معرفی بهترین فیلم دلهره آور برتر قرن ۲۱
قهرمانهای تعلیق
پیدا کردن مرز دقیق میان یک اثر هنری متعالی و یک فیلم سرگرمکننده در ژانر فیلم های دلهره آور، همیشه چالشبرانگیز بوده است. ژانر مهیج یا همان تریلر، از آن دستههایی است که به راحتی با ژانرهای دیگر ترکیب میشود؛ از تریلرهای روانشناختی و جاسوسی گرفته تا نئونوآرهای سیاه و تریلرهای اکشن. اما چه چیزی باعث میشود یک فیلم در لیست بهترین فیلمهای تریلر قرن ۲۱ قرار بگیرد؟ پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود: «تعلیق هوشمندانه». ما در این یادداشت به سراغ آثاری رفتهایم که نه تنها ضربان قلب شما را تند میکنند، بلکه تا روزها ذهنتان را درگیر لایههای پنهان خود نگه میدارند. اگر به دنبال آدرنالین خالص هستید که با نبوغ کارگردانی ترکیب شده باشد، این مقاله دقیقاً برای شما نوشته شده است.
در دو دهه اخیر، سینما شاهد تولد دوباره نئونوآرهایی بوده که بر خلاف آثار کلاسیک دهه هشتاد و نود، تمرکز خود را بر پیچیدگیهای اخلاقی و فروپاشی هویت گذاشتهاند. در این لیست، ما از ورود به قلمرو ژانر وحشت پرهیز کردهایم تا به معنای «ناب» تریلر وفادار بمانیم. بیایید با هم این ۱۴ قهرمان تعلیق را بررسی کنیم.
بهترین فیلم دلهره آور قرن ۲۱
| نام فیلم | زیرژانر تریلر | محور اصلی تعلیق | دلیل ماندگاری |
|---|---|---|---|
| Memento | نئونوآر / روانشناختی | حافظه، زمان و حقیقت | ساختار روایی معکوس که مخاطب را در ذهن شخصیت اصلی زندانی میکند |
| Mulholland Drive | روانشناختی / سوررئال | فروپاشی هویت و ناخودآگاه | ترکیب خواب و واقعیت با نمادپردازی عمیق و بازی درخشان نائومی واتس |
| In the Cut | جنایی / اروتیک | میل، خطر و بیاعتمادی | بازتعریف تریلر اروتیک با نگاه زنانه و فضای ناامن شهری |
| Memories of Murder | جنایی واقعی | ناتوانی سیستم عدالت | ترکیب طنز سیاه و تراژدی با پایانی ضدکلیشه و تلخ |
| Collateral | نئونوآر / اکشن | تقابل اخلاق و پوچی | یک شب نفسگیر با شخصیتپردازی ماندگار و فضاسازی دیجیتال |
| A History of Violence | روانشناختی / جنایی | خشونت و هویت پنهان | واکاوی گذشتهای که قابل دفن کردن نیست |
| The Lives of Others | سیاسی / اخلاقی | نظارت و وجدان | تعلیق مبتنی بر شنود و انتخاب اخلاقی بهجای اکشن |
| Casino Royale | جاسوسی / اکشن | ذهنیت و ریسک | بازتعریف جیمز باند بهعنوان انسانی آسیبپذیر |
| Zodiac | جنایی واقعی | وسواس حقیقت | تمرکز بر فرآیند جستوجو بهجای حل معما |
| Drive | نئونوآر استیلیزه | سکوت و خشونت ناگهانی | تضاد زیبایی بصری با انفجار خشونت |
| Locke | مینیمال / روانی | فروپاشی درونی | اثبات اینکه کلمات هم میتوانند تعلیق بسازند |
| Nightcrawler | اجتماعی / رسانهای | اخلاق و رسانه | ترس از دوربین و عطش جامعه برای فاجعه |
| You Were Never Really Here | انتقامی / هنری | تروما و رهایی | حذف اکشن مرسوم و تمرکز بر زخم روانی |
| Destroyer | نئونوآر مدرن | گناه و فرسایش | نگاهی اگزیستانسیالیستی به پلیسی که با گذشتهاش میجنگد |
Memento

کریستوفر نولان پیش از آنکه با سهگانه بتمن یا پروژههای عظیم علمی تخیلی مثل Interstellar به یک بت سینمایی تبدیل شود، با دومین فیلم بلند خود، یعنی Memento، تمام قواعد روایتگری را در سینما جابهجا کرد. این فیلم نئونوآر که در لسآنجلس میگذرد، صرفاً یک داستان جنایی ساده نیست؛ بلکه کاوشی است دردناک در مفهوم حافظه و حقیقت.
