همچنین می‌تواند به ژورنال، باکس پیامک تلفن و یک شبکه اجتماعی دسترسی پیدا کند که اطلاعات بیشتری درباره‌ی اتفاقات و دراماهای بازی در اختیار ما می‌گذارد. هرچند شخصا حس می‌کنم جای مستند کردن تصاویر در ژورنال مکس در این نسخه به شدت خالی است. همچنین حضور مینی گیم‌های جذاب دک ناین را نباید در این لیست از یاد بردو

جلوه‌های بصری و صوتی در این نسخه به هنرمندانه‌ترین شیوه خود پیاده سازی شده‌اند. بازی به لطف گرافیک خیره کننده و جلوه‌های بصری رئال محیط به شدت زیبا و دلنشینی دارد. بدین صورت که می‌توان برای دقایق متمادی در پارک هیون قدم زد و دریاچه را تماشا نمود. جزییات به کار گرفته شده در محیط و فضاسازی‌ها به صورت قابل توجهی زیبا و هنرمندانه هستند و حتی با گشت و گذار می‌توان ایستر اگ‌هایی از نسخه‌های قبلی در محیط مشاهده کرد. انمیشن و حرکت‌ها در این نسخه بسیار پیشرفت کرده‌ و موشن‌های صورت کاراکترها به شدت واقعی جلوه می‌کنند به طوری که بیانگر واضحی بر احساسات هر کاراکتر هستند. در کنار این جلوه ‌های بصری فوق العاده، به کار گیری هنرمندانه‌ی موسیقی دلنشین و برخی آثار شنیدنی، این عنوان را نیز جذاب‌تر کرده است. صدا گذاری نیز در این نسخه بی‌نقص است و به خوبی توانسته معرف شخصیت هر کاراکتر باشد. همچنین الکس که یک نرد موسیقی است با صدا پیشگی mxmtoon می‌خواند که از جمله دوست داشتنی‌ترین لحظات بازی است.

با وجود همه‌ی کاستی‌ها بازی با روایت جذاب، نویسندگی فوق العاده و به واسطه‌ی دیالوگ‌ها درخشان در تلاش است تا مانند سایر قسمت‌های این فرنچایز پیام زیبایی را به مخاطب برساند. پیام عشق، دوستی، بخشش خانواده و مهم‌تر از همه ادامه داشتن جریان زندگی! بازی True Colors یک روایت تعاملی جذاب با داستانی نسبتا آرام است که می‌تواند برای ساعاتی شما را در دنیای زیبا و عمیق خود غرق کند تا احساساتتان را با الکس شریک شوید. در کنار این پیام نقش داستان مرموز پس زمینه، گذشته الکس و سایر دراماهای هیون نیز قابل توجه هستند. باور دارم Life Is Strange: True Colors داستانی است احساسی، عمیق و حال خوب کن که ارزش چندین باز تجربه کردن را دارد.

خلاصه بگم که…

بازی Life Is Strange: True Colors روایتی است تعامل محور که در قالب داستان درام و اتفاقات مرموزش سعی در رساندن پیامی با ارزش به مخاطب دارد. بازی داستان دختر جوانی را روایت می‌کند که به قصد شروع یک زندگی تازه در کنار برادر بزرگترش راهی شهر کوچک هیون می‌شود. او به زودی زندگی خود و ساکنان هیون را با ماجراهای جذاب پیش رو تحت تاثیر قرار داده و متحول می‌کند تا مسیر زندگی را به پیش براند. در طی این مسیر نیز مفاهیم ارزشمندی چون عشق و دوستی را بازگو می‌کند.

می‌خرمش

اگر به تجربه یک عنوان درام تعاملی با ارزش تکرار بالا علاقه دارید، بازی Life Is Strange: True Colors عنوانی است باارزش و هدفمند با درون مایه بسیار زیبا که بایستی آن را تهیه کنید. موسیقی دلنشین، جلوه‌های بصری زیبا و رنگارنگ در کنار داستان جذاب و نویسندگی فوق العاده این قسمت چیزی است که می‌توان آن را یک برگشت قدرتمند برای فرنچایز دانست.

