۱۰ فناوری منسوخ شدهای که زمانی آینده بودند
سیر تحول تکنولوژی!
هر نسلی با ابزارهایی بزرگ میشود که برایش معنای «پیشرفته بودن» را تعریف میکنند. برای نسلی که در دهههای شصت و هفتاد شمسی جوان بود، فلاپی دیسک نه یک وسیلهی قدیمی بلکه نماد شگفتی تکنولوژی و فناوری بود؛ مستطیل پلاستیکی کوچکی که میتوانست اطلاعات را از یک رایانه به رایانهای دیگر منتقل کند. برای نسل بعدی، نوار کاست و ضبط صوتهای قرمز رنگ بودند. اما امروز، همهی این فناوریها در موزهها خاک میخورند.
این مقاله از ویجیاتو، دربارهی سیر تحول ۱۰ فناوری منسوخ شدهای که زمانی آینده بودند است. هر یک از این ده فناوری که در ادامه معرفی میکنیم، روزی نه تنها کاربردی بودند، بلکه زندگی بشر را متحول کرده بودند. آنها مشکلاتی واقعی را حل کردند، صنایعی را پدید آوردند و فرهنگهایی را شکل دادند که ردپایشان تا امروز هم باقی است. درک چرایی افول این فناوریها به ما کمک میکند بفهمیم که فناوریهای امروزی ما نیز چه مسیری را در آینده خواهند پیمود.
چرا فناوریها میمیرند؟ تحلیل الگوهای مشترک
بررسی این ده فناوری نشان میدهد که افول هیچکدام از آنها تصادفی نبود. چندین الگوی مشترک در مرگ فناوریهای قدیمی وجود دارد که درک آنها میتواند به ما کمک کند تا آیندهی فناوریهای امروز را بهتر پیشبینی کنیم.

نخستین عامل، «بهتر شدن جایگزین» است. اما نکتهی مهم اینجاست که «بهتر» لزوماً به معنای برتری فنی نیست. VHS از نظر فنی از Betamax ضعیفتر بود، اما برنده شد. کاست از نظر کیفیت صدا از صفحهی گرامافون ضعیفتر بود، اما پیروز شد. عامل تعیینکننده اغلب ترکیبی از قیمت، سهولت استفاده، توزیع گسترده، و گاه عوامل خارج از کنترل تکنولوژی مثل استراتژی بازاریابی بود.
دومین عامل، «تغییر در رفتار مصرفکننده» است. پیجر نه به این دلیل از بین رفت که فناوری بهتری از نظر ارسال پیام ساده شد، بلکه به این دلیل بود که مردم فهمیدند میخواهند ارتباط دوطرفه داشته باشند. دوربین فیلم نه فقط به خاطر کیفیت بلکه به خاطر «فوری بودن» دیجیتال کنار گذاشته شد. مودم دایلآپ نه فقط به خاطر سرعت بلکه به این دلیل رفت که مردم میخواستند همزمان تلفن هم داشته باشند.

سومین عامل، «اثر شبکهای» است. هر چه تعداد بیشتری از مردم یک فناوری را استفاده کنند، ارزش آن برای هر کاربر بیشتر میشود. وقتی اسپاتیفای کاربران کافی پیدا کرد، حضور نداشتن در آن یعنی از یک پلتفرم اجتماعی موسیقی جا میماندی. این اثر شبکهای میتواند هم در صعود و هم در سقوط فناوریها نقش داشته باشد.
۱. فلاپی دیسک؛ اولین معجزهی قابلحمل ذخیرهسازی
داستان فلاپی دیسک از اواخر دههی ۱۹۶۰ میلادی آغاز میشود. آیبیام در سال ۱۹۷۱ اولین نسخهی تجاری آن را با قطر هشت اینچ معرفی کرد. این دیسکهای اولیه میتوانستند تنها ۸۰ کیلوبایت داده ذخیره کنند؛ عددی که امروز برای یک شکلک ساده در تلگرام هم کافی نیست. اما در آن دوران، این فناوری یک انقلاب واقعی بود. پیش از آن، انتقال داده از یک رایانه به رایانهای دیگر مستلزم حمل کارتهای پانچ سنگین یا نوارهای مغناطیسی بزرگ بود.
