بررسی بازی موبایلی Chuchel – هرج و مرج بامزهای که به داستان نیازی ندارد
اگر علاقهمند به تجربه بازیهای اشاره و کلیک موبایلی هستید، در این مطلب با بررسی بازی iOS و اندروید Chuchel همراه ویجیاتو باشید.
اگر علاقهمند به تجربه بازیهای اشاره و کلیک موبایلی هستید، در این مطلب با بررسی بازی iOS و اندروید Chuchel همراه ویجیاتو باشید.
استودیوی آمانیتا دیزاین همیشه در جهان بازیهای ویدئویی جایگاه ویژهای داشته است. از Machinarium مرموز و غمگین گرفته تا Botanicula شاعرانه و پر از صداهای عجیب، این استودیوی چک همیشه اثری خلق کرده که هم هنری است و هم بازی. اما Chuchel، چه فرق دارد؟ Chuchel یک بازی ماجراجویی اشاره و کلیک کمدی و سراسر بامزه است، بدون داستان، بدون معمای عمیق و بدون هیچ غم و غصهای. فقط خنده، فقط هرج و مرج و فقط یک موجود گرد و کرکی که دنبال گیلاسش میدود. نسخه موبایل Chuchel برای سیستمعاملهای اندروید و iOS منتشر شده و به صورت پریمیوم و بدون هیچ تبلیغ یا خرید درونبرنامهای در دسترس است. در ادامه این اثر عجیب اما دوستداشتنی را از ابعاد گوناگون واکاوی میکنیم.
Chuchel داستان خطی و روایت عمیقی ندارد. اصلاً به زبان ساده، داستان ندارد. شما در نقش چوچل، موجودی که ترکیبی از یک بلوط، یک توپ کرکی و یک انسان بدخلق است، به دنبال گیلاس محبوب خود هستید که توسط یک دست بزرگ و عجیب از چنگش ربوده شده است. اتمسفر بازی بر خلاف آثار دیگر آمانیتا، اصلاً جدی و درونگرا نیست. اینجا خبری از موسیقی غمگین و فضای نوستالژیک نیست. Chuchel پر از داد و فریاد، حرکات عجیب، انیمیشنهای دیوانهوار و موقعیتهای صد در صد احمقانه اما غیرقابل پیشبینی است. شما از یک صحنه به صحنه دیگر میروید، بدون اینکه بدانید چه اتفاقی دارد میافتد و چرا این موجود عجیب الان دارد با یک هیولای پرنده میرقصد یا با یک لیوان آب دعوا میکند. نبود هرگونه داستان و انسجام روایی، اگر در هر بازی دیگری یک نقطه ضعف بزرگ محسوب میشد، در Chuchel عمداً به عنوان نقطه قوت طراحی شده است. اما دقیقاً همین فقدان هدف و منطق، بزرگترین مشکل بازی هم هست. اگر در حال و هوای مناسب نباشید، پس از نیم ساعت بیهدف کلیک کردن، از خودتان خواهید پرسید من دارم چیکار میکنم و چه لذتی در این کار هست؟
گیمپلی Chuchel در سه بخش قابل تحلیل است، اگر بتوان به این هرج و مرج ساختار گفت. نخستین بخش، هسته اصلی بازی یعنی کلیک کردن بیهدف روی همه چیز است. در هر صحنه، اشیاء عجیب و غریبی وجود دارند که میتوانید روی آنها کلیک کنید و هر کدام یک انیمیشن کوتاه و خندهدار اجرا میکنند. هدف شما این است که بفهمید کدام توالی از کلیکها باعث میشود صحنه تمام شود و شما به مرحله بعد بروید. گاهی راه حل ساده است، گاهی آنقدر غیرمنتظره که باید همه چیز را چندین بار امتحان کنید. این نوع طراحی، یا خیلی شما را میخنداند یا عمیقاً عصبانی میکند. من خودم جزو دسته اول بودم، اما نمیتوانم انکار کنم که گاهی یک معمای ساده را نیم ساعت طول داد تا تصادفی حلش کنم و حس کردم وقت عمرم تلف شده است.