نمی‌خرمش

اگر به بازی‌های آرام و داستان محور در یک قالب از پیش تعریف شده علاقه‌ای ندارید، بازی Life Is Strange: True Colors احتمالا در جذب نظرتان ناموفق خواهد بود. همچنین به دلیل تماما دیالوگ محور بودن این بازی، اگر زبان انگلیسی ضعیفی دارید این بازی مناسب شما نخواهد بود.

  • امتیاز ویجیاتو90
  • امتیاز کاربران
    24 ratings8.9/10
  • امتیاز متاکریتیک85

برچسب‌هااسکوئر انیکس
کپی شد https://vgto.ir/bvn
نظرات (۱۲۷)
4.1 8 امتیازها
امتیاز مطلب
127 دیدگاه
جدید ترین
قدیمی ترین بیشترین امتیاز
دیدگاه درون خطی
نمایش تمام نظرات
IAmAmir714

منو باش دیدم که این مقاله رفته تو پربحث ترینا
اومدم دیدم همش چرت و پرته

mamin-p1

من بازی رو دو روزه تموم کردم و واقعا لذت بردم. مخصوصا چپتر آخر عالی نوشته شده. الکس هم در کنار مکسِ لایف یک جزو بهترین شخصیت‌های بازی‌ها برام میشه. مخصوصا توی شخصیت‌های مونث که تاپ هستن برام. یه چیز دیگه اینکه کلا سری لایف ایز استرینج فارغ از اینکه چه استودیویی میسازه بازی رو، علاقه خاصی به تجدید دیدار دو دوست یا خواهر و برادر داره. چیزی که تو لایف یک و اینجا ترو کالرز میبینیم و حتی توی بازی تل می وای که بازی قبلی استودیو دک ناین هم بود دیدیم. با تشکر از نقد خانم منظری.

آخرین ویرایش 9 ماه پیش توسط mamin-p1
Daniella-dimitrescu

دکتر حسنوند الان نیستن با منشیشون تماس بگیر

آخرین ویرایش 9 ماه پیش توسط Daniella-dimitrescu
Ali-hassanvand

شما؟
اینجا جدی جدی داره میشه تلگرام

آخرین ویرایش 9 ماه پیش توسط Ali-hassanvand
soul-ninja-15

حسنوند که مارو ســرویس کرد با اون متنش

Alireza2007

اوه سایت ویجیاتو هنوزهم کاربر داره؟
فکر کردم همه جمع کردیم رفتیم یوتیوبشون؟
حدودا ۱ سالی و نیمی هست که ی کامنتم ندادم 😐

Amirggsain

بابا چرا من به جای این گرل بن میشم؟؟😂

BenitoMussolini

فکر کنم girl برگشت😐

alireza-j

سلام خدمت همه ویجیاتویی های عزیز اعم از پوریا ، امیر حسین ، علی ، لیان اس کندی و دنیلا من کاربر جدید سایتم اما خیلی وقته دنبال میکنم و بخاطر ثبت نام سخت ویجیاتو نشد ثبت نام کنم

alireza-j

سلام خدمت همه ویجیاتویی های عزیز اعم از پوریا ، دایی علیرضا ، لیان اس کندی ، امیرحسین و دنیلا من چن ساله ویجیاتو رو دنبال میکنم اما بخاطر ثبت نام سخت ویجیاتو که از کار معدنم سخت تره تازه عضو شدم سلام به همه !

aria100

سیستم نسخه ۱و۲ میکشید اینو دیگه نمیکشه کاش ادامه نسخه ۱ رو میخواستن حیف اون شد الیته سانزده های نسخه یک دیگه از استدیو جدا شدن :^|

Ali-hassanvand

یه سوال این نمره ای که دادید از ۱۰ بود؟
آخه معمولا از ۱۰۰ میدادید

آخرین ویرایش 9 ماه پیش توسط Ali-hassanvand
amir-hossein379

متاکریتیک ۸۵ یعنی یه گیم فوق العاده!

Daeealireza

من که فکر میکنم نمره ۸ از ۱۰ براش کافیه
سبک بازیشو دوست دارم حتما سراغش میرم ولی اینکه اپیزودیک نیست هم فکر جالبیه

آخرین ویرایش 9 ماه پیش توسط Daeealireza
MOHAMMAD-REZA-MADADI

۲ دقیقه
گودرت

Arkin

۱ دقیقه

127
0
دوست داشتید، نظر دهیدx
()
x