لئونارد (با بازی درخشان گای پیرس) از نوعی اختلال حافظه رنج میبرد که اجازه نمیدهد خاطرات جدیدی بسازد. او به دنبال قاتل همسرش است و تنها ابزارهایش برای کشف حقیقت، یادداشتهای کوتاه، عکسهای پولاروید و تتوهایی است که روی بدنش حک کرده تا مهمترین اطلاعات را فراموش نکند. نبوغ نولان در اینجاست که فیلم را به صورت معکوس روایت میکند. هر سکانس که تمام میشود، ما به زمانی قبلتر برمیگردیم و این دقیقاً حسی را به مخاطب منتقل میکند که لئونارد دارد: عدم آگاهی از اینکه چرا در این موقعیت قرار گرفته است. فیلمنامه که بر اساس داستان کوتاهی از جاناتان نولان نوشته شده، مانند یک ساعت مچی دقیق کار میکند. اگر بازی متقاعدکننده گای پیرس و همراهی کری-آن ماس نبود، شاید این پازل پیچیده به یک اثر مکانیکی تبدیل میشد، اما حالا ما با یکی از ماندگارترین آثار قرن روبرو هستیم.
| ویژگی | جزئیات اثر |
| کارگردان | کریستوفر نولان |
| بازیگران کلیدی | گای پیرس، کری-آن ماس، جو پانتولیانو |
| امتیاز منتقد | ۹.۵ از ۱۰ |
| دلیل تماشا | تجربه ساختار روایی منحصربهفرد و بازی با مفهوم زمان |
Mulholland Drive

دیوید لینچ با این فیلم ثابت کرد که در نمایش «ناخودآگاه» رقیبی ندارد. فیلم جاده مالهالند که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد، ابتدا قرار بود یک سریال تلویزیونی باشد، اما در نهایت به یکی از پیچیدهترین و بحثبرانگیزترین تریلرهای روانشناختی تاریخ سینما تبدیل شد. لینچ در اینجا مضامینی مثل دوگانگی هویت و مرز لغزنده بین بازیگر و نقش را به اوج میرساند.
داستان با ورود بتی (نائومی واتس)، دختری سادهدل و امیدوار از کانادا به لسآنجلس شروع میشود که آرزوی ستاره شدن دارد. او در خانه عمهاش با زنی به نام ریتا (لورا هرینگ) روبرو میشود که در اثر تصادف حافظهاش را از دست داده است. جستوجوی آنها برای یافتن هویت واقعی ریتا، آنها را به آپارتمانی مخوف و جسدی پوسیده میرساند. اما در ثلث پایانی، فیلم ناگهان تغییر ماهیت میدهد. بتی به دایان تبدیل میشود؛ زنی شکستخورده و حسود که رابطهاش با کامیلا (همان ریتا) در حال فروپاشی است. بازی نائومی واتس در این فیلم، به ویژه در سکانس تست بازیگری، یکی از آن معجزاتی است که کمتر در سینما تکرار میشود. لینچ با استفاده از نمادهایی مثل کلید آبی و کلوپ سیالنسیو، اتمسفری میسازد که بین خواب و بیداری معلق است.
| ویژگی | جزئیات اثر |
| کارگردان | دیوید لینچ |
| بازیگران کلیدی | نائومی واتس، لورا هرینگ، جاستین ثرو |
| امتیاز منتقد | ۹.۸ از ۱۰ |
| دلیل تماشا | غرق شدن در دنیای سوررئال و نمادین لینچ |
In the Cut

در حالی که قرن ۲۱ با تریلرهای اروتیک چندان مهربان نبوده، جین کمپیون با نگاهی زنانه و نوین، اثری ساخت که فراتر از کلیشههای این زیرژانر میرود. فیلم In the Cut یک تریلر جنایی در دل نیویورک است که به جای تمرکز بر اکشن، بر کشف امیال خطرناک تمرکز دارد.
