ورود به ویجیاتو

بازیابی رمز عبور

ورود با شبکه‌های اجتماعی

کاربر جدید هستی؟ ثبت نام کن

ثبت‌نام در ویجیاتو

ثبت نام با شبکه‌های اجتماعی

قبلا تو ویجیاتو ثبت نام کردی؟ وارد شو.

بازیابی رمز عبور

میتونی وارد ویجیاتو بشی یا ثبت نام کنی

نقد مینی سریال Defending Jacob – چه مقدار به باورهای خود اطمینان دارید؟

مینی سریالی از کمپانی اپل

۳
انارگیفت

این بار اپل تیوی پلاس با مینی سریال، جنایی حقوقی پا به رقابت گذاشته است. ژانری قابل اعتماد، که هیچ گاه طرفداران خاص خودش را از دست نمی دهد. نمایش‌هایی وجود دارد که روز بعد می بینید و فراموش می کنید. دفاع از جیکوب یکی از آنها نیست. این نوع نمایشی است که می خواهید در مورد آن بخوانید و از دوستان خود بینش بگیرید.

احتمالا مورتن تیلدام، خالق اثرهای “The Imitation Game” و “Passengers” معرف حضورتان هست. کارگردان نروژی این بار با تیم بازیگری شناخته شده ای همراه شده، تا اثری متفاوتی را به نمایش بگذارد. با ما برای نقد این سریال همراه باشید:

در وهله اول سریال دفاع از جیکوب شاید ترکیبی از دو سریال پرطرفدار”The Night Of” و “The Outsider بنظر برسد اما  رفته رفته ، راه خود را مشخص میکند. تمرکز سریال بیشتر بر روی تاثیر جرم و جنایت بر خانواده است تا حل پرونده جنایی. هدف اين است که ما را نه تنها به خانه متهم ، بلکه در احساسات طوفانی والدينش نيز سوق دهد. چیزی به نام خانواده ی بی نقص وجود ندارد اما خانواده ی باربر در آغاز با کلمه شاد در سریال تعریف میشوند.  شاید بتوان ادعا کرد آلفرد هیچکاک موضوع “سوءظن بین زن و مرد” را با فیلم “Suspicious” به جایگاه والایی رساند، اما تیلدام در اینجا سعی دارد آن مضمون را به پیوند عمیق‌تری بین والدین و فرزند محبوبشان تبدیل کند. چه جیکوب قاتل باشد چه نباشد عدم اطمینان والدینش او را مورد اصابت قرار می‌دهد که به خودی خود يک فاجعه است.

انسان همواره در تکاپوی درک محیط پیرامونش است و ظاهر ابتدایی ترین و تنها ترین سوژه قضاوت است. برای مثال قربانی یک دعوا ، با زخمی بر روی صورتش را تصور کنید. برای دیگر افراد، بی گناهی یا گناهکار بودن او اهمییتی ندارد، همه به چشم گناهکار با او رفتار میکنند. این وضعیتی است که خانواده بابر با آن سیر میکنند. از قضا ، قدرت دراماتیک نمایش ، درهم شکستن شخصیت ها است. آیا کودک مانند یک انسان بی‌تعادل عمل می کند یا مانند یک انسان عادی در برابر شرایط روانی واکنش نشان می دهد؟ آیا واکنش‌‌های مادر به راحتی قابل فهم است ، یا او مانند یک تنش خودمختار رفتار میکند.

سوژه، سوژه جذابی است. پتانسیل بالایی دارد اما بی مبالات پیاده سازی شده است. شاید بهتر باشد از کلمه ی ظاهرسازی استفاده کنم.برای مثال، نمیدانم این چندمین بار در سینما است، هنگامی که می‌خواهند خانواده‌ای شاد که سرنوشت تلخی در انتظارشان است را به تصویر بکشند به چنین مقهوم یا مورد مشابهی اشاره می‌کنند:

“مرد خانه را میبینیم که درحال آماده شدن است و پا به آشپزخانه میگذارد و بر شانه همسرش بوسه‌ای میزند.”

از این ظاهرسازی‌ها و کلیشه‌ها به کرات در فیلم دیده می‌شود، مواردی که در دنیای واقعی لزوما وجود ندارند و تبدیل به عناصری آشنا در سینما شدند.

من حدس میزنم تلخ ترین ویژگی این سریال، در حقیقت این است که شما “کشیدن” را احساس میکنید، اما برای این که بفهمید چه اتفاقی افتاده است، باید به خود اجازه دهید “کشیده شوید” و این میتواند بسیار نا امید کننده باشد. برجسته‌ترین ویژگی این ژانر نسبت به ژانر های دیگر این است که به مخاطب اجازه میدهد پیش بینی کند، حدس بزند و خودش را بیازماید، اما دفاع از جیکوب، دید گسترده ای در اختیار بیننده نمیگذارد، و همزمان شاخه های بی هدفی به داستان اضافه میشود. به صورتی که در اخر بیینده برای همراه شدن مجبور است، تفکر را کنار گذاشته و تنها میتواند به هر تصویری که به نمایش دراید، اعتماد کند. شاید این گمراهی هدفمند است و به گونه‌ای طراحی شده تا حس و حال والدین رو به مخاطب تلقین کند.

