ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

فیلم و سریال

نقد فیلم Moana؛ بازسازی لایو اکشن بی رمق دیزنی

غیر ضروری‌ترین لایو اکشن دیزنی

ایمان اکرمی
نوشته شده توسط ایمان اکرمی تاریخ انتشار: ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۳:۱۷

بازسازی‌های لایو اکشن دیزنی دیگر اتفاق تازه‌ای در سینما نیستند. سال‌هاست که این استودیو به سراغ انیمیشن‌های محبوبش می‌رود، ظاهر آن‌ها را واقع‌گرایانه‌تر می‌کند و دوباره همان داستان آشنا را با بازیگران جدید به مخاطب ارائه می‌دهد. اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که یک فیلم نه چیزی به نسخه اصلی اضافه می‌کند و نه حتی دلیل مشخصی برای وجود داشتن دارد. فیلم Moana دقیقا در همین نقطه قرار می‌گیرد؛ اثری که هنوز یک دهه از انتشار انیمیشن اصلی آن نگذشته و حتی دنباله‌اش هم در سال 2024 اکران شده است.

شاید به همین دلیل باشد که تماشای نسخه لایو اکشن موآنا بیشتر از آنکه حس بازگشت به یک خاطره قدیمی را ایجاد کند، شبیه تماشای نسخه‌ای تکراری از چیزی است که همین حالا هم در دسترس ما قرار دارد. فیلم داستان، شخصیت‌ها و حتی بسیاری از لحظات آشنای نسخه اصلی را دوباره اجرا می‌کند، اما در این مسیر به ندرت ایده تازه‌ای پیدا می‌شود که بتواند توجیه کند چرا اصلا باید به سراغ این نسخه برویم. در نتیجه، حاصل کار فیلمی پرزرق‌وبرق اما کم‌جان است؛ اثری که ظاهرا قرار است بزرگ و سینمایی باشد، اما در عمل بیش از هر چیز مصنوعی و فراموش‌شدنی به نظر می‌رسد. با نقد فیلم Moana همراه ویجیاتو بمانید.

اگر بخواهیم از خود فیلم شروع کنیم، بزرگ‌ترین مشکل Moana این است که بیش از اندازه به بازسازی مکانیکی نسخه اصلی شبیه شده است. البته بازگویی داستان موآنا کار چندان ضروری‌ای نیست؛ انیمیشن سال 2016 هنوز به اندازه کافی تازه است و بدتر آنکه دنباله آن نیز در سال 2024 منتشر شده است. بنابراین سخت است باور کنیم مخاطب هنوز آن‌قدر از موآنا فاصله گرفته که نیازمند یک نسخه تازه از همان داستان باشد.

فیلم همچنان همان موآنا را دنبال می‌کند؛ دختری که ارتباطی ویژه با اقیانوس دارد و می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. اقیانوس در اینجا موجودی زنده و هوشمند است و بارها موآنا را از آب بیرون می‌کشد و به کشتی برمی‌گرداند. اما اتفاقی که باید بخشی از جذابیت جادویی فیلم باشد، در اجرا بیشتر عجیب به نظر می‌رسد. موآنا بارها وارد آب می‌شود و بیرون می‌آید، اما حتی در چنین صحنه‌هایی هم ظاهر او بیش از اندازه تمیز باقی می‌ماند؛ تا جایی که ممکن است از خودتان بپرسید آیا سازندگان اصلا صحنه‌ای را کنار یک اقیانوس واقعی فیلم‌برداری کرده‌اند یا نه.

بخوانید: دواین جانسون از لایواکشن Moana در برابر نقدهای منفی دفاع کرد

این مشکل درباره شخصیت مائویی با بازی راک نیز به شکل دیگری خودش را نشان می‌دهد. حداقل زمانی که مائویی از آب بیرون می‌آید، ظاهرش بیشتر شبیه فردی است که واقعا در آب افتاده است. با این حال، طراحی بدن او با خالکوبی‌های کارتونی و جزئیات فراوان، آن حس طبیعی و انسانی را از بین می‌برد. راک ذاتا بازیگری با فیزیک بدنی بسیار چشمگیر است و برای حفظ آن نیز به شکل مشخصی تلاش می‌کند، اما فیلم به جای اینکه اجازه دهد این ویژگی طبیعی به نظر برسد، آن را زیر لایه‌ای از جلوه‌های مصنوعی پنهان می‌کند.

