ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

Frostpunk
مقالات بازی

گرمایی به بهای انسانیت: داستانی کوتاه از دنیای Frostpunk

در شهری یخ‌زده، هر تصمیم بهای انسانیت دارد

آتنا حسینی
نوشته شده توسط آتنا حسینی تاریخ انتشار: ۲۸ فروردین ۱۴۰۵ | ۲۲:۱۵

نیو لندن هرگز یک شهر نبود؛ پناهگاهی بود که با دندان‌های به‌هم‌فشرده در برابر مرگ ایستاده بود. حلقه‌های فلزی ژنراتور، مثل قفسه سینه‌ یک غول مکانیکی، در تاریکی نفس می‌کشیدند و هر دم، بخاری از امید مشروط را به آسمان یخ‌زده می‌فرستادند. من، در اتاقک فرماندهی ایستاده بودم؛ جایی که شیشه‌های یخ‌زده‌اش نه منظره‌ای، که فقط یادآور فاصله‌ی ما با نابودی بودند. عقربه‌ دماسنج بی‌رحمانه پایین می‌رفت و صدای سوت باد، مثل زمزمه‌ای از پایان جهان، در گوش شهر می‌پیچید.

در Frostpunk، سرما فقط یک پدیده‌ فیزیکی نیست؛ یک ایدئولوژی است. هر درجه کاهش دما، یک سوال اخلاقی جدید را به میز تصمیم‌گیری می‌کوبد. آن شب، سوال ساده بود: 

کودکان را به کار بفرستیم یا بگذاریم یخ بزنند؟

 هیچ‌کدام از گزینه‌ها شبیه انتخاب نبود. من به لیست قوانین نگاه می‌کردم، همان صفحاتی که با هر امضا، بخشی از انسانیت را خط می‌زنند و چیزی کارآمدتر، اما بی‌روح‌تر جایگزینش می‌کنند. یادداشت‌هایم را ورق زدم. چند روز پیش نوشته بودم:

 ما برای ساختن آینده‌ای بهتر اینجا هستیم. 

جمله‌ای که حالا بیشتر شبیه یک شوخی تلخ به نظر می‌رسید. در روان‌شناسی بحران، مفهومی وجود دارد به نام لغزش تدریجی اخلاق. هیچ‌کس یک‌شبه هیولا نمی‌شود؛ بلکه با مجموعه‌ای از تصمیمات کوچک و ضروری، مرزهای درونش را جابه‌جا می‌کند. اولین قانون، اضافه‌کاری بود. بعد، جیره‌بندی سخت‌تر. و حالا… کار کودکان.

بیرون، مردم دور ژنراتور جمع شده بودند؛ مثل پروانه‌هایی که به شعله‌ای وابسته‌اند که هر لحظه ممکن است خاموش شود. آن‌ها به این دستگاه ایمان داشتند، نه به‌عنوان یک ابزار، بلکه به‌عنوان یک خدا. و من، پیامبر دروغینی بودم که باید این ایمان را زنده نگه می‌داشتم، حتی اگر بهایش، قربانی کردن بی‌گناه‌ترین‌ها بود. این، همان پارادوکس رهبری در Frostpunk است: 

برای نجات همه، باید تصمیماتی بگیری که دیگر اجازه نمی‌دهد در آینه به خودت نگاه کنی.

دست‌هایم روی اهرم قانون‌گذاری لرزید. امضای من، فقط یک خط جوهر نبود؛ حکمی بود که آینده‌ چندین کودک را از کودکی به بقا تغییر می‌داد. در بازی، ما همیشه با نوارهایی روبرو هستیم که امید و نارضایتی را نشان می‌دهند. اما هیچ نواری برای اندازه‌گیری باری که روی وجدان خودمان سنگینی می‌کند وجود ندارد. شاید اگر بود، از همان روز اول پر می‌شد. در نهایت، امضا کردم.