در دههی ۱۹۸۰، فلاپی دیسکها به ابزار اصلی توزیع نرمافزار تبدیل شدند. شرکتهای بزرگی مثل مایکروسافت و اپل، سیستمعاملها و برنامههای خود را روی چندین فلاپی دیسک عرضه میکردند. نصب ویندوز ۳.۱ مستلزم استفاده از ۱۳ دیسکت ۱.۴۴ مگابایتی بود و کاربر باید آنها را یکییکی در دستگاه میگذاشت. این فرآیند ساعتها طول میکشید، اما همه آن را طبیعی میدانستند. نسخهی سهونیم اینچی که در اواخر دههی ۸۰ رایج شد، پوشش پلاستیکی سختی داشت و در آن دوره بسیار پیشرفته به نظر میرسید.

اما چه چیزی باعث سقوط فلاپی دیسک شد؟ جواب ساده است: ظرفیت ناکافی در برابر نیاز رو به رشد کاربران. وقتی موسیقی دیجیتال، ویدیو و نرمافزارهای پیچیدهتر به زندگی رایانهای وارد شدند، ۱.۴۴ مگابایت دیگر به هیچ دردی نمیخورد. سیدیرام با ۶۵۰ مگابایت ظرفیت و سپس DVD با ۴.۷ گیگابایت، فلاپی را به گوشهی تاریخ راندند. اپل با حذف درایو فلاپی از آیمک ۱۹۹۸ اعلام کرد که این فناوری دیگر نفسش به شماره افتاده است. جالب اینجاست که اقدام اپل در آن زمان با موج انتقاد روبرو شد، اما چند سال بعد همهی رقبا نیز همین مسیر را رفتند.
میراث فلاپی دیسک اما هنوز زنده است؛ آیکون «ذخیره» در اکثر نرمافزارها هنوز تصویر یک فلاپی دیسک را نشان میدهد. نسل جدید این آیکون را میشناسد بدون آنکه هرگز یک فلاپی واقعی دیده باشد. این خود نوعی ادای احترام ناخواسته به اهمیت تاریخی این فناوری است.
۲. نوار کاست؛ موسیقی در جیب
نوار کاست که فیلیپس آن را در سال ۱۹۶۳ معرفی کرد، به صورت تدریجی به پدیدهای فرهنگی-اجتماعی تبدیل شد. پیش از کاست، شنیدن موسیقی خارج از خانه یا رادیو عملاً غیرممکن بود. صفحههای گرامافون شکننده و حجیم بودند و نمیشد آنها را راحت با خود حمل کرد. کاست همه چیز را عوض کرد: ناگهان میشد موسیقی را توی جیب گذاشت.
اوج شکوفایی کاست با اختراع واکمن سونی در سال ۱۹۷۹ همزمان شد. این دستگاه کوچک که میتوانست به کمربند متصل شود، یک تحول فرهنگی واقعی به وجود آورد. برای اولین بار در تاریخ، مردم میتوانستند در خیابان یا در مترو، موسیقی شخصی و خصوصی خود را بشنوند. واکمن به نمادی از مدرنیته و آزادی فردی بدل شد و بیش از ۲۰۰ میلیون دستگاه از آن فروخته شد.

یکی از ویژگیهای منحصربهفرد کاست که هیچ فناوری دیجیتالی بهخوبی آن را بازتولید نکرده، قابلیت ضبط شخصی بود. ساختن «میکستیپ» یعنی کنار هم چیدن آهنگهای مورد علاقه روی یک نوار، به یک زبان عاشقانه و اجتماعی تبدیل شد. دادن میکستیپ به کسی پیامی بود که کلمات از بیان آن عاجز میماندند. این فرهنگ چنان ریشهداری داشت که حتی در دورهی دیجیتال، مفهوم «پلیلیست» کاملاً جایگزین آن شد.