مگ رایان که تا پیش از این با فیلمهای کمدی رومانتیک شناخته میشد، در اینجا نقش فرانی را بازی میکند؛ زنی که به شکلی تصادفی درگیر یک پرونده قتلهای زنجیرهای میشود. مارک روفالو در نقش کارآگاه مالوی، یکی از مبهمترین و کاریزماتیکترین بازیهای خود را ارائه میدهد. او همزمان هم جذاب است و هم مظنون. فرانی در حالی که به شدت مجذوب مالوی شده، شروع به شک کردن به او میکند؛ آیا مردی که در آغوش اوست، همان قاتل بیرحم است؟ کمپیون با استفاده از فیلمبرداری نزدیک و بافتهای بصری خاص، حس ناامنی و عطش را همزمان به مخاطب القا میکند. حضور جنیفر جیسون لی و کوین بیکن (در یک نقش فرعی درخشان) به غنای این اثر افزوده است.
| ویژگی | جزئیات اثر |
| کارگردان | جین کمپیون |
| بازیگران کلیدی | مگ رایان، مارک روفالو، جنیفر جیسون لی |
| امتیاز منتقد | ۸.۲ از ۱۰ |
| دلیل تماشا | بازخوانی زیرژانر تریلر اروتیک با نگاهی متفاوت و عمیق |
Memories of Murder

بونگ جون-هو، پیش از آنکه با «انگل» جهان را فتح کند، با فیلم Memories of Murder استانداردهای جدیدی برای تریلرهای جنایی تعریف کرد. این فیلم بر اساس اولین قتلهای زنجیرهای واقعی در کره جنوبی بین سالهای ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۱ ساخته شده است؛ زمانی که پلیس از نظر تجهیزات و دانش فنی در بدترین وضعیت ممکن بود.
فیلم روایتگر تقابل دو کارآگاه است: پارک دو-من (سونگ کانگ-هو)، پلیسی محلی که معتقد است با نگاه کردن در چشم متهم میتواند حقیقت را بفهمد و از شکنجه برای اعتراف گرفتن ابایی ندارد، و سئو تائه-یون، کارآگاهی جوان و تحصیلکرده از سئول که به شواهد علمی اعتقاد دارد. بونگ جون-هو با مهارتی بینظیر، طنز سیاه را با تراژدی ترکیب میکند. سکانسهای تعقیب و گریز در مزارع برنج و بارانهای سیلآسا، اتمسفری خفقانآور ایجاد کردهاند. نکته تکاندهنده فیلم این است که در پایان، عدالت اجرا نمیشود؛ چرا که در واقعیت نیز این پرونده تا سال ۲۰۱۹ حلنشده باقی مانده بود. این فیلم نه فقط درباره یک قاتل، بلکه درباره درماندگی یک ملت در حال گذار است.
| ویژگی | جزئیات اثر |
| کارگردان | بونگ جون-هو |
| بازیگران کلیدی | سونگ کانگ-هو، کیم سانگ-کیونگ |
| امتیاز منتقد | ۹.۷ از ۱۰ |
| دلیل تماشا | ترکیب بینقص درام انسانی، کمدی سیاه و تعلیق جنایی |
Collateral

مایکل مان، استاد بلامنازع نئونوآر، با فیلم Collateral یکی از نفسگیرترین شبهای تاریخ سینما را رقم زد. فیلم در طول یک شب در خیابانهای لسآنجلس میگذرد و از نظر بصری، به دلیل استفاده پیشرو از دوربینهای دیجیتال در آن زمان، بافتی بسیار زنده و مستندگونه دارد.
