
داستانهای کوتاه ویچر؛ چگونه ویچر شویم؟
آشنایی با مراحل آموزش ویچرها

یکی از آرزوهایی که اکثر گیمرها در دل خود دارند، تبدیل شدن به یک ویچر جوان و قدم گذاشتن در جهان غنی آن است. در طول این مطلب هم قرار است تا باری دیگر سری به دنیای ویچرها زده و راه تبدیل شدن به یک شکارچی هیولا را مرور کنیم. البته از همین ابتدا به شما هشدار میدهم که تبدیل شدن به یک ویچر کار واقعا دردناک و وحشتناکی است و بهتر است تا قبل از این که آزمون ویچرها را بگذرانید، حتما این مطلب ویجیاتو مطالعه کرده و بعد تصمیم بگیرید.
نکته: این مطلب با توجه به داستانهای فرعی سهگانه سیدی پراجکت و کتابهای نوشته شده توسط آندژی ساپکوفسکی نوشته شده و به جهان هر دو اثر وفادار است؛ اگر چه ممکن است تفاوتهایی میان این مطلب و سریال ویچر پیدا کنید.

مجموع آزمونهای ویچرها، تحت عنوان آزمونها یا Trials شناخته میشد. آزمونی بسیار سخت که طی آن کودکان بخت برگشته رعیتها یا فرزندان افرادی که به هر دلیلی قصد داشتند کودک خود را به ویچرها تحویل دهند، تغییر شکل میدادند و طی تمرینهای عجیب و غریب و غیرممکن به یک شکارچی هیولا به نام ویچر تبدیل میشدند. طی این آزمون، ویچرها برخی از ویژگیهای انسانی خود را هم از دست میدادند و تغییراتی در ظاهر و رفتار آنها ایجاد میشد که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.
آزمون ویچرها توسط فردی به نام آلزور (Alzur) که در مطالب بعدی با او بیشتر آشنا میشویم خلق شده بود. آلزور قصد داشت تا دنیا را از هیولاها پاک کند و تلاش کرد تا با خلق ویچرها و وعدهی ایجاد شکارچیان هیولایی که تواناییهای جادویی داشتند، حمایت و سرمایهگذاری پادشاهان و نجیبزادگان محلی را هم به خود جلب کند. آلزور برای یافتن سوژههای آزمایش، گاهی کودکان را میدزدید یا والدینشان را به فروش آنها راضی میکرد.
راه آلزور برای تبدیل انسان به ویچر، آزمونی به نام Trials بود که شامل آزمایشهایی طاقتفرسا میشد. در طی این آیینها، هر شاگرد ویچر مهارت شمشیرزنی، شناخت هیولاها، گیاهشناسی و جادوهای ابتدایی به نام Signs را میآموخت. این فرایند بهشدت دردناک بود و قربانیان زیادی میگرفت.

پیش از شروع آزمونها، هر کودک مجبور میشد تا فرایندی تحت عنوان The Choice را دنبال کند. طی این فرایند هر شخص مجبور بود تا یک سبک غذایی خاص شامل قارچ و خزه را به عنوان سبک غذایی خود در طول آموزشها دنبال کند. بسیاری از ویچرها در همین مرحله جان خود را از دست میدادند چرا که این سبک غذایی، با بدن برخی از انسانها سازگار نبود.
مرحله بعدی شامل آزمون علف (Trial of the Grasses) میشد که یکی از وحشیانهترین و دردناکترین آزمایشهایی است که روی انسانها پیادهسازی شده بود. این مرحله نیازمند جذب ویروسهایی مخصوص به همراه ترکیبات شیمیایی گیاهی موسوم به Grasses بود تا فیزیولوژی فرد را تغییر دهد. آزمون مذکور، حدود یک هفتهای طول میکشید و محتویات داروی تزریق شده، شامل گیاههایی مثل زنبق ذرت، بلادونا، نیزهچمن، چاودار وحشی و گل گرگکش میشد. این مواد در کنار معجونهای موتاژنیک (Mutagenic Elixirs) بود. ظاهراً سفیده تخم یک هزارپای ترسناک به اسم Scolopendromorph خاکستری هم پایه اصلی موتاژنهای این افراد را تشکیل میداد. (به جهش دهندههای ژنتیکی موتاژن گفته میشود). پیش از شروع مرحله اصلی آزمون، بخشی از این گیاهان در قالب چای به کودکان داده میشد.
در مرحله بعد، گیاهان و معجونها مستقیماً به رگهای کودکان بیحرکت تزریق میشدند. بیشتر شاگردان تا روز سوم کشته میشدند. بازماندگان، گرفتار حملات عصبی مثل جنون ناگهانی میشدند و فشار وارده آنها را به خوابی عمیق فرو میبرد. چشمان کودکان در ابتدا شیشهای میشد، نفسهایشان بلند و خشن و تمایلشان به گرفتن و پرتاب کردن اشیاء نزدیک بسیار زیاد میشد. پس از دریافت مجدد معجونها، سرفههایشان به استفراغ تبدیل میشد. آنها دچار تشنج میشدند و عرق سرد به صورت دائمی از آنها سرازیر میشد. در این حالت ضعیفشده، بدن آنها برای بقا با موتاژنها، گیاهان و ویروسهایی که بدنشان را تسخیر کرده بودند، مبارزه میکردند.