دومین بخش گیمپلی، مینیگیمهای گاه و بیگاه برای ایجاد تنوع است. در میانه بازی، ناگهان خود را در یک مینیگیم مثلاً مسابقه دوچرخهسواری یا پرتاب تخممرغ میبینید. این بخشها کاملاً خارج از هرگونه منطق داستانی و بدون هیچ مقدمهای ظاهر میشوند و به همان سرعت هم تمام میشوند. کیفیت این مینیگیمها متفاوت است؛ برخی از آنها ساده و شاد هستند و برخی دیگر آنقدر کنترلهای بد و مکانیک عجیبی دارند که حس میکنید توسعهدهنده عمداً میخواسته شما را اذیت کند. اما مهم نیست. چون هیچ کدام از این مینیگیمها به هیچ چیز دیگری وابسته نیست. در واقع، ترتیب صحنهها و مینیگیمها کاملاً تصادفی میتوانست باشد، بدون اینکه کیفیت بازی بهتر یا بدتر شود. این یعنی Chuchel نه یک سفر روایی است، نه یک چالش ذهنی؛ فقط یک جعبه اسباببازی پر از جوکهای تصویری است.
بازی Chuchel یک عنوان کاملا آفلاین موبایلی است!
سومین بخش گیمپلی، مهمترین چیز در مورد Chuchel را نشان میدهد: حال و هوای بازیکن. این بازی را نباید تنها بازی کنید. حداقل نه وقتی خسته و بیحوصله هستید. Chuchel در جمع دوستان و در حال و هوای شاد، تجربهای کاملاً متفاوت میشود. وقتی هر کدام از شما یک ایده احمقانه برای کلیک کردن میدهید و بعد با دیدن انیمیشن عجیب بعدی، همگی از خنده قاه قاه میزنید، آن وقت است که متوجه میشوید هدف Chuchel چیست. این بازی یک وسیله است برای خندیدن، نه یک بازی برای فکر کردن. بهترین توصیف برای آن این است: یک کارتون صامت و کوتاه از دوران کودکی که میتوانید با آن تعامل کنید. اگر در روحیه مناسب باشید و انتظار داستان یا چالش نداشته باشید، ساعات خوشی را سپری خواهید کرد. اما اگر با ذهنیت یک گیمر حرفهای و منتقد وارد بازی شوید، احتمالاً پس از یک ساعت آن را پاک میکنید و با خود میگویید چرا ۶ دلار برای این آشغال دادم.
از نظر بصری، Chuchel وفادار به سبک منحصربهفرد آمانیتا دیزاین است. انیمیشنهای دستنقش، شخصیتهای عجیب و غریب با چهرههای اغراقآمیز، رنگهای زنده و پرانرژی، همه دست به دست هم میدهند تا دنیایی خلق کنند که شبیه هیچ چیز دیگری نیست. چوچل خودش با آن ابروهای درهم، موهای ژولیده و صورت همیشه عصبانی، به تنهایی یک شاهکار طراحی کاراکتر است. هر صحنه پر از جزئیات است و حتی پس از چند بار دیدن، هنوز چیزهای جدیدی برای کشف وجود دارد. در بخش صوتی، نقطه قوت اصلی بازی، صداهای عجیب شخصیتها است. چوچل زبان ندارد، اما با صداهایی شبیه جیغ، غرغر و همهمه، تمام احساساتش را منتقل میکند و این صداها فوقالعاده خندهدار و تأثیرگذار طراحی شدهاند. موسیقی متن نیز پر از نغمههای شاد، دلقکوار و گاه اپرت جالب است که کاملاً با هرج و مرج روی صفحه هماهنگ میشود. کنترلها ساده و روان هستند؛ فقط کافی است هر جا که خواستید ضربه بزنید.
پیشنهاد میشه!
Chuchel یک بازی نیست؛ یک تجربه است. یک تجربه بسیار خاص که یا عاشقش میشوید و یا از آن متنفر خواهید شد. انیمیشنهای بامزه و باکیفیت، صداهای خندهدار و کمدی فیزیکال بیپایان، نبود هرگونه استرس و فشار زمانی، از نقاط قوت اصلی آن هستند. از سوی دیگر، نبود هرگونه داستان و ساختار منسجم، گیمپلی تکراری و مبتنی بر آزمون و خطای صرف و قیمت نسبتاً بالا برای محتوای ارائه شده، نقاط ضعف قابل توجهی محسوب میشوند. Chuchel برای طرفداران آثار پیشین آمانیتا دیزاین، کسانی که از شوخیهای بصری و کمدی فیزیکال لذت میبرند و هر کسی که به دنبال یک بازی سبک برای خندیدن در جمع دوستان است، یک انتخاب عالی است. اما اگر به دنبال یک ماجراجویی عمیق با گیمپلی چالشبرانگیز و داستان تأثیرگذار مثل Machinarium هستید، این بازی شما را ناامید خواهد کرد. Chuchel همانقدر که میتواند یک عصر شاد را برایتان بسازد، همانقدر هم میتواند اگر روحیه نداشته باشید، خستهتان کند.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.