تام کروز در یکی از متفاوتترین نقشآفرینیهایش، نقش وینسنت را بازی میکند؛ قاتلی حرفهای با کتوشلوار خاکستری و موهای نقرهای که جیمی فاکس (راننده تاکسی) را گروگان میگیرد تا او را به محل پنج قتل برنامهریزی شده برساند. شیمی بین کروز و فاکس درون فضای بسته تاکسی، موتور محرک فیلم است. وینسنت یک فیلسوف نهیلیست است که آدمکشی را صرفاً یک کار تمیز میبیند. سکانس مشهور عبور کایوتها از خیابان و خیره شدن جیمی فاکس به آنها، استعارهای است از وحشیگری پنهان در دل مدرنیته. مایکل مان با این فیلم نشان داد که چگونه میتوان یک تریلر اکشن را به یک مطالعه شخصیتی عمیق تبدیل کرد.
| ویژگی | جزئیات اثر |
| کارگردان | مایکل مان |
| بازیگران کلیدی | تام کروز، جیمی فاکس، جادا پینکت اسمیت |
| امتیاز منتقد | ۹ از ۱۰ |
| دلیل تماشا | اتمسفر شبانه لسآنجلس و بازی ضدکلیشه تام کروز |
A History of Violence
دیوید کروننبرگ در این فیلم به سراغ یکی از ریشهایترین غرایز بشری یعنی خشونت رفته است. فیلم که بر اساس یک رمان گرافیکی ساخته شده، با یک سوال ساده شروع میشود: آیا انسان میتواند واقعاً گذشته خود را دفن کند و به فرد دیگری تبدیل شود؟
ویگو مورتنسن نقش تام استال را بازی میکند؛ مردی آرام که در یک شهر کوچک صاحب رستوران است و زندگی خانوادگی ایدهآلی دارد. اما وقتی او در یک دفاع شخصی بسیار حرفهای و خشن، دو سارق مسلح را از پا در میآورد، توجه رسانهها جلب میشود. به زودی سر و کله گانگسترهایی پیدا میشود که ادعا میکنند او را از فیلادلفیا میشناسند و نام واقعیاش «جویی» است. فیلم به تدریج لایههای شخصیتی تام را برمیدارد و ما را با حقیقتی هولناک روبرو میکند. بازی ماریا بلو در نقش همسر تام و ویلیام هرت در نقش برادر جویی، ابعاد روانشناختی فیلم را دوچندان کرده است. سکانسهای خشونت در این فیلم، بر خلاف اکشنهای هالیوودی، بسیار دردناک، سریع و واقعی تصویر شدهاند.
| ویژگی | جزئیات اثر |
| کارگردان | دیوید کروننبرگ |
| بازیگران کلیدی | ویگو مورتنسن، ماریا بلو، اد هریس |
| امتیاز منتقد | ۸.۸ از ۱۰ |
| دلیل تماشا | واکاوی روانشناختی ماهیت خشونت و تضاد هویت |
The Lives of Others

تریلرهای مربوط به جنگ سرد معمولاً پر از تعقیب و گریز هستند، اما این فیلم آلمانی ثابت میکند که تعلیق واقعی میتواند در گوش دادن به صدای دیگران از پشت دیوارها نهفته باشد. این فیلم به دوران قدرت اشتازی (سرویس امنیتی آلمان شرقی) در دهه هشتاد میپردازد.