در واقع، مسئله اصلی اینجاست که Moana قرار بوده یک فیلم لایو اکشن باشد، اما بخش بسیار زیادی از آن عملا لایو اکشن نیست. برخی صحنه‌های ابتدایی که موآنا را در میان مردمش نشان می‌دهند واقعا با بازیگران و دکورهای واقعی فیلم‌برداری شده‌اند و بازیگرانی مانند رنا اوون و جان توی حضور فیزیکی قابل لمس دارند. اما به محض اینکه داستان وارد بخش اصلی ماجراجویی می‌شود، همه‌چیز زیر بار CGI قرار می‌گیرد. اقیانوس، موجودات دریایی، مرغ، خرچنگ غول‌پیکر، موجودات نارگیلی، کشتی و حتی بخش‌هایی از مائویی همگی به شکل دیجیتالی ساخته شده‌اند.

حتی ترانه معروف You're Welcome نیز به جای آنکه لحظه‌ای طبیعی و سرگرم‌کننده در دل فیلم باشد، با هجوم موجودات رنگارنگ و تصاویر انیمیشنی همراه می‌شود. نتیجه بیشتر از آنکه حس یک اجرای لایو اکشن را منتقل کند، شبیه نسخه‌ای بسیار پرهزینه از یک انیمیشن است. به همین دلیل می‌توان گفت یکی از بزرگ‌ترین تناقض‌های فیلم این است که عنوان «لایو اکشن» را یدک می‌کشد، در حالی که بخش عمده تجربه‌ای که می‌بینیم همچنان به انیمیشن وابسته است.

بخوانید: دیزنی به عملکرد ضعیف فیلم‌های Mandalorian و Moana در گیشه اعتراف کرد

حتی از منظر تعریف رسمی نیز این مسئله جالب است. آکادمی علوم و هنرهای سینمایی برای یک اثر انیمیشن محدودیتی در میزان استفاده از لایو اکشن در نظر می‌گیرد و Moana با توجه به حجم بالای تصاویر دیجیتالی، عملا می‌تواند در همان محدوده قرار بگیرد. این همان مرزی است که بازسازی‌های دیزنی سال‌هاست تلاش می‌کنند آن را محو کنند؛ مرزی میان فیلم لایو اکشن و انیمیشن که مشخص نیست در نهایت چه سودی برای مخاطب دارد.

مشکل بعدی، خود ساختار فیلم است. صحنه‌های گفت‌وگوی موآنا و مائویی عمدتا به شکل ساده و قابل پیش‌بینی فیلم‌برداری شده‌اند. دوربین در بسیاری از این لحظات صرفا بین دو شخصیت جابه‌جا می‌شود و دیالوگ‌ها نیز بدون انرژی خاصی ردوبدل می‌شوند. نتیجه یادآور Star Wars: Episode II – Attack of the Clones است؛ مقایسه‌ای که قطعا تعریف محسوب نمی‌شود. در هر دو فیلم، بازیگران واقعی در قاب‌هایی تخت قرار گرفته‌اند و دیالوگ‌هایی نسبتا بی‌روح را تحویل یکدیگر می‌دهند، در حالی که ناگهان تصاویر دیجیتالی پرزرق‌وبرق وارد صحنه می‌شوند.

این موضوع باعث می‌شود حتی رابطه میان دو شخصیت اصلی هم آن‌طور که باید شکل نگیرد. کاترین لاگایا، بازیگر نقش موآنا، بازی قابل قبولی ارائه می‌دهد و حتی می‌توان آینده خوبی برای او متصور بود، اما شخصیت موآنا در این نسخه بیش از اندازه خنثی شده است. انگار فیلمسازان عمدا از ویژگی‌هایی که می‌توانستند به او شخصیت و جذابیت بیشتری بدهند فاصله گرفته‌اند. از طرف دیگر، حضور راک به عنوان بازیگر و تهیه‌کننده باعث شده این تصور به وجود بیاید که شاید یکی از انگیزه‌های اصلی ساخت فیلم، فرصتی برای حضور او در نقش مائویی و اجرای دوباره ترانه معروف «You're Welcome» بوده است.

اما سوال مهم‌تر این است که بازسازی‌های دیزنی اصولا قرار است چه کاری انجام دهند؟ بسیاری از نسخه‌های لایو اکشن قبلی دست‌کم تلاش کرده‌اند ایرادها یا انتقادهایی را که طی سال‌ها درباره انیمیشن‌های اصلی مطرح شده بود، اصلاح کنند. برای مثال، لایو اکشن دیو و دلبر به انتقادهایی درباره رابطه بل و مفهوم سندرم استکهلم پرداخت و علائدین نیز تلاش کرد مسئله تنوع در انتخاب بازیگران را جدی‌تر کند. درلایواکشن شیر شاه نیز ترکیب بازیگران عمدتا سیاه‌پوست با فضای آفریقایی داستان هماهنگ شد.