چیزی در درونم شکست؛ نه با صدایی بلند، بلکه با سکوتی عمیق. ژنراتور همچنان کار می‌کرد، شهر همچنان نفس می‌کشید، و کودکان… آن‌ها فردا صبح به معادن زغال‌سنگ می‌رفتند. من شهر را نجات داده بودم، اما نمی‌دانستم چه چیزی را نجات داده‌ام. آیا این هنوز یک جامعه‌ انسانی بود یا فقط مجموعه‌ای از بدن‌های گرم که به هر قیمتی از خاموش شدن فرار می‌کردند؟

صبح روز بعد، وقتی اولین نور کم‌جان از پشت ابرهای یخ‌زده عبور کرد، من هنوز بیدار بودم. نیو لندن زنده مانده بود، اما بهایش در خطوط چهره‌ مردم و در سکوت سنگین شهر قابل خواندن بود. Frostpunk هرگز درباره‌ ساختن شهر نیست؛ درباره‌ تعریف دوباره‌ انسان بودن در شرایطی است که طبیعت، تمام تعاریف قبلی را بی‌اعتبار کرده است.

این فقط داستان یک شب از زندگی در این دنیا نیست؛ در نیو لندن، ژنراتور هرگز خاموش نشد… اما شاید چیزی مهم‌تر، خیلی زودتر از آن، برای همیشه خاموش شده بود.

آتنا حسینی
آتنا حسینی

تقریباً از زمانی که یادم میاد، وقتی بچه بودم من‌رو همیشه پای کنسول و کامپیوتر پیدا می‌کردن، از همون زمان عاشق بازی‌های Open World و شوتر بودم و رفته رفته با بازی‌هایی که خط داستانی عمیقی داشتن، ارتباط برقرار کردم. گیمر بودن من و علاقه‌ام به دنیای گیم همه به کمک پدرم شکل گرفت و با وجود مخالفت‌های شدید مامانم، پدرم همیشه من‌رو به این سمت سوق می‌داد. از علایق دیگه‌ام می‌تونم به دیدن فیلم و سریال مخصوصاً ژانر رازآلود و روانشناسی اشاره کنم.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
مجموع نظرات ثبت شده (8 مورد)
  • Rasin
    Rasin | 9 ساعت قبل

    پیشنهاد میکنم اگر از A.D.D و یا وسواس خاصی رنج میبرین تجربه تون از این بازی رو محدود کنین 🙂

  • Nashi43
    Nashi43 | 10 ساعت قبل

    Added to wishlist

    • ABM
      ABM | 8 ساعت قبل

      Frostpunk به شدت بازی خوبیه و به همه پیشنهاد می شه. سیستم قوی برای اجرا نمی خواد ولی برای بازی کردنش نیاز به فهمیدن زبان انگلیسی دارید یا می تونید از فارسی ساز ها استفاده کنید.

  • ShayanBE
    ShayanBE | 20 ساعت قبل

    متن زیبایی بود.👏
    من این بازی رو تا حالا تجربه نکردم، ولی چند تا از کامنت های دوستان منو ترغیب کرد که برم امتحانش کنم.

  • Amiraliaat
    Amiraliaat | 21 ساعت قبل

    این بازی شاهکاره حیف سیستمم خوب نیست تجربش کنم
    البته درسته باید از چیزی که داری لذت ببری ولی بنظرم حق نسل ما این نبود که یه تفریح ساده برامون بشه ارزو 😔

    • thisisamir14
      thisisamir14 | 12 ساعت قبل

      سلام عزیز نسخه 1 فکر نکنم سیستم قوی بخواد (واقعا به کجا رسیدیم؟...)

  • Aa8_4Dd
    Aa8_4Dd | 21 ساعت قبل

    برای من جالب ترین بخشش
    اونجایی بود که بعد از پایان بازی میاد ما از سرما جان سالم به در بردیم ولی با قیمت فلان چیز(اینجا با توجه به انتخابای شما ،جملات نشون داده میشن،مثلا اگه تصمیم گرفته باشید از مردم به عنوان جاسوس استفاده کنید میگه به قیمت بی اعتمادی مردم به هم دیگر و...) و تمام تصمیماتون رو میاره جلو چشمتون چه خوب یا بد و آخرش میگه آیا ارزششو داشت؟
    اونجاعه که می بینی خودت شدی عین اون کرکترای منفی فیلم ها ولی خودت نفهمیدی و فکر کردی حق با توعه

  • amir_sparda
    amir_sparda | 22 ساعت قبل

    این بازی، ازون بازیاس که هر تصمیمی بگیری بازم تهش حس اشتباه میده. هرکاری که انجام میشه به نظر درست نمیاد. دائما انتخابها، چالشی دارن که هیچکدومشون سفید یا سیاه نیستن. طیفهایی از خاکستری هستند!
    بازی فوق العاده زیباییه.

مطالب پیشنهادی