اولریش موهه نقش ویسلر را بازی میکند؛ مأمور وظیفهشناس و خشک اشتازی که مأموریت مییابد زندگی یک نویسنده تئاتر (سباستین کخ) و نامزد بازیگرش را شنود کند. ویسلر که در ابتدا یک مأمور بیروح به نظر میرسد، به تدریج جذب دنیای هنر و احساسات این زوج میشود. او شروع به دستکاری گزارشهای خود میکند تا از آنها محافظت کند. تنش فیلم زمانی به اوج میرسد که ویسلر باید بین وفاداری به نظام و وجدان انسانیاش یکی را انتخاب کند. بازی زیرپوستی اولریش موهه که خودش در دنیای واقعی تحت نظر اشتازی بوده، به فیلم اعتباری دوچندان بخشیده است.
| ویژگی | جزئیات اثر |
| کارگردان | فلوریان هنکل فون دونرسمارک |
| بازیگران کلیدی | اولریش موهه، سباستین کخ، مارتینا گدک |
| امتیاز منتقد | ۹.۶ از ۱۰ |
| دلیل تماشا | تجربه یک تریلر سیاسی-اخلاقی عمیق و تکاندهنده |
Casino Royale

وقتی صحبت از بهترین فیلمهای تریلر قرن ۲۱ میشود، نمیتوان نفوذ فیلمهای اکشن جاسوسی را نادیده گرفت. «کازینو رویال» نه تنها بهترین فیلم دنیل کریگ در نقش جیمز باند است، بلکه یکی از دقیقترین تریلرهای اکشن دوران ماست که ژانر خود را از نو تعریف کرد.
این فیلم باند را از یک شخصیت کارتونی و ضدضربه، به یک انسان آسیبپذیر تبدیل کرد که اشتباه میکند و زخم میخورد. بخش بزرگی از تعلیق فیلم نه در صحنههای تعقیب و گریز ابتدایی در ماداگاسکار، بلکه دور میز پوکر در مونتهنگرو اتفاق میافتد. تقابل ذهنی باند با لو شیفر (مدس میکلسن) که از چشمش خون میچکد، نمونه اعلای تعلیق مدرن است. همچنین رابطه عاشقانه و پیچیده او با وسپر لیند (اوا گرین)، وزنی عاطفی به فیلم بخشیده که در هیچیک از قسمتهای قبلی و بعدی باند تکرار نشد. مارتین کمپبل با این فیلم نشان داد که چگونه میتوان یک فرنچایز قدیمی را با تزریق رئالیسم و خشونت عریان، دوباره زنده کرد.
| ویژگی | جزئیات اثر |
| کارگردان | مارتین کمپبل |
| بازیگران کلیدی | دنیل کریگ، اوا گرین، مدس میکلسن |
| امتیاز منتقد | ۸.۹ از ۱۰ |
| دلیل تماشا | مشاهده نسخهای زمینی، خشن و جدی از جیمز باند |
Zodiac

دیوید فینچر با فیلم زودیاک نشان داد که چگونه میتوان تریلری ساخت که در آن قهرمان داستان به جای اسلحه، با پوشهها و اسناد کار میکند. این فیلم روایتگر داستان واقعی تلاشهای خبرنگاران و پلیس برای یافتن قاتل زنجیرهای معروف به زودیاک در کالیفرنیای دهه شصت و هفتاد است.
جیک جیلنهال نقش رابرت گریاسمیت، یک کاریکاتوریست ساده را بازی میکند که وسواس پیدا کردن قاتل تمام زندگیاش را به نابودی میکشد. فینچر با دقت وسواسی خود، اتمسفر آن دوران را بازسازی کرده و به جای تمرکز بر صحنههای قتل، بر «فرآیند جستوجو» تمرکز میکند. سکانس مشهور زیرزمین و دیالوگ «در کالیفرنیا خانههای زیادی زیرزمین ندارند»، یکی از ترسناکترین لحظات تاریخ سینماست بدون اینکه خونی ریخته شود. مارک روفالو و رابرت داونی جونیور نیز در نقشهای مکمل فوقالعاده ظاهر شدهاند. این فیلم درباره این نیست که قاتل کیست؛ بلکه درباره این است که چگونه یک معما میتواند روح انسان را ببلعد.
| ویژگی | جزئیات اثر |
| کارگردان | دیوید فینچر |
| بازیگران کلیدی | جیک جیلنهال، مارک روفالو، رابرت داونی جونیور |
| امتیاز منتقد | ۹.۴ از ۱۰ |
| دلیل تماشا | تجربه اوج دقت کارگردانی فینچر و یک روایت جنایی واقعی |
Drive

نیکلاس ویندینگ رفن با این فیلم، یک نئونوآر استیلیزه و مینیمالیست خلق کرد که به سرعت به یک اثر کالت تبدیل شد. رایان گاسلینگ در نقش رانندهای بینام، شخصیتی را خلق کرد که با وجود سکوتهای طولانی، تمام احساساتش را از طریق نگاه و حرکات بدن منتقل میکند.
