معرفی سریال Ride or Die
وقتی بهترین دوستت یک قاتل حرفهای!
Ride or Die یک سریال اکشن-کمدی آمریکایی که تسا کویتس خالق ان است و در ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۶ با هشت قسمت فصل اول در Prime Video منتشر شد. داستان سریال درباره دو دوست قدیمی است که زندگی کاملا متفاوتی دارند؛ یکی سالها است از همسر سیاستمدارش حمایت میکند و دیگری یک قاتل حرفهای است که با نام مستعار «Whiptail» برای یک سازمان مخفی کار میکند.

ماجرا از یک پیست اسکی در اتریش شروع میشود؛ جایی که جودیت در قامت یک مامور حرفهای، یک جنایتکار جنگی روس را هدف قرار میدهد. اما این ماموریت طبق برنامه پیش نمیرود و خیلی زود دبی، بهترین دوست جودیت، وارد دنیایی میشود که تا آن لحظه حتی تصورش را هم نمیکرد. از اینجا، Ride or Die به ترکیبی از اکشن، جاسوسی، کمدی و رابطه دوستی تبدیل میشود. ترکیبی که گاهی فوقالعاده جواب میدهد و گاهی هم کمی از ریتم سریال کم میکند.
نقطه قوت اصلی سریال Ride or Die
مرکز داستان دبی (Debbie Claiborne) با بازی اکتاویا اسپنسر (Octavia Spencer) و جودیت (Judith Burton) با بازی هانا وادینگهام (Hannah Waddingham) است. دبی در گذشته وکیل بوده و حالا بیشتر وقتش را صرف مدیریت زندگی سیاسی همسرش، دیوید، میکند. زندگی او تا حد زیادی آرام و قابلپیشبینی است. جودیت اما دقیقا نقطه مقابل اوست. او سالها بهعنوان قاتل حرفهای فعالیت کرده و حتی بهترین دوستش هم از این حقیقت خبر ندارد.

این تضاد از همان قسمت اول خودش را نشان میدهد. جودیت در یک ماموریت بینالمللی مشغول کشتن یک هدف است، درحالی که دبی دغدغهای کاملا متفاوت دارد و میخواهد در یک نمایشگاه عتیقه به ابتدای صف برسد! همین تضاد یکی از جذابترین ایدههای Ride or Die است. دو زنی که از بیرون هیچ شباهتی به یکدیگر ندارند، بیش از دو دهه دوست صمیمی باقی ماندهاند.
وقتی یک ماموریت جودیت به مشکل میخورد و زندگی دبی هم وارد خطر میشود، جودیت مجبور میشود راز بزرگش را فاش کند. دبی تازه میفهمد زنی که سالها بهترین دوستش بوده، در واقع یک قاتل حرفهای است. از اینجا داستان فقط درباره فرار از یک دشمن ناشناس نیست. سریال مدام سراغ رابطه این دو زن میرود و میپرسد: «اگر بفهمید بهترین دوستتان ۲۰ سال درباره زندگی واقعیاش به شما دروغ گفته، باز هم میتوانید به او اعتماد کنید؟»
اینجاست که بازی اکتاویا اسپنسر و هانا وادینگهام اهمیت پیدا میکند. شیمی میان این دو بازیگر یکی از بزرگترین نقاط قوت سریال است. رابطهشان فقط به شوخیهای دوستانه محدود نمیشود و در لحظات جدیتر، عمق بیشتری پیدا میکند.

اسپنسر مخصوصا در صحنههایی که دبی تلاش میکند با حقیقت جدید زندگیاش کنار بیاید، عملکرد خوبی دارد. دبی ناگهان از یک زندگی عادی وارد دنیایی پر از قتل، تعقیبوگریز و جاسوسی میشود و اسپنسر این سردرگمی را بهخوبی منتقل میکند.
وادینگهام هم بخش متفاوتی از تواناییهایش را نشان میدهد. جودیت فقط یک قاتل خونسرد نیست؛ او زنی است که سالها بین زندگی شخصی و هویت مخفی خودش فاصله انداخته و حالا این دو دنیا به هم برخورد کردهاند.
هانا وادینگهام واقعا در نقش یک قاتل حرفهای میدرخشد
یکی از جذابترین بخشهای Ride or Die، صحنههای اکشن آن است. جودیت قرار است نسخهای زنانه و مسنتر از قهرمانهای کلاسیک فیلمهای جاسوسی باشد؛ چیزی نزدیک به یک «جیمز باند زن» که قرار نیست صرفا بهخاطر سنش دستکم گرفته شود.
هانا وادینگهام بخش زیادی از بدلکاریهای شخصیتش را خودش انجام داده و این موضوع در صحنههای مبارزه کاملا به چشم میآید. جودیت بارها مجبور میشود همزمان با چند دشمن درگیر شود و حرکاتش برخلاف بسیاری از اکشنهای تلویزیونی، حس یک شخصیت واقعا خطرناک را منتقل میکند.