کاست در برابر CD که در دههی ۱۹۸۰ ظهور کرد مقاومت نشان داد، اما تدریجاً بازنده شد. کیفیت صدای CD به مراتب بهتر بود، صدا با گذشت زمان کیفیت خود را از دست نمیداد و میشد مستقیماً به آهنگ مورد نظر رفت بدون آنکه نوار را جلو یا عقب برد. با این حال، کاست آنقدر ارزان و قابل دسترس بود که تا اواخر دههی ۱۹۹۰ همچنان در بازارهای جهانی حضور داشت.
اما چیز جالبی در سالهای اخیر اتفاق افتاده است: کاست دارد بازمیگردد. نه به عنوان فناوری اصلی، بلکه به عنوان یک انتخاب سبکزندگانی و نوستالژیک. فروش کاست در آمریکا از سال ۲۰۱۷ به این سو هر سال رشد کرده است. هنرمندانی مثل تیلور سویفت، بیلی آیلیش و هری استایلز آلبومهایشان را به صورت نوار کاست هم عرضه میکنند. این «احیاء» نشان میدهد که فناوری منسوخ شده لزوماً فراموش شده نیست.
۳. نوار ویدیویی VHS؛ جنگ فرمتها و سقوط یک امپراتوری
داستان VHS یکی از جذابترین داستانهای تجاری تاریخ فناوری است. ویاِچاِس مخفف سیستم ویدئوی خانگی است (VHS / Video Home System) و مانند نوارهای کاست، در داخل آن یک نوار مغناطیسی وجود داشت، گرچه نوارهای ویاِچاِس بسیار بزرگ تر و حجیم تر بودند.

در اواخر دههی ۱۹۷۰، دو فرمت رقیب به میدان آمدند: VHS که شرکت JVC ژاپن آن را توسعه داده بود، در برابر Betamax که ساخت سونی بود. از نظر فنی، Betamax کیفیت بهتری داشت؛ تصویر واضحتر، صدای بهتر و دستگاه کوچکتر. اما VHS برنده شد. چرا؟
پاسخ به استراتژی کسبوکار مربوط میشود. JVC به جای آنکه VHS را به عنوان یک محصول انحصاری نگه دارد، مجوز تولید آن را به سایر شرکتها داد. این یعنی تعداد بیشتری از تولیدکنندگان دستگاههای VHS میساختند، قیمتها پایینتر میآمد، و در نتیجه نوارهای VHS بیشتری در بازار پیدا میشد. علاوه بر این، VHS زمان ضبط طولانیتری داشت که به کاربران امکان میداد بازیهای کامل فوتبال یا فیلمهای بلند را روی یک نوار ضبط کنند. Betamax در تمام جنگ بازاریابی شکست خورد، نه در رقابت فنی.

VHS چیزی بیشتر از یک ابزار فنی بود؛ ویدیوکلوبها را به وجود آورد. در دههی ۱۹۸۰ و اوایل ۱۹۹۰، اجاره دادن نوارهای ویدیو یک صنعت پر رونق بود. Blockbuster در اوج شهرت خود بیش از ۹۰۰۰ شعبه در سرتاسر دنیا داشت و درآمد سالانهاش به شش میلیارد دلار میرسید. مردم آخر هفتهها به ویدیوکلوب میرفتند، نوار انتخاب میکردند، پاپکورن میگرفتند و شب فیلم میدیدند. این یک آیین اجتماعی بود.