داستان درباره راننده بدلکاری است که شبها به عنوان راننده فراری برای سارقان کار میکند. زندگی او زمانی پیچیده میشود که تصمیم میگیرد به همسایهاش، آیرین (کری مولیگان) و همسر تازه از زندان آزاد شدهاش (اسکار آیزاک) کمک کند. خشونت در این فیلم، بر خلاف اتمسفر آرام و موسیقی سینثویو آن، بسیار ناگهانی و شوکهکننده است. سکانس آسانسور، تضاد بین عشق خالص و خشونت وحشیانه را به زیباترین شکل ممکن به تصویر میکشد. طراحی لباس (کاپشن عقربنشان) و فیلمبرداری پر از نئون، از این فیلم یک تابلوی نقاشی متحرک ساخته است.
| ویژگی | جزئیات اثر |
| کارگردان | نیکلاس ویندینگ رفن |
| بازیگران کلیدی | رایان گاسلینگ، کری مولیگان، اسکار آیزاک |
| امتیاز منتقد | ۸.۷ از ۱۰ |
| دلیل تماشا | زیباییشناسی بصری خیرهکننده و موسیقی متن نمادین |
Locke

چگونه میتوان تریلری ساخت که ۹۰ دقیقه آن در یک ماشین بگذرد، هیچ اسلحه یا تعقیب و گریزی نداشته باشد، اما مخاطب را تا مرز جنون پیش ببرد؟ استیون نایت با «لاک» پاسخی قاطع به این سوال داد. این فیلم که در زمان واقعی (Real-time) روایت میشود، تماماً بر دوش بازیگری است که تنها با یک تلفن همراه، امپراتوری زندگیاش را در حال فروپاشی میبیند.
اشتباه اول درباره این فیلم این است که مردم تصور میکنند چون اتفاق فیزیکی نمیافتد، فیلم خستهکننده است. اما تنش در «لاک» نه از بیرون، بلکه از کلمات نشأت میگیرد. اشتباه دوم این است که فکر میکنند ایوان لاک (تام هاردی) یک مرد بیاحساس است که فقط به فکر بتنریزی ساختمانش است. حقیقت این است که بتن در اینجا یک استعاره است؛ ایوان میخواهد پیِ زندگیاش را برخلاف پدرش، محکم بنا کند، اما یک لغزش کوچک تمام سازه را لرزانده است. تام هاردی در این فضای بسته، بازیگری را به سطح جدیدی برده است. او با لهجهای خاص و آرامشی که هر لحظه ممکن است به فریاد تبدیل شود، مخاطب را متقاعد میکند که یک اشتباه در زندگی شخصی میتواند به اندازه یک بمب ساعتی در یک تریلر جاسوسی، خطرناک و مهیج باشد.
| ویژگی | جزئیات اثر |
| کارگردان | استیون نایت |
| بازیگر کلیدی | تام هاردی |
| امتیاز منتقد | ۸.۵ از ۱۰ |
| دلیل تماشا | اثبات قدرت بازیگری و فیلمنامهنویسی در فضای محدود |
Nightcrawler

فیلم Nightcrawler یکی از سیاهترین و در عین حال واقعگرایانهترین تریلرهای اجتماعی قرن حاضر است. دان گیلروی با خلق شخصیت لو بلوم، آینهای در برابر جامعهای گرفت که تشنهی تماشای فاجعه از قاب تلویزیون است. لسآنجلس در این فیلم، نه شهر فرشتهها، بلکه زیستگاه جانوران شبزی است که برای یک فریم خونآلود، از روی جنازهها رد میشوند.