شروع سریال در اتریش هم از همین نظر اهمیت دارد. افتتاحیه Ride or Die حال و هوای فیلمهای جیمز باند را دارد و خیلی سریع نشان میدهد که قرار نیست با یک کمدی جاسوسی معمولی طرف باشیم. سریال در ادامه هم دبی و جودیت را به چند نقطه مختلف اروپا میبرد و ماجرا از یک ماموریت شخصی به یک تعقیبوگریز بینالمللی تبدیل میشود.
کالام لینچ و ساوانا استین خط داستانی جوانتری به سریال میدهند
داستان فقط روی دبی و جودیت متمرکز نیست. سم با بازی کالام لینچ و کوئینی با بازی ساوانا استین، خط داستانی دیگری را پیش میبرند. سم رابط جودیت در سازمان است و رابطه چندان سادهای با او ندارد. او معتقد است جودیت بهدلیل سن بالاتر، قوانین سازمان را جدی نمیگیرد و همین اختلاف میان آنها تنش ایجاد میکند.
کوئینی هم در ظاهر در یک مغازه کفاشی همراه مادرش کار میکند. اما این مغازه در واقع پوششی برای بخش تامین تجهیزات و فناوری سازمان است. وقتی جودیت و دبی فرار میکنند، سم و کوئینی مجبور میشوند برای پیدا کردن آنها با یکدیگر همکاری کنند.
رابطه کوئینی و مادرش یکی از بخشهای دوستداشتنی سریال است. داستان کوئینی هم بهتدریج اطلاعات بیشتری از گذشته او ارائه میدهد و نشان میدهد این شخصیت چیزی فراتر از یک کاراکتر فرعی است. سم هم بین وفاداری به سازمان و وفاداری به جودیت گیر میکند. این تضاد شخصیت او را جذابتر میکند و اگر Ride or Die برای فصل دوم برگردد، گذشته سم یکی از بخشهایی است که ارزش پرداختن بیشتری دارد.
سیلویا هوکس یکی از بهترین شرورهای سریال را بازی میکند
سیلویا هوکس در نقش آنا، یکی از همکاران جودیت و آنتاگونیست اصلی فصل، یکی از بهترین بازی٬های Ride or Die را ارائه میدهد. آنا شخصیت آرام و قابلپیشبینیای نیست. حضور او همیشه نوعی آشوب با خودش میآورد و هوکس هم این انرژی دیوانهوار را بهخوبی کنترل میکند.
طرفداران Blade Runner 2049 احتمالا بیشتر از دیگران از این انتخاب لذت میبرند. هوکس در آن فیلم نقش Luv را بازی کرده بود و در Ride or Die هم بخشی از همان انرژی سرد و تهدید کننده را به شخصیت آنا منتقل میکند. رابطه گذشته آنا با جودیت و دبی هم بهتدریج آشکار میشود و سریال اطلاعات مربوط به آن را یکباره فاش نمیکند. همین موضوع باعث میشود انگیزههای آنا تا قسمتهای پایانی جذاب باقی بماند.

بیل نای و شخصیتی که هنوز رازهای زیادی دارد
بیل نای در نقش The Director، رئیس سازمانی که جودیت برای آن کار میکند، یکی دیگر از مهرههای مهم داستان است. مدیر برخلاف بیشتر شخصیتهای سریال، تغییر چندانی در طول فصل ندارد. او از ابتدا تا پایان سرد، حسابگر و بیرحم باقی میماند و همین ویژگی، شخصیتش را از دیگران جدا میکند.
اما سریال اطلاعات زیادی درباره گذشته او ارائه نمیدهد. چند اشاره در طول فصل نشان میدهد که داستان بزرگتری پشت این شخصیت وجود دارد، اما Ride or Die فعلا ترجیح میدهد آن را پنهان نگه دارد. اگر فصل دوم ساخته شود، گذشته مدیر و نحوه شکلگیری سازمان میتواند یکی از جذابترین خطوط داستانی آینده باشد.
Ride or Die فقط درباره جاسوسی نیست
یکی از نکات جالب سریال این است که داستان فقط به اکشن و جاسوسی محدود نمیشود. Ride or Die تلاش میکند درباره دوستی، اعتماد و شروع دوباره زندگی در میانسالی هم حرف بزند. هر دو شخصیت اصلی زنانی بالای ۵۰ سال هستند و سریال سن آنها را تبدیل به یک شوخی نمیکند. برعکس، سن دبی و جودیت بخشی از هویت آنهاست و روی تصمیمها، رابطهها و نگاهشان به زندگی تاثیر میگذارد.

دبی با زندگیای روبهرو میشود که هیچوقت انتظارش را نداشته و جودیت هم مجبور میشود با پیامد سالها پنهانکاری روبهرو شود. همین موضوع باعث میشود داستان دوستی آنها فقط یک ابزار برای پیش بردن اکشن نباشد.
آیا Ride or Die ارزش تماشا دارد؟
اگر دنبال یک تریلر جاسوسی کاملا جدی هستید، Ride or Die احتمالا همیشه همان چیزی نیست که میخواهید. سریال بارها بین اکشن جدی، درام شخصی و کمدی جابهجا میشود و بعضی شوخیها هم آنقدر که باید جواب نمیدهند.
اما وقتی داستان روی دبی و جودیت تمرکز میکند، سریال واقعا جذاب میشود. اکتاویا اسپنسر و هانا وادینگهام رابطهای باورپذیر و دوستداشتنی دارند و اکشنهای وادینگهام هم نشان میدهد این بازیگر در نقشهای اکشن ظرفیت زیادی دارد. حضور بازیگرانی مثل سیلویا هوکس و بیل نای هم به جذابیت فصل اول اضافه میکند. خط داستانی سم و کوئینی نیز در بیشتر مواقع بهاندازه کافی سرگرمکننده است تا سریال فقط به داستان دو شخصیت اصلی وابسته نباشد.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.