حتی بازسازی سیندرلا تلاش کرد رابطه سیندرلا و شاهزاده را پیش از ازدواج بیشتر پرداخت کند؛ موضوعی که سال‌ها یکی از ایرادهای رایج درباره داستان‌های پرنسس‌های دیزنی بود. در میان این آثار، شاید دامبو ساخته تیم برتون عجیب‌ترین نمونه باشد؛ فیلمی که برخلاف جریان معمول، حتی رویکردی ضد دیزنی و ضد سرگرمی شرکتی در پیش گرفت.

اما فیلم موآنا ظاهرا هیچ مسئله‌ای ندارد که بخواهد درباره آن حرف بزند یا چیزی را اصلاح کند. این فیلم تقریبا همان داستان نسخه اصلی را با همان ضرباهنگ و همان نقاط کلیدی دوباره تعریف می‌کند. نه پیچش داستانی مهمی وجود دارد، نه زاویه دید تازه‌ای و نه ایده‌ای که بتواند نسخه جدید را از نسخه سال 2016 جدا کند. به همین دلیل، تماشای آن بیشتر شبیه شنیدن یک کاور موسیقی است؛ کاوری که سازهای متفاوتی دارد و خواننده دیگری پشت میکروفون ایستاده، اما دلیلی ندارد شنونده آن را به نسخه اصلی ترجیح دهد.

حتی اگر بخواهیم از جنبه موسیقی نگاه کنیم، اجرای ترانه‌ها قابل قبول است و نمی‌توان ایراد جدی به کیفیت آوازها گرفت. با این حال، مسئله این نیست که آهنگ‌ها بد اجرا شده‌اند؛ مسئله این است که چرا باید نسخه جدید آن‌ها را گوش کنیم وقتی نسخه اصلی همچنان در دسترس است و همان ترانه‌ها را با هویت بصری و احساسی منسجم‌تری ارائه می‌دهد. همین مسئله درباره خود فیلم نیز صدق می‌کند. وقتی نسخه اصلی موآنا هنوز تازگی خود را از دست نداده، بازسازی آن باید دلیل بسیار محکمی برای وجود داشتن داشته باشد؛ چیزی که این فیلم به سختی می‌تواند ارائه کند.

فیلم Moana بیشتر از آنکه درباره شکست یک داستان باشد، درباره شکست ایده بازسازی آن است. دیزنی این بار اثری را دوباره ساخته که هنوز به اندازه کافی قدیمی نشده، هنوز در ذهن مخاطبان حضور دارد. بنابراین نسخه لایو اکشن نه یک بازگشت نوستالژیک است و نه بازنگری خلاقانه در یک اثر کلاسیک.

بخوانید: فیلم Moana عنوان «پرهزینه‌ترین شکست‌ تجاری دیزنی» را یدک می‌کشد

فیلم موآنا بیشتر محصولی تجاری به نظر می‌رسد که به امید قدرت نام موآنا و حضور راک ساخته شده است. اما در گیشه با یکی از شدیدترین شکست‌های تاریخ گیشه رو به رو شد. این فیلم با بودجه 250 میلیون دلاری، تنها توانست 321 میلیون دلار بفروشد و این عملا یک شکست تجاری سنگین است.

در نهایت...

در نهایت، فیلم Moana بیش از آنکه یک بازسازی خلاقانه و ضروری باشد، تکرار همان چیزی است که مخاطب همین حالا هم می‌تواند در نسخه انیمیشنی تجربه کند. فیلم از نظر جلوه‌های بصری پرهزینه است، ترانه‌های آشنای خود را دوباره اجرا می‌کند و از حضور راک در نقش مائویی بهره می‌برد، اما پشت این ظاهر پرزرق‌وبرق، ایده تازه‌ای برای ارائه ندارد.

اگر بازسازی‌های قبلی دست‌کم تلاش می‌کردند ضعف‌های نسخه اصلی را اصلاح کنند یا زاویه‌ای تازه به داستان اضافه کنند، Moana تقریبا همان مسیر را بدون تغییر جدی طی می‌کند.

30
امتیاز ویجیاتو

هیچ دلیلی برای تماشای این لایو اکشن وجود ندارد؛ نه به عنوان موآنا دل ببندید و نه گول حضور راک را بخورید؛ دیدن این فیلم هیچ لطفی ندارد جز تماشای تکرار آنچه در انیمیشن دیدید.

ایمان اکرمی
ایمان اکرمی

عاشق روایت و روانشناسی و ترکیب این دوتام. به نظرم روایت بدون داشتن بار روانشناسی نمی‌تونه زیاد ماندگار باشه... برای همین مطالبی می‌نویسم که داخلشون روانشناسی رو در روایت و شخصیت‌ها نشون بده.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی