عدم حضور مارلون براندو در مراسم اسکار چگونه مفهوم کنشگری را متحول ساخت؟
وقتی دون کورلئونه از قدرت هالیوود به نفع معترضان استفاده کرد
سینما بهعنوان یکی از مهمترین مدیومهای بصری، آینهای است که جامعه در نگاه آن منعکس میشود. بعید است هیچ مخاطبی از نقش و اهمیت مسئولیت اجتماعی سینماگران تردیدی به خود راه دهد. قابهای متحرک همواره حافظ برهههای خاص زمانی، رویدادها و قصههایی هستند که سینه به سینه به چشم جهان رسیده است. یک اثر هنری لزوما مقتضی به روز مشخصی نیست اما تاریخ نشان داده است بنا به تحولات عصری که بشر در آن زیست میکند، جریانهای اجتماعی موجود و فرهنگ غالب، هر تولید هنری میتواند بیانگر و نمایندهی اندیشهای مستقل باشد و صنعت سینما بهدلیل وسعت و محبوبیت خود سهم مهمی را برای بهتصویر کشیدن وضعیت انسانی ایفا میکند.
اگر بخواهیم نقش اجتماعی در جهان سینما را جستوجو کنیم و نمونه بیاوریم، بیتردید یکی از برجستهترین آنها کنشگری «مارلون براندو» در مراسم اسکار سال ۱۹۷۳ میلادی برای دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش مرد در فیلم «پدر خوانده» است؛ زمانی که «ساشین لیتلفدر» بازیگر و فعال حقوق مدنی بومیان آمریکا به نمایندگی از براندو در جایگاه او ایستاد و به دلیل اعتراض به نحوه تصویر کشیدن بومیان آمریکایی و رفتار نامناسب با آنها در سینمای هالیوود، تندیس اسکار را نپذیرفت.
کنشگری سینمایی برای تاثیرگذاری بیشتر خود هوشیاری و بزنگاههای خاصی را میطلبد. مراسم اسکار در صنعت سینما در زمرهی برترین فرصت نمایشها و تقدیرها است؛ تصمیم براندو – بر نپذیرفتن ارزشمندترین جایزه در بخش فردی حرفهی یک سینماگر، نشان از انتخابی آگاهانه و فرصتجویی در راستای نمایان ساختن و انعکاس شرایط یا پیامی است که دیگر پذیرفتنی نیست — درست در لحظهای اتفاق میافتد تا مهمانها و حاضرین از حضور «لیتلفدر» و نطق ایراد شده غافلگیر شوند؛ لباس بومی و خواندن واژگان از زبان براندو همه برخلاف مناسباتی است که انتظار دیدن / شنیدنش را در یک مراسم اسکاری داریم.

«فورد کاپولا»ی جوان برای داشتن براندو در نقش «ویتو کورلئونه» یا پدرخوانده تلاشهای بسیار کرده بود. دهه ۱۹۷۰ میلادی دوران بازگشت شکوهمندانه سینمایی براندو بهحساب میآید، از حضور در «اتوبوسی به نام هوس» (۱۹۵۱) تا رسیدن به «آخرین تانگو در پاریس» (۱۹۷۲)، دو دهه زمان سپری میشود تا او در حرفهاش از مسیر اتفاقات ریز و درشتی از جمله هنجارشکنی و کجرفتاریهایش در مسیر تولید فیلمهایی چون One-Eyed Jacks و Mutiny on the Bounty عبور کند و در نهایت به نقطهای برسد تا با نقشآفرینی در قامت پدرخواندهی کسب و کارهای مجرمانه در فیلم، ممتازترین نقدها و امتیازها از آن او شود؛ تندیس اسکار برای براندو در واقع تقدیر از دسترنج طیشدهی او بود تا برای مرتبهای دیگر نمادین بودنش در فرهنگ، هنر و سینمای آمریکایی به اثبات برسد.

او در مراسم حضور نیافت
و جایزهاش را نپذیرفت
مارلون براندو با دانستن ماجرای قتلعام معترضان جریان Wounded Knee که به موجب آن «در روز حادثه با خیال اینکه سرخپوستان در حال آماده شدن برای نبرد با ارتشیان هستند و با شلیک اشتباهی توسط بازرسان ارتش هنگام خلع سلاح سرخپوستان در کمپ، ارتشیان شروع به تیراندازی به سرخپوستان کردند که در نتیجه آن ۱۵۰ تا ۳۰۰ تن از سرخپوستان شامل بر: ۹۰ مرد و ۲۰۰ تن زن و کودک کشته شدند.» (ویکیپدیا فارسی) و با کمک اطلاعات و کتابهای رفرنسی که پیشتر از مراسم اسکار از طرف «لیتلفدر» به او رسیده بود، متوجه بدرفتارهای افراطی که در حق بومیان آمریکایی میشود و به نقطهای از کنجکاوی میرسد تا بیشتر بخواند و در نهایت از تریبون اسکار پیام آشکارش را برساند.
تعریف «کنشگری» از نگاه علم جامعهشناسی با چند عبارت ساده با رفتار براندو در اسکار سال ۱۹۷۳ منطبق است: او عامدانه رفتار کرده است، در برابر جمعی قابلتوجه در تالار مراسم و همزمان با پخش تلویزیونی متنش خوانده میشود، روند برنامه اسکار مختل میشود، روایتهای گمشده شنیده میشود و به عبارت دقیق: از نماد هستهی قدرت به ضرر آنها استفاده کرد.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.