مطالب «داستانهای کوتاه ویچر» را از دست ندهید
قصههای شنیدنی گرالت
در این روزها که با قطعی کامل اینترنت مواجه هستیم، دسترسی به منابع سرگرمی بسیار سخت و محدود است. از طرفی در شرایط دشوار فعلی، نیاز مبرمی به سرگرمیهای مختلف داریم تا برای مدتی ذهنمان را از اخبار منفی بیرون دور کنیم.
ما در ویجیاتو، سری مطالبی به نام «داستانهای کوتاه» داشتیم که در آنها به قصههای شنیدنی در دنیای بازی میپرداختیم. پس از معرفی بازی The Witcher 4، نوشتن سری مطالب «داستان کوتاه ویچر» را آغاز کردیم وبه مدت چندین هفته، قصههایی از ماجراجوییهای گرالت را تعریف کردیم. از آنجا که در حال حاضر خواندن داستان هم میتواند ذهن ما را برای لحظاتی سرگرم کند، تصمیم گرفتیم تا سری داستانهای کوتاه ویچر را در این مقاله در دسترس شما قرار دهیم.
این سری مطالب توسط محمدرضا نوروزی و آتنا حسینی نوشته شدهاند. داستانهایی که از دل کتابها، بازیها و سریال بیرون آمدهاند.
در ادامه میتوانید به لینک هر کدام از داستانها دسترسی داشته باشید.
- داستانهای کوتاه ویچر؛ ماجرای اصل غافلگیری
- داستانهای کوتاه ویچر؛ چرا به گرالت قصاب بلاویکن میگویند؟
- داستانهای کوتاه ویچر؛ دیو و دلبر
- داستانهای کوتاه ویچر؛ آشنایی با مدارس ویچرها (قسمت اول)
- داستانهای کوتاه ویچر؛ آشنایی با مدارس ویچرها (قسمت دوم)
- داستانهای کوتاه ویچر؛ نقش اژدهایان در جهان ویچر
- داستانهای کوتاه ویچر؛ ماجرای آشنایی گرالت و ینیفر
- داستانهای کوتاه ویچر؛ چگونه ویچر شویم؟
- داستانهای کوتاه ویچر؛ تو چیزی بیشتر از سرنوشت من هستی!
- داستانهای کوتاه ویچر؛ شکار اژدهای طلایی افسانهای
- داستانهای کوتاه ویچر؛ کابوسی به نام استرایگا
- داستانهای کوتاه ویچر؛ لبهی دنیا
امیدواریم از خواندن این داستانها لذت ببرید.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.