لو بلوم یک قهرمانِ تلاشگر نیست، او یک «جامعهستیز مدرن» است که زبان موفقیت شرکتهای بزرگ را به شکلی بیمارگونه یاد گرفته است. همچنین مقصر اصلی در فیلم لو بلوم نیست، بلکه مخاطبانی هستند که اخبار او را تماشا میکنند. جیک جیلنهال با کاهش وزن شدید و آن چشمهای برآمده که انگار هیچگاه پلک نمیزنند، تصویری از یک موجود گرسنه ارائه میدهد. او در جستوجوی نور فلش دوربینش، به درون خانههایی نفوذ میکند که هنوز خونِ قربانیان در آنها خشک نشده. این فیلم تریلری است که به جای ترس از قاتل، شما را از «دوربین» میترساند.
| ویژگی | جزئیات اثر |
| کارگردان | دان گیلروی |
| بازیگران کلیدی | جیک جیلنهال، رنه روسو، ریز احمد |
| امتیاز منتقد | ۹.۲ از ۱۰ |
| دلیل تماشا | نقد گزنده رسانه و بازیگری درخشان جیک جیلنهال |
You Were Never Really Here

لین رمزی با این فیلم، ژانر تریلر انتقامجویانه را به یک قطعه موسیقی انتزاعی تبدیل کرد. واکین فینیکس در نقش جو، مردی است که از تروما ساخته شده. او نه یک ابرقهرمان است و نه یک آدمکش خونسرد؛ او تودهای از گوشت و عضله است که روحش در کودکی زیر ضربات کمربند پدرش مرده است.
یک اشتباه رایج این است که این فیلم را با «لئون حرفهای» یا «تیکن» مقایسه میکنند. برخلاف آنها، لین رمزی از نمایش مستقیم اکشن فرار میکند. ما اغلب صحنههای درگیری را از مانیتورهای بیروح دوربین مداربسته یا در تاریکی مطلق میبینیم. اشتباه دوم این است که مخاطب فکر میکند هدف جو نجات دختر است؛ در واقع، نجات دادن آن دختر، تنها راهی است که جو میتواند برای لحظاتی صدای جیغهای درونی خودش را ساکت کند. فینیکس با ریشهای انبوه و نفسی که انگار همیشه بالا نمیآید، دردی را به تصویر میکشد که چکش (سلاح مورد علاقهاش) هم نمیتواند آن را خرد کند. موسیقی جانی گرینوود در این اثر، تعلیقی ایجاد میکند که از هر دیالوگی برندهتر است.
| ویژگی | جزئیات اثر |
| کارگردان | لین رمزی |
| بازیگر کلیدی | واکین فینیکس |
| امتیاز منتقد | ۸.۶ از ۱۰ |
| دلیل تماشا | کارگردانی هنری متفاوت و بازی فوقالعاده واکین فینیکس |
Destroyer

فهرست ما با فیلمی به پایان میرسد که به معنای واقعی کلمه، نئونوآر است. کارین کوساما در فیلم Destroyer، لسآنجلس را زیر آفتابی سوزان و بیرحم به تصویر میکشد که تمام گناهان گذشته را از زیر خاک بیرون میکشد. نیکول کیدمن در این فیلم، تمام پرستیژ و زیبایی ستارهگونهاش را قربانی کرد تا نقش ارین بل را بازی کند.