DVD در ۱۹۹۷ ظهور کرد و VHS را در عرض کمتر از یک دهه از صحنه راند. کیفیت تصویر بهتر، صدای دیجیتال، قابلیت دسترسی مستقیم به صحنههای مختلف بدون نیاز به جلو و عقب رفتن، و حجم کوچکتر دیسکها همه عواملی بودند که DVD را ترجیحپذیر میکردند. بلاکباستر در سال ۲۰۱۰ ورشکسته شد، اما نتفلیکس که در ۱۹۹۷ با ارسال پستی DVD شروع کرده بود، تبدیل به امپراتوری جدیدی شد.
۴. دوربین فیلم عکاسی؛ شعر روی سلولوز
قبل از آنکه پیکسل وارد دنیای عکاسی شود، دنیای عکس رنگ و بویی دیگر داشت. رول فیلم آن نوار تاریک رنگ که باید از نور دور نگه داشته میشد مادهی اصلی هر لحظهای بود که میخواستی ثبت کنی. عکاسی آنالوگ هنر صبر کردن بود. عکاس بیست و چهار یا سی و شش تصویر داشت؛ نه بیشتر. هر شاتر که میزد، یک شانس را مصرف میکرد. این محدودیت به نوع خاصی از دقت و توجه منجر میشد.
اما چه چیزی آنالوگ را کُشت؟ نه صرفاً کیفیت تصویر دیجیتال، بلکه فوری بودن آن. با دوربین دیجیتال میتوانستی عکس را همان لحظه ببینی، در صورت نیاز دوباره بگیری، به هزار نفر ارسال کنی و ذخیرهسازی نامحدود داشته باشی. دوربین فیلم مستلزم نگهداری، ظهور و چاپ بود. این فرآیند هزینه داشت، زمان میبرد، و بازگشتپذیر نبود.

کداک که روزگاری بر ۹۰ درصد بازار فیلم آمریکا سلطه داشت، در سال ۲۰۱۲ اعلام ورشکستگی کرد. طنز تلخ ماجرا این است که اولین دوربین دیجیتال در سال ۱۹۷۵ توسط یک مهندس کداک به نام استیون ساسن اختراع شد، اما شرکت از ترس آسیب به کسبوکار فیلم خود، آن را به بازار معرفی نکرد. این یکی از بزرگترین اشتباهات استراتژیک تاریخ کسبوکار است.
با این وجود، فیلم آنالوگ نمرده است. فروش دوربینهای فیلم در میان نسل جوان هر سال افزایش مییابد. برندهایی مثل Lomography و حتی فوجیفیلم هنوز فیلم تولید میکنند. عکاسی آنالوگ به یک هنر آگاهانه تبدیل شده است؛ کسانی که آن را انتخاب میکنند، دقیقاً میدانند چرا.
۵. پیجر؛ اولین پیامرسان شخصی
پیجر را شاید بسیاری فراموش کرده باشند، اما این دستگاه کوچک در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ نمادی از دسترسپذیری و اهمیت اجتماعی بود. پزشکان، وکلا و مدیران ارشد اولین کسانی بودند که پیجر داشتند. داشتن پیجر یعنی آنقدر مهم هستی که باید همیشه در دسترس باشی. به تدریج این فناوری عمومیتر شد.

اصطلاح پیجر اولین بار در سال 1959 در اشاره به یک محصول ارتباط رادیویی ساخت شرکت موتورولا بکار گرفته شد و آن وسیله کوچکی بود که پیامهای رادیویی را به کسانی که آن را حمل میکردند، میرساند. در اوایل دهه 1990 پیجرهای با پوشش آنتن دهی وسیعی به بازار آمد و تعداد استفاده کنندگان آن به 22 میلیون نفر رسید. و چهار سال بعد یعنی در سال 1994 بیش از 61 میلیون نفر از پیجر استفاده میکردند.
