چه چیزی الهامبخش آفرینش دراکولای برام استوکر بود؟
پدر خونآشامها چگونه خلق شد؟
رمان دراکولای برام استوکر به اندازهای روی دنیای ادبیات اثرگذار بود که جایگاهی افسانهای پیدا کرده است. ولی چه چیزی باعث شد تا برام استوکر Dracula را بیافریند و منبع الهام این نویسنده ایرلندی چه بود؟ ریشههای دراکولای برام استوکر را میتوان در پژوهشهای روشمند، تاریخ محلی و تلاش برای یادآوری لحظات تراژیک یافت. زندگی و سفرهای برام استوکر تأثیر بسیاری در پدید آمدن Dracula داشتند که در این نوشتار نگاهی به آنها میاندازیم.
داستان کوتاه The Vampyre جان پولیدوری
با این که بیشتر توجهها روی Frankenstein مری شلی است، ولی یک روایت تأثیرگذار گوتیک دیگر در »سال بیتابستان« به وجود آمد: The Vampyre جان پولیدوری. این نویسنده انگلیسی که توسط میزبان خود به اسم لرد بایرون به چالش کشیده شد تا یک داستان ارواح بیافریند، یک ماجرای ترسناک خونآشامی را خلق کرد که روی لرد روثون متمرکز است.

این کاراکتر عموما به عنوان نمونه آغازین کنت دراکولا شناخته میشود. هر دوی این شخصیتها نجیبزاده هستند تا به مرور باور همگانی از ومپایرها تغییر پیدا کند. دیگر خونآشامها صرفا هیولا نبودند و کمکم تصور عمومی از آنها به اشرافزادههایی مرموز تبدیل شد. نکته دیگر درباره روثون مسافرتهای بینقارهای اوست که جزو خواستههای کنت دراکولا به حساب میآید.
داستان کوتاه Carmilla شریدان له فانیو
داستان کوتاه Carmilla شباهتهای زیادی با دراکولای برام استوکر دارد. این اثر شریدان له فانیو ایرلندی در ابتدا به شکل بخشبخش در مجله ادبی The Dark Blue منتشر میشد تا این که در مجموعهای از داستانهای کوتاه با نام In a Glass Darkly در سال ۱۸۷۲ عرضه شد.
از تأثیرات Carmilla بر Dracula میشود به خود کارمیلا اشاره کرد که تبدیل به سرالگوی زنان ومپایری شد که جاناتان هارکر را در دژ دراکولا اغوا میکنند. علاوه بر این، در این اثر است که اروپای مرکزی/خاوری تبدیل به جایگاهی غنی برای داستانهای خونآشامی میشود.

حتی ممکن است برام استوکر ویژگی روایی دیدن رویدادهای فراطبیعی از دید یک راوی بیتجربه را وام گرفته باشد که توسط هر دو نویسنده مورد استفاده قرار گرفت. کاراکتر لوسی وستنرا نیز شاید نگارشی توسعهیافته از کارمیلا در رمان استوکر باشد.
ولاد بهمیخکشنده
این روزها ولاد بهمیخکشنده بیش از هر چیزی به خاطر تأثیر افسانهایش بر دراکولای برام استوکر شناخته میشود. قسمتهای فراوانی از زندگی ولاد سوم وجود دارند که در اثر استوکر دیده میشوند. با همه این اوصاف، این اثرگذاریهای هرگز رسما تأیید نشد.
آشکارترین تأثیر را میتوان در اسم دراکولا یافت. ولاد راستین چیزی نزدیک به سال ۱۴۳۰ در مکان امروزی ترانسیلوانیا (محل زندگی کنت دارکولا در رمان) به دنیا آمد. در شروع Dracula، جاناتان هارکر سفر این بخش کوهستانی را با شنیدن زمزمههای بومیها توصیف میکند که به عقیدهاش خرافات آنهاست. عنوان «دراکول» که به معنای «اژدها» است از پدر ولاد سوم که عضوی از فرقه اژدها بود به او رسید.

لقب «بهمیخکشنده» ولاد سوم نیز نتیجه مبارزات او با امپراتوری عثمانی و خشونتی بود که گفته میشد در برابر آنها نشان میداد. خونینترین واقعه مربوط به این میشود که گفته شده است ولاد دستور به میخکشیدن بیست هزار مرد، زن و کودک را داد. با این که هیچ مدرکی بر ویژگیهای خونآشامی ولاد بهمیخکشنده وجود ندارد اما استفاده از نام و شهرت او کمک کرد تا ویلن وحشتناک دراکولای برام استوکر ریشههای ژرف تاریخی به دست آورد.
تاریخ ایرلند
استوکر فردی خجالتی و کمرو بود که گفت و گوهای کمی با دیگران داشت و برای همین از الهامبخشانش نیز کم سخن گفته است. با این حال، در یکی از مصاحبههای خود نمایان کرد که ایده زنده دفن کردن افراد چیزی بود که روی قوه تخیلش اثر گذاشت. باید اشاره کرد که اولین نسخه Dracula با عنوان The Undead نوشته شده بود. مادر برام در اسلایگو بزرگ شد و یک پیشخدمت جوان بود که نابودی محله خود به خاطر همهگیری وبا در سال ۱۸۳۲ را دید.

در جوانی، برام استوکر از مادر خود جزئیات این رویداد را میپرسد و نسبت به خاطرات او درباره جنازههایی که در خیابانها رها شده بودند، گورهای دستهجمعی و قربانیان وبا که پیش از مرگشان به دست پرستاران خسته و بیرمق زنده دفن میشدند توجه خاصی میکند. تاریخدانان تصور میکنند که چنین چیزی ممکن است الهامبخش اساسی برام استوکر در این موضوع باشد که ومپایریسم استعارهای از شیوع مرگبار وباست. این حقیقت که دراکولا با یک کشتی سر میرسد و بلای خود را گسترش میدهد با این دیدگاه به شکل ویژهای تطابق دارد.
یک مسافرت به ویتبی
شغل اصلی استوکر شریک تجاری هنری ایروینگ بود که یکی از بازیگران افسانهای تئاتر قلمداد میشود. بعد از یک تور نمایشی طاقتفرسا، ایروینگ به برام استوکر پیشنهاد داد تا تعطیلات خود را در ویتبیِ یورکشایر کنار دریا بگذرانند.
هواداران رمان برام استوکر با صومعه ویتبی آشنا هستند که مینا موری متروک بودن آن را به شکل «ویرانهای نجیب» توصیف کرد. بازمانده این صومعه گوتیک نزدیک به شهرک قرار دارد که سگ سیاه مرموز هنگام فرار از خرابه کشتی دمتر به سمت آن میرود. دمتر همان کشتی بود که دراکولا را به انگلستان رساند تا کار خود را آغاز کند. الهامبخش استوکر در این مورد یک کشتی خرابشده روسی به اسم دیمیتری بود که در سال ۱۸۸۵ در ویتبی قرار داشت.

شباهتها در همین مورد به پایان نمیرسند. گزارش میشد که هم کشتیهای داستانی و هم کشتیهای واقعی بار شن نقرهای را درون خود جای داده بودند. همچنین برام که متوجه کشتی ویرانشده توسط روزنامهای شد که در کتابخانه یافته بود، این قسمت از رمان خودش را به شکل گزارشهای خبری و بخشهای استخراجشده سفرنامه کاپیتان کشتی دمتر روایت میکند.
واپسین همسانی نیز مربوط به آرامگاه صومعه ویتبی میشود. یکی از سنگ قبرهای قدیمی این گورستان اسم سوالس را روی خود دارد که اولین قربانی دراکولا به شمار میآید.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.