گریم سنگین نیکول کیدمن اینجا فقط یک پوشش نیست، بلکه نقش «گذر زمان و نکبت» را بازی میکند. همچنین در این فیلم با یک فیلم پلیسی ساده طرف نیستیم. فیلم Destroyer در واقع یک درام اگزیستانسیالیستی در لباس تریلر است. ساختار روایی فیلم که بین گذشته (عملیات نفوذی) و حال (زوال ارین) در نوسان است، مانند یک طناب دار به دور گردن مخاطب سفت میشود. ارین بل پلیسی است که نه برای عدالت، بلکه برای جبرانِ یک پوچیِ درونی میجنگد. این فیلم به ما یادآوری میکند که تریلرهای بزرگ، آنهایی نیستند که به ما میگویند قاتل کیست، بلکه آنهایی هستند که میپرسند: «بعد از گناه، چه چیزی از ما باقی میماند؟»
| ویژگی | جزئیات اثر |
| کارگردان | کارین کوساما |
| بازیگران کلیدی | نیکول کیدمن، سباستین استن |
| امتیاز منتقد | ۸.۱ از ۱۰ |
| دلیل تماشا | دگردیسی خیرهکننده نیکول کیدمن و داستانی پرکشش |
جمع بندی
وقتی بهعنوان کسی که سالها با فیلمهای دلهرهآور و مهیج زندگی کردهام به این فهرست نگاه میکنم، یک نکته کاملاً روشن میشود: ماندگارترین آثار قرن بیستویکم الزاماً آنهایی نبودهاند که بودجههای عظیم یا فروشهای نجومی داشتهاند، بلکه فیلمهایی هستند که توانستهاند نبض ذهن مخاطب را در دست بگیرند و رهایش نکنند. تجربه تماشای این آثار نشان میدهد سینمای مهیج در دو دهه اخیر آگاهانه از تقابلهای ساده و قابل پیشبینی فاصله گرفته و به سمت روایتهایی حرکت کرده که در آن مرز اخلاق، حقیقت و هویت دائماً در حال لغزش است. از ساختار پازلگونه Memento که اطمینان ما به حافظه و واقعیت را متزلزل میکند تا سکوتهای سرد و انفجاری Drive، همه این فیلمها با درک عمیق از روانشناسی مخاطب و زبان سینما، احساس امنیت ذهنی بیننده را هدف قرار میدهند. این آثار دیگر صرفاً برای بالا بردن آدرنالین ساخته نشدهاند؛ آنها پس از پایان، همچنان در ذهن باقی میمانند و مخاطب را وادار میکنند درباره تاریکترین لایههای انسان و انتخابهایش فکر کند.
سینما در بسیاری از مواقع ابزاری برای درک پیچیدگیهای جهان است. ژانر تریلر با استفاده از ابزار تعلیق، ما را مجبور میکند تا با ترسها، وسواسها و تاریکیهای درونیمان روبرو شویم. امیدواریم این راهنما به شما کمک کند تا در میان انبوه تولیدات سینمایی، جواهرهایی را پیدا کنید که واقعاً ارزش وقت و توجه شما را دارند. شما کدام یک از این فیلمها را دیدهاید؟ به نظر شما جای کدام شاهکار تریلر در لیست ما خالی است؟ نظرات و پیشنهادات خود را در بخش کامنتها با ما در میان بگذارید.
سوالات متداول
اگرچه مرز بین تریلر و ترسناک گاهی باریک میشود، اما تریلرها بیشتر بر تعلیق ذهنی و روایت جنایی/روانشناختی تمرکز دارند، در حالی که بسیاری از فیلمهای ترسناک بر ایجاد وحشت و شوک لحظهای تأکید میکنند.
خیر، اما اگر به دنبال شروعی طوفانی هستید، فیلم Memento یا Zodiac پیشنهادهای بهتری برای ورود به دنیای تریلرهای جدی هستند.
فیلم Parasite شاهکاری بیبدیل است اما بیشتر در دستهبندی کمدی سیاه و درام اجتماعی قرار میگیرد تا یک تریلر خالص، هرچند المانهای تریلر را در نیمه دوم به شدت به کار میبرد.
فیلمهای Drive و You Were Never Really Here دارای صحنههای خشونت عریان و شوکهکنندهای هستند که ممکن است برای همه مناسب نباشد.
بدون شک Zodiac و Memories of Murder بهترین گزینهها برای کسانی هستند که عاشق جزئیات پروندههای جنایی و پروسه یافتن قاتل هستند.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.