در کشورهای پیشرفته پس از یک دوره رکود کوتاه مدت پیجر مجددا به عنوان یک وسیله ارتباطی، کارامد، بیخطر و ارزان مورد توجه قرار گرفت. بطوریکه در سال 2003 تعداد مشترکین ان به بیش از 250 میلیون نفر رسید. شخص ارسال کننده پیام (خواهان ارتباط calling party)، از تلفن معمولی برای گرفتن شماره پیجر طرف مقابل استفاده میکند و پیام عددی یا حرفی یا صوتی خود را ارسال میکند. در مدت کوتاهی پیام توسط گیرنده پیجر دریافت شده و دارنده پیجر با شنیدن صدای بیپ و یا لرزش، از رسیدن پیام آگاه میشود. و در نهایت، این پیام در صفحه نمایشگر (LCD) پیجر قابل رویت میباشد.
ظهور تلفن همراه در اواخر دههی ۱۹۹۰، پیجر را به حاشیه راند. وقتی میتوانستی مستقیم با کسی صحبت کنی، چه نیازی به دستگاه یکطرفه بود که فقط عدد نشان میداد؟ با این حال، پیجرها در حوزههای بهداشتی و بیمارستانی تا سالهای اخیر همچنان استفاده میشدند. دلیلش این است که شبکهی پیجر از نظر امنیتی جداگانه است و در مواقع بحران، پیجرها هنوز کار میکنند.
۶. دیسکهای فشرده (CD) و DVD؛ عصر بازتاب نور
دیسک فشرده یا همان CD که فیلیپس و سونی در سال ۱۹۸۲ معرفی کردند، در ابتدا برای موسیقی طراحی شده بود. طرح اولیه ظرفیتی داشت که بتواند نهمین سمفونی بتهوون را جا بدهد حدود ۷۴ دقیقه. این انتخاب هوشمندانه، CD را برای صنعت موسیقی که بیشترین دغدغهاش طول آلبومها بود، ایدهآل کرد.

CD کیفیت صدایی خالصتر از هر فناوری قبلی داشت. صدا دیجیتالی میشد، یعنی دقیقاً همانطوری که در استودیو ضبط شده بود، بدون هیچ افت کیفیتی، پخش میشد. برخلاف کاست که با هر بار گوش دادن کیفیتش کمی پایین میآمد، یک CD میتوانست هزاران بار پخش شود بدون هیچ تغییری. این ثبات یک انقلاب بود.
با گذشت زمان، CD کاربردهای گستردهتری پیدا کرد. رایانهها از CD-ROM برای نصب نرمافزار استفاده کردند. بازیهای ویدیویی روی CD توزیع شدند. و با ظهور CD-R و CD-RW، کاربران میتوانستند خودشان دیسک بسازند. سپس DVD آمد و با ظرفیت شش برابری، به ویژه برای سینما مناسبتر بود.
اما اینترنت همه چیز را عوض کرد. iTunes در ۲۰۰۳ به مردم نشان داد که میتوانند یک آهنگ را بدون خرید آلبوم کامل دانلود کنند. اسپاتیفای در ۲۰۰۸ یک گام جلوتر رفت و نشان داد که اصلاً نیازی به خرید آهنگ نیست فقط یک اشتراک ماهانه کافی است که Netflix برای فیلم همین کار را کرد. به تدریج، ایدهی «مالکیت» یک فایل موسیقی یا فیلم کمرنگ شد.
۷. مودم دایلآپ و صدای اتصال به اینترنت
اگر در اواخر دههی ۱۳۷۰ یا اوایل ۱۳۸۰ به اینترنت وصل میشدید، آن صدا را میشناسید. آن ترکیب نامنظم از بوق، خشخش و نویز که از اسپیکر رایانه میآمد، صدای «اتصال به اینترنت» بود. مودم دایلآپ برای برقراری ارتباط، از خط تلفن معمولی استفاده میکرد و سرعت آن در بهترین حالت به ۵۶ کیلوبیت در ثانیه میرسید. چرا سرعت اینترنت Dial-Up فقط 56 کیلوبیت بود؟
پاسخ این سوال به ساختار خطوط تلفن برمیگردد. اینترنت دایال آپ از همان خطوط تلفن آنالوگ استفاده میکرد که در اصل برای انتقال صدا طراحی شده بودند، نه دادههای دیجیتال. به همین دلیل پهنای باند این خطوط بسیار محدود بود و امکان انتقال داده با سرعتهای بالا وجود نداشت.