باید گفت  در طول سریال دوگانگی “ظاهر سازی” و “ترسیم عمیق” احساس میشود. در واقع احساس م‌یشود سریال حتی مفهوم‌هایی که نمی‌خواهد مستقیم منتقل کند را نیز کم رنگ جلوه میدهد. یادمان باشد در اصول هنری وظیفه ی هنرمند پیدا کردن وسایل مناسب است و وظیفه ی مخاطب کشف معنا، اگر قطعه جواب نداد تقصیر مخاطب است، نه شما!

در حالی که اين سريال مضامين سنگين را لمس می‌کند – مانند گرايش‌های ژنتيکی به سمت خشونت ، سيستم عدالت پيچيده آمريکا و تأثيرات اينترنت روی نوجوانان – هرگونه نکته‌ اساسی که به دست می‌آيد ، بی‌رحمانه دور ريخته می‌شود و در پايان ، تنها احساس میشود این مضامین بیشتر برای پر کردن وقت داستان نوشته شده‌اند و قرار نیست به آنها درست پرداخته شود. حال زمانی که سریال قصد ندارد درباره این مشکلات واکاوی انجام دهد، پس باید گفت بدون شک اگر سریال فشرده‌تر می شد اثر جذاب تری خلق می‌شد.

پایان سریال نسبت به کتابی که داستان از آن اقتباس شده متفاوت است و این موضوع انتقادات زیادی از سوی عاشقان کتاب به همراه داشته است.

. این تفاوت احتمالا میتواند داستان را برای  فصل دوم ادامه دار کند. به شخصه فکر می کنم تصمیم برای حفظ ما از حقیقت ، تصمیمی فوق العاده شجاعانه از سوی نویسندگان است و این تصمیم جسورانه به پایان‌بندی سریال کمک کرده است.

در آخر باید نکات کوچکی درباره سریال اضافه کنم؛ تیتراژ آغازین سریال بسیار ستودنی است. کریس ایوانز به زیبایی می‌درخشد و تماشای او بدون سلاح همیشگی‌اش در دنیای مارول خالی از لطف نیست. مارتل نیز تصویر هنرمندانه ای از کودک 14 ساله ای که دوگانگی در چشمانش برق میزند را به نمایش میگذارد.و اما سریال “دفاع از جیکوب” نمایش بسیار خوبیست و شاید پیشنهاد جذابی برای تماشا با خانواده، در طی این روزها باشد. تنها تصور اینکه میتوانست به چه اثر خارق العاده ای تبدیل شود آزارم میدهد. بی صبرانه متنظر هدفمند شدن و استفاده از پتانسیل بالای آن هستم.

نظر شما درباره سریال چیست؟

.کپی شد https://vgto.ir/4ka

3
نظر تو چیه ؟

avatar
1000
2 نظرات
1 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین واکنش
پرطرفدار ترین
3 نویسندگان دیدگاه
محمدامیر نیکوبینMr.Natsu آخرین نویسندگان دیدگاه
  مشترک شدن  
جدید ترین قدیمی ترین بیشترین امتیاز
اطلاع رسانی کن
محمد
مهمان
محمد

سلام وقت بخیر در دوره قرنطینه فرصتی ایجاد گشت تا دیدن برخی سریال ها را تجربه نمایم. مفهوم عدالت که پایه و بنیان فیلم برآن بود و همچنین بحث های روان شناختی که ضمن سریال به نمایش گذاشته شد بسیار دلنشین جلوه داده شد. به حقیقت عدالت(هر آنچه جای خود باشد) هم در جلو و هم پشت صحنه وجود داشت و همه چیز در جایگاه مناسب خود قرار داشت. در خصوص اشاره به سه کلیدواژه سریال – گرايش‌های ژنتيکی به سمت خشونت ، سيستم عدالت پيچيده آمريکا و تأثيرات اينترنت روی نوجوانان – به نظر بنده کافی بود و بیش… ادامه مطلب »

Mr.Natsu
مهمان
Mr.Natsu

سلام
خسته نباشید
سریال رو ندیدم ولی این نقد هم هیچ مشوق یا مدافعب برای دیدن یا ندیدن سریال نبود.

فقط برام جالب بود کریس ایوانز توی فیلم گیفت خوب خودش رو نشون داد که از زیر سایه ی کاپیتان امریکا بیرون بیاد هرچند فیلم های خوب و قابل قبولی داره مثل برف شکن که با ساخته شدن سریالش باز رو بورس افتاده و یا همین اخری چاقو کشی، پس چرا باید بگین که بدون سلاح همیشگی ؟؟؟؟

ورود
بارگذاری...
ثبت نام
بارگذاری...