۵ بازی شوتری که خیلی دیر میفهمید خودتان شرور داستان بودهاید
در بیشتر بازیهای شوتر، شما قهرمان داستان هستید. تفنگ به دست میگیرید، جلوی پیشروی میروید، انبوهی از دشمنان را از پا درمیآورید و جهان را نجات میدهید. اما گاهی بازیها چنان هوشمندانه طراحی میشوند که ...
در بیشتر بازیهای شوتر، شما قهرمان داستان هستید. تفنگ به دست میگیرید، جلوی پیشروی میروید، انبوهی از دشمنان را از پا درمیآورید و جهان را نجات میدهید. اما گاهی بازیها چنان هوشمندانه طراحی میشوند که شما را در نقش یک قهرمان تمامعیار قرار میدهند، در حالی که تمام مدت، خودتان شرور واقعی داستان بودهاید. این بازیها با پیچشهای روایی غافلگیرکننده، ناگهان همهچیز را وارونه میکنند و شما را با این حقیقت تلخ روبرو میسازند که تمام آن خشونتها، به نام یک هدف اشتباه بوده است. در ویجیاتو، این بار سراغ پنج بازی شوتری رفتهایم که خیلی دیر میفهمید خودتان شرور داستان بودهاید. همراه ما باشید.
BioShock Infinite

BioShock Infinite شما را در نقش بوکر دویت، یک کارآگاه شکستخورده و بدهکار، قرار میدهد که برای نجات یک دختر مرموز به نام الیزابت به شهر پرندهی کلمبیا سفر میکند. در ابتدا، مأموریت بوکر کاملاً قابل توجیه است: او یک قهرمان است که میخواهد یک دختر را از چنگال یک دیکتاتور مذهبی به نام زکری کامستاک نجات دهد. اما در پایان بازی، همهچیز وارونه میشود: فاش میشود که بوکر و کامستاک در واقع یک شخص هستند.
بوکر در یک لحظهی حساس از زندگیاش، در یک غسل تعمید شرکت کرده و در یک جهان، توبه میکند و تبدیل به کامستاک میشود؛ در جهانی دیگر، توبه نمیکند و همان بوکرِ سرخورده باقی میماند. شما در طول بازی، در حال مبارزه با نسخهی دیگر خودتان بودهاید. این پیچش هوشمندانه، شما را با این سوال اساسی روبرو میکند که آیا قهرمان و شرور واقعاً دو شخصیت متفاوت هستند یا فقط دو روی یک سکه. بازی دوست داشتتی و جذاب BioShock Infinite با این روایت فلسفی و پیچیده، یکی از ماندگارترین تجربههای شوتر را خلق کرده که نشان میدهد گاهی بزرگترین دشمن، خودِ ما هستیم.
Far Cry 3

Far Cry 3 با داستانی کلاسیک از یک قهرمان معمولی شروع میشود. جیسون برودی، توریستی که برای نجات دوستانش به جزیرهای گرمسیری سفر میکند و به تدریج به یک جنگجوی بیامان تبدیل میشود. در ابتدا، همهی اقدامات او قابل توجیه است: کشتن دزدان دریایی و نجات دوستان. اما هر چه جلوتر میروید، جیسون بیشتر در خشونت غرق میشود و کمکم از یک قهرمان معمولی به یک قاتل خونسرد تبدیل میگردد. دیگر انگیزهی نجات دوستان، بهانهای بیش نیست؛ او فقط به دنبال هیجان و قدرت است.
نقطهی عطف بازی زمانی فرا میرسد که جیسون با انتخاب نهایی خود روبرو میشود: بازگشت به زندگی عادی یا ماندن در جزیره به عنوان یک جنگجوی وحشی. این لحظه، شما را با این حقیقت تلخ روبرو میکند که در طول بازی، نه تنها دشمنان را نابود کردهاید، بلکه به تدریج به چیزی تبدیل شدهاید که از آن متنفر بودید. بازی دوست داشتنی Far Cry 3 با این پیچش اخلاقی، یکی از تأثیرگذارترین بازیهای شوتر را خلق کرده که نشان میدهد گاهی بزرگترین هیولا، درون خود قهرمان داستان شکل میگیرد.
The Darkness 2

The Darkness 2 شما را در نقش جکی استاکادو، رئیس یک خانوادهی مافیایی که توسط یک نیروی شیطانی باستانی به نام «تاریکی» تسخیر شده است، قرار میدهد. در ابتدا، جکی یک ضدقهرمان تراژیک است که به دنبال نجات جان معشوقهی خود، جنی، از چنگال مرگ است. او در این راه، انبوهی از دشمنان را از میان برمیدارد و به نظر میرسد که فقط برای عشق میجنگد. اما با جلوتر رفتن، متوجه میشوید که جکی کاملاً در اختیار تاریکی قرار گرفته و دیگر نه برای عشق، که برای قدرت و انتقام میجنگد.
نقطهی عطف بازی زمانی رخ میدهد که مشخص میشود جنی نیازی به نجات نداشته است و در واقع، جکی با پذیرش کامل تاریکی، به یک تهدید برای تمام جهان تبدیل شده است. او که خود را قهرمان میپندارد، در نهایت به زندانی ابدی جهنم تبدیل میشود و متوجه میشود که تاریکی او را فریب داده است. بازی The Darkness 2 با این پیچش، نشان میدهد که گاهی عشق میتواند بهانهای برای ارتکاب وحشتناکترین جنایتها باشد.
Ultrakill

Ultrakill در ظاهر یک شوتر سریع و پرخون با الهام از بازیهای کلاسیک دههی نود است. شما در نقش V1، یک ربات جنگی، به اعماق جهنم سفر میکنید و با انبوهی از دشمنان میجنگید. اما کمکم متوجه میشوید که این ماشین بیامان، نه برای نجات، که برای نابودی و جمعآوری خون به جهنم آمده است. گابریل، فرشتهی جنگجو که در ابتدا به عنوان یک دشمن قدرتمند ظاهر میشود، بعد از شکستهای مکرر، دچار بحران هویت میگردد و متوجه میشود که آنچه را که برایش میجنگیده، دروغی بیش نبوده است.
شما تا اواخر بازی متوجه نمیشوید که قهرمان داستان، یعنی خودتان، در واقع یک هیولای خونخوار هستید. گابریل، که در ابتدا شرور به نظر میرسید، در مواجهه با V1 دچار تحول میشود و به تدریج به شخصیتی تراژیک تبدیل میگردد که قربانی یک نظام فاسد است. بازی با این پیچش، شما را به چالش میکشد که بپرسید: آیا شما واقعاً قهرمان این داستان بودهاید یا فقط یک ماشین کشتار که از روی جهل، همهچیز را نابود کرده است؟
Call of Juarez: Gunslinger

Call of Juarez: Gunslinger شما را در نقش سایلاس گریوز، یک شکارچی جایزهبگیر خسته و میانسال، قرار میدهد که در یک سالن داستانهای حماسی خود را تعریف میکند. در ابتدا، به نظر میرسد سایلاس یک قانونگذار عدالتخواه است که در غرب وحشی به تعقیب تبهکاران مشهور میپردازد. اما با پیشروی در بازی، متوجه میشوید که روایت سایلاس پر از تناقض و دروغ است. او داستانها را به نفع خود تغییر میدهد و خود را قهرمانی بینقص نشان میدهد، در حالی که در واقعیت، او یک آدمکش خونسرد است که برای انتقام، دست به هر کاری میزند.
نقطهی اوج بازی زمانی فرا میرسد که هویت واقعی سایلاس فاش میشود و متوجه میشوید که او هیچگاه قهرمان نبوده است. داستان او در واقع تلاشی برای توجیه قتلهایی است که در طول سالها مرتکب شده و او در طول بازی، ما را با داستانهایش فریب میدهد. Gunslinger با این پیچش هوشمندانه، نشان میدهد که در غرب وحشی، راویان قابل اعتماد نیستند و قهرمانان اغلب همان شرورانی هستند که قصههایشان را میشنویم.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.