در واقع مودم دایل آپ وظیفه داشت سیگنالهای دیجیتال کامپیوتر را به سیگنال آنالوگ تبدیل کند تا از طریق شبکه تلفن منتقل شوند. این فرآیند که به آن Modulation و Demodulation گفته میشود، باعث ایجاد محدودیت در سرعت انتقال داده میشد. به همین دلیل حداکثر سرعت تئوری اینترنت Dial-Up حدود ۵۶Kbps بود و در عمل اغلب کاربران سرعتی کمتر از این مقدار تجربه میکردند.
آن دوران چیزهای خاص خودش را داشت. اتصال به اینترنت معنایش این بود که خط تلفن خانه اشغال است و کسی نمیتواند زنگ بزند. این یک موضوع جدی در بسیاری از خانوادهها بود، بهخصوص وقتی نوجوانان ساعتها آنلاین میماندند. بارگذاری یک تصویر ممکن بود چند دقیقه طول بکشد و نگاه کردن به نوار پیشرفتِ صفحهی مرورگر یک تجربهی طولانی بود.

با این محدودیتهای عجیب، مردم به شکل خلاقانهای از اینترنت استفاده میکردند. متنها مهمتر از تصویر بودند و اتاقهای گفتگو (Chat Rooms) محل اصلی تعامل اجتماعی آنلاین بودند. ICQ و AIM اولین پیامرسانهای فوری بودند که میلیونها نفر با آنها ارتباط برقرار میکردند.
ورود ADSL در اواخر دههی ۱۹۹۰ و اوایل ۲۰۰۰، دایلآپ را به تاریخ سپرد. سرعت دهها برابری و مهمتر از همه، امکان همزمان بودن اتصال اینترنت و تلفن، کاربران را شیفته کرد. اما آن صدای دایلآپ هنوز در حافظهی اجتماعی ما جا دارد و بارها در فیلمها و سریالها به عنوان ارجاع نوستالژیک استفاده شده است.
۸. دستگاه فکس؛ ایمیل آنالوگ
فکس در دههی ۱۹۸۰ و اوایل ۱۹۹۰ به ستون فقرات ارتباطات اداری تبدیل شد. ایده ساده بود: یک سند کاغذی را از طریق خط تلفن به یک دستگاه دیگر ارسال میکردی و در آن طرف، کاغذ دیگری با همان محتوا بیرون میآمد. برای دورهای که ایمیل هنوز وجود نداشت یا عمومی نبود، فکس یک معجزه بود.

قراردادها، سفارشها، تأییدیههای پزشکی، نقشهها و صدها نوع سند دیگر روزانه از طریق فکس جابجا میشدند. دفاتر بزرگ مجموعهای از دستگاههای فکس داشتند که ساعت به ساعت صدای زنگ و چاپ از آنها میآمد. جالب اینجاست که سرعت فکس برای انتقال یک صفحهی A4 حدود یک دقیقه بود همان کاری که امروز ایمیل در کمتر از یک ثانیه انجام میدهد.
با گسترش ایمیل در دههی ۲۰۰۰، فکس به تدریج اهمیتش را از دست داد. اما برخلاف انتظار، فکس هنوز هم کاملاً از بین نرفته است. ژاپن همچنان یکی از بزرگترین بازارهای فکس در جهان است. در برخی حوزههای حقوقی و پزشکی، به دلایل امنیتی و قانونی هنوز از فکس استفاده میشود.