این وضع تا روز هفتم ادامه داشت. گفته شده که از بین ده نفر (گاهی بیست نفر)، نهایتاً سه یا چهار نفر زنده میماندند و بقیه در عذابی سخت کشته میشدند. کودکانی که بیدار میشدند، علاوه بر تغییر رنگ چشم به مراحل بعدی راه یافتند. این کودکان مجبور شدند تا دوستان خود که جانشان را از دست داده بودند را یافته و آنها را دفن کنند. واکنشهای فوقالعاده سریع، روند پیری کندتر، قدرت بدنی بالا و حواس بالا، نتیجهای بود که حاصل یک هفته تلاش مرگبار شاگردان ویچر بود.
از این جا به بعد، هر مدرسه به شکلی متفاوت شاگردان خود را تربیت و آنها را به یک ویچر تبدیل میکرد. برای مثال، یکی از آزمونهای مرسوم میان ویچرها، آزمون رویا (Trial of the Dreams) بود. این آزمون شامل مجموعهای از توهمات روانگردان بود که توسط درویدهای ناظر یا جادوگران به شاگردان القا میشد. این آزمون، علاوه بر سایر مزایا، دید در شب ویچرها را تقویت میکرد. آزمون رویا یک اثر عجیب هم داشت و ویچرهایی که تحت این آزمون قرار میگرفتند عقیم میشدند.
آزمون کوهستان (Trial of the Mountains) که در میان ویچرهای گرگ با نام آزمون مدال (Trial of the Medallion) شناخته میشد، که بهعنوان امتحانی برای سنجش میزان یادگیری شاگردان طراحی شده بود. داوطلبان باید از یک برکه در نزدیکی کر مورهن (Kaer Morhen) شنا میکردند، از محل زندگی موجوداتی به نام Old Speartip و البته یک Cyclops پیر عبور میکردند و سپس از منطقهای به نام Troll’s Head بالا میرفتند و با ترولهای سنگی آنجا روبهرو میشدند تا به محدودهای به نام Circle of Elements میرسیدند. پس از فعال کردن مدالشان در داخل دایره، آزمون به پایان میرسید. این آزمون بهصورت گروهی انجام میشد، زیرا مربیان باور داشتند که با وجود اینکه ویچرها شکارچیانی تنها هستند، همکاری همچنان میتواند برایشان مفید باشد.

گاهی که ویچرها خارج از درهی مورهن بودند، آزمون چشمان جنگل به عنوان آزمون نهایی جایگزین میشد. در این آزمون، داوطلبان با چشمان بسته و دست و پای بسته به دل جنگل برده میشدند و باید تنها با تکیه بر سایر حواس خود، تا پیش از طلوع صبح به مربیان بازمیگشتند. اگر دیر میکردند، شکست میخوردند یا تقلبشان کشف میشد، مربی آنها را برای یک شب از پاهایشان آویزان میکرد.
جالب است بدانید که گرالت به نسبت باقی ویچرها خیلی راحت از این آزمونها سربلند بیرون آمد و به همین دلیل، به همراه یک سری از ویچرهای سرسخت دیگر، سبک خاصی از آزمونها را تجربه کرد. طی این آزمون وحشتناک، تمامی شاگردها کشته شدند و تنها گرالت زنده ماند. نتیجه آن بود که گرالت به یک ویچر شکستناپذیر تبدیل شد، اما تمام رنگدانههای بدن و موهایش را از دست داد و به گرگ سفید تبدیل شد.
شاگردان مدرسهی خرس هم نسخهی بیرحمانهتری از آزمون کوهستان را پشت سر میگذاشتند. هدف آنها رسیدن به قلهی کوهستان سهمگین Gorgon و برداشتن یک Runestone خاص به عنوان نشانهای از صعودشان بود. بسیاری پیش از رسیدن به قله از سرما جان میباختند و اجساد یخزدهی آنها در برف باقی میماند تا مسیر را نشان دهد.
مدرسه گریفین هم روشی جالب را برای آزمون نهایی انتخاب کرده بودند. وقتی شاگردان کایر سرن به آزمون نهایی خود میرسیدند، دو گزینه پیش رویشان بود: یا باید کتاب Liber Tenebrarum نوشتهی Silvester Bugiardo را به طور کامل از حفظ میخواندند یا باید به دل طبیعت میرفتند و تخم یک گریفین را از لانهاش میدزدیدند. به جز ویچری به نام کلدار، تاکنون هیچ شاگردی گزینهی اول را انتخاب نکرده است.

مدرسه گربه هم به دلیل تمرکز خود روی پرورش ویچرهای جاسوس و عجیب و تأکید بسیارش بر چابکی و انعطافپذیری، آزمون نهایی خود را با بالا رفتن تدریجی از طناببند اجرا میکرد. این آزمون که در وهلهی اول برای تقویت تعادل شاگردان طراحی شده بود، در ابتدا چندان خطرناک نبود. اما سقوط در مرحلهی نهایی آزمون، برابر با مرگ بود.
حال جالب است بدانید که در برخی از مدارس، اگر یکی از ویچرهای ارشد در آخرین لحظه شک میکرد که آیا داوطلب ارزش تبدیل شدن به عضوی کامل از مدرسه را دارد یا نه، فرد مورد نظر مجبور بود هیولایی را که استاد انتخاب کرده بود شکست دهد یا با ویچری دیگر مبارزه کند. در حالت دوم، هر دو مبارز زره سنتی محفل ویچرها را بر تن میکردند و این آزمون هم، به نام آزمون شمشیر شناخته میشد.
اما نظر شما چیست؟ آیا با وجود این آزمونها هنوز هم آرزوی تبدیل شدن به یک ویچر را در سر دارید یا که ترجیح میدهید شغال کمخطرتری را انتخاب کنید؟
بیشتر بخوانید:
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.