۹. دستگاههای PDA؛ رویای اول هوشمندی
PDA یا «دستیار دیجیتال شخصی Personal Digital Assistant» نسل اول گوشیهای هوشمند بود. Palm Pilot که در ۱۹۹۶ عرضه شد، ابزاری بود که میتوانستی با آن تقویم داشته باشی، مخاطبان را ذخیره کنی و یادداشت بنویسی. برای دنیایی که هنوز در دفترچههای کاغذی کار میکرد، این یک جهش بزرگ بود.
برای نخستین بار Alan Kay دانشجوی فارغالتحصیل از دانشگاه یوتا در سال ۱۹۷۰، ایدهٔ دستگاه دیجیتال شخصی را مطرح ساخت. این ایده که Dynabook نامیده میشد رایانهای تعاملی بسیار شبیه به یک کتاب با قابلیتهای ارتباط بیسیم و صفحه نمایشی تخت را شرح میداد. نمونهٔ اولیهٔ Dynabook در سال ۱۹۷۰ و توسط مرکز تحقیقات پالو آلتو (PARC) از Xerox ساخته شد اما آن نمونهٔ اولیه هیچگاه به بازار عرضه نشد.

در اوایل سال ۱۹۸۰ برنامهریزیکنندههای روزانه و سازماندهیکنندههایی ایجاد شد که روز به روز بر محبوبیت آنها افزوده میشد. در سال ۱۹۸۴ اولین نمونهٔ دیجیتالی این سازماندهیکنندگان توسط شرکت Psion ایجاد شد که ترکیبی از تقویم، ساعت، ماشین حسابی ساده و یک پایگاه دادهی ابتدایی بود. و در سال ۱۹۸۹ کاسیو سیستم سازمان دهی و زمانبندی تجاری خود را منتشر کرد(B.O.S.S.). این سیستم شامل یک صفحه کلید QWERTY و امکاناتی مانند ذخیرهسازی تماسها، قرار ملاقاتها، یادداشتها و دیگر قابلیتهای ساده بود.
جان اسکالی نخستین کسی بود که واژهٔ PDA را اختراع کرد. اولین دستیار دیجیتال شخصی که Newton MessagePad نامیده میشد در سال ۱۹۹۲ و توسط شرکت اپل ایجاد شد و در سال ۱۹۹۳ به بازار عرضه شد. از جمله ویژگیهای این محصول میتوان به قابلیت تشخیص دستخط، همگام سازی صفحهٔ نمایش و پشتیبانی از مادون قرمز اشاره کرد. هرچند در سال ۱۹۹۸ شرکت اپل به دلیل مقرون به صرفه نبودن قیمت تولیدی این دستگاهها مجبور به ترک بازار آنها شد.
هر PDA معمولی دارای یک محل برای کارت حافظه، قابلیت ارتباط از طریق IrDA، (از طریق اشعهٔ مادون قرمز)، بلوتوث یا وای فای و امکانی برای گرفتن ورودی از کاربر است. این صفحه نمایش غالباً لمسی است اما در بعضی از انواع آن به صورت لمسی نبوده و صفحه کلیدی (یا به صورت صفحه کلیدهای QWERTY یا به صورت صفحه کلیدهایی شامل ۱۰ کلید که شامل اعداد و حروف اند) برای ورود دادهها دارند.
علاوه بر موارد فوق یک دستیار دیجیتال شخصی شامل تقویمی با قابلیت افزودن قرار ملاقاتها، برنامههای مدیریت زمان، برنامههایی برای ذخیرهسازی مخاطبان، ماشینحساب و برنامههایی برای یادداشت هستند. دستگاههای PDA دارندهٔ ارتباط بیسیم، برنامههای رایانامهخوان و مرورگر وب نیز دارند.
۱۰. دیسکهای لیزری LaserDisc؛ قبل از DVD
کمتر کسی لیزردیسک را به یاد میآورد، لوح لیزری یا لیزردیسک (LaserDisc) فرمت رسانه خانگی و نخستین لوح نوری تصویری بود که در سال ۱۹۷۸ در آمریکا به بازار ارائه شد. سیدی، دیویدی و بلوری نسخههای ارتقاء یافته لیزردیسک هستند. LaserDisc که در سال ۱۹۷۸ عرضه شد، اندازهی یک صفحهی ونیل داشت قطری حدود ۳۰ سانتیمتر. کیفیت تصویرش به مراتب از VHS بهتر بود و اولین فناوری برای ذخیرهسازی ویدیو بر اساس نور لیزر محسوب میشد.

اما LaserDisc هرگز به موفقیت تجاری نرسید. دلایل متعددی داشت: دستگاه پخش آن بسیار گران بود، خود دیسکها هم ارزان نبودند، و مهمتر از همه، نمیشد روی آن ضبط کرد. مصرفکنندهای که میخواست فیلم ببیند، میتوانست VHS را با قیمت بسیار کمتر اجاره کند. LaserDisc بیشتر برای خانوادههای ثروتمند و علاقهمندان جدی به سینما جذاب بود.
فناوریهای امروز که ممکن است فردا منسوخ شوند
درسهایی که از این ده فناوری میگیریم ما را به یک سؤال جدی میرساند: کدام فناوریهای امروزی ممکن است در بیست سال آینده در همین فهرست باشند؟ رمزهای عبور (Password) یکی از جدیترین کاندیداها هستند. احراز هویت بیومتریک، کلیدهای امنیتی فیزیکی و پیشرفت در هوش مصنوعی برای تشخیص هویت، همه در حال جایگزین کردن رمزهای عبور هستند.
شرکتهایی مثل اپل، گوگل و مایکروسافت سالهاست که روی جهانی بدون رمز عبور کار میکنند. صفحهکلیدهای فیزیکی نیز در معرض تهدید هستند. با پیشرفت تشخیص گفتار و ظهور رابطهای کاربری مبتنی بر هوش مصنوعی، نوشتن با انگشت ممکن است به تدریج جای خود را به گفتار یا حتی تفکر (در دوران رابطهای عصبی-رایانهای) بدهد.
نوستالژی یا دقت؟ چرا فناوریهای قدیمی برمیگردند
یکی از جالبترین پدیدههای دوران معاصر، احیای فناوریهای منسوخ شده است. نوار کاست، صفحهی گرامافون، دوربین فیلم و حتی بازیهای ویدیویی قدیمی . این بازگشت صرفاً نوستالژیک نیست. بخشی از این پدیده با مفهوم «کندی عمدی» در ارتباط است. در دنیایی که همه چیز فوری است، انتخاب یک فرآیند کند و آگاهانه نوعی اعتراض ظریف به سرعت وحشتناک زندگی مدرن است. کسی که عکس فیلمی میگیرد میداند که نمیتواند بلافاصله نتیجه را ببیند.
جمعبندی | ۱۰ فناوری منسوخ شده
این ده فناوری که از فلاپی دیسک تا LaserDisc را پوشش میدهند، هر کدام در دوران خودشان نه یک ابزار ساده، بلکه نمادی از پیشرفت، امید و تخیل انسانی بودند. آنها مشکلاتی واقعی را حل کردند، فرهنگهایی را شکل دادند و در نهایت راه را برای جانشینان بهتر خود هموار کردند.
درس مهمی که از این فناوریها میگیریم این است که هیچ تکنولوژیای ابدی نیست، اما هیچ تکنولوژیای هم کاملاً نمیمیرد. همیشه ردپایی باقی میماند مثل آیکون «ذخیره» که هنوز شکل فلاپی دارد. شاید مهمترین چیزی که این فناوریهای قدیمی به ما یاد میدهند این است. آنچه یک فناوری را «خوب» میکند نه فقط کارایی فنی آن، بلکه تجربهای است که به انسان میدهد. فناوریهایی که تجربهی بهتری ایجاد کردند ماندند، و آنهایی که فقط «کارآمدتر» بودند بدون آنکه تجربه را بهتر کنند، به تدریج کنار گذاشته شدند.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.