ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

فیلم و سریال

10 بازی ویدیویی که لایق یک اقتباس سینمایی هستند

به بهانه موفقیت فیلم رزیدنت ایول

ایمان اکرمی
نوشته شده توسط ایمان اکرمی تاریخ انتشار: 15 مهر 1405 | 13:05

موفقیت اقتباس‌های سینمایی از بازی‌های ویدیویی در سال‌های اخیر نشان داده که این دو مدیوم دیگر فاصله سابق را با یکدیگر ندارند. از رزیدنت ایول گرفته تا آثاری مانند Sonic the Hedgehog، مخاطبان ثابت کرده‌اند که اگر داستان و جهان یک بازی به درستی به سینما منتقل شود، می‌تواند به اثری موفق و تماشایی تبدیل شود. به همین بهانه، در این مقاله سراغ 10 بازی می‌رویم که به عقیده ما در دسته بازی‌هایی که باید فیلم شوند قرار می‌گیرند و هر کدام پتانسیل تبدیل شدن به یک فیلم سینمایی جذاب را دارند.

البته ساخت فیلم از روی یک بازی همیشه به معنای بازسازی مو به موی داستان آن نیست. اتفاقا بعضی از این آثار به اندازه کافی جهان، شخصیت و ایده‌های جذاب دارند که می‌توان داستانی تازه را در دل همان دنیا روایت کرد. از شهرهای زیر آب و سرزمین‌های فانتزی گرفته تا غرب وحشی و کابوس‌های گوتیک، این 10 بازی هر کدام چیزی برای عرضه به سینما دارند.

10. Ghost of Tsushima

عنوان Ghost of Tsushima یکی از آن بازی‌هایی است که انگار از ابتدا برای یک اقتباس سینمایی ساخته شده است. داستان جین ساکای، سامورایی جوانی که پس از حمله مغول‌ها به جزیره سوشیما مجبور می‌شود برای نجات سرزمینش از اصولی که تمام عمر به آن‌ها باور داشته فاصله بگیرد، یک درام تاریخی پرتنش در اختیار فیلمساز قرار می‌دهد. تقابل میان افتخار سامورایی، ضرورت بقا و روش‌های مخفیانه جین، هسته داستانی بسیار خوبی برای یک فیلم سینمایی است.

از طرف دیگر، گوست آو سوشیما از نظر بصری تقریبا همه چیز مورد نیاز یک فیلم حماسی را دارد. دشت‌های وسیع، جنگل‌های مه آلود، دوئل‌های سامورایی و نبردهای بزرگ می‌توانند روی پرده سینما جلوه فوق العاده‌ای داشته باشند. حتی ساختار داستان اجازه می‌دهد فیلم به جای تبدیل شدن به یک اکشن ساده، روی تغییر شخصیت جین و هزینه‌ای که برای تبدیل شدن به گوست می‌پردازد تمرکز کند. اگر این اثر با همان حساسیت هنری و توجه به فرهنگ ژاپن ساخته شود، می‌تواند یکی از بهترین گزینه‌ها میان بازی‌هایی که باید فیلم شوند باشد.

9. BioShock

کمتر بازی‌ای را می‌توان پیدا کرد که به اندازه BioShock برای یک اقتباس سینمایی آماده باشد. داستان بازی در شهری زیر آب به نام رپچر جریان دارد؛ شهری که توسط اندرو رایان، یک سرمایه‌دار ایده آلیست و در عین حال بی رحم، ساخته شده است. رپچر قرار بود یک آرمان شهر باشد، اما خیلی زود همه چیز فرو می‌ریزد و ساکنان آن به موجوداتی خطرناک و گرفتار مواد مخدر تبدیل می‌شوند.

در کنار فضای خاص رپچر، حضور بیگ ددی‌ها و موجودات ترسناک، جلوه بصری بسیار قدرتمندی به فیلم احتمالی می‌دهد. مهم‌تر از همه، بایوشاک فقط یک بازی اکشن نیست و درباره سرمایه داری، اخلاق، اختیار و انتخاب انسان حرف می‌زند. پیچش داستانی مشهور بازی هم یکی از نقاط قوت اصلی آن است. یک فیلمساز باهوش می‌تواند حتی ساختار روایت را تغییر دهد تا این غافلگیری در سینما نیز تاثیر خودش را حفظ کند. اگر روزی هالیوود تصمیم بگیرد سراغ بازی‌هایی که لایق اقتباس سینمایی هستند برود، رپچر باید یکی از اولین مقصدهای آن باشد.

8. Red Dead Redemption 2

عنوان Red Dead Redemption 2 تقریبا از همان ابتدا با زبان سینما ساخته شده است. دوربین بازی، میزانسن‌ها، طراحی شخصیت‌ها و حتی نحوه شکل گیری بسیاری از سکانس‌ها نشان می‌دهند که راک‌استار علاقه زیادی به سینما و به خصوص وسترن‌های کلاسیک داشته است. از درگیری در سالن‌های شهر گرفته تا سرقت قطار و تعقیب و گریزهای طولانی، بسیاری از عناصر آشنای سینما در این بازی حضور دارند.

با این حال، اقتباس مستقیم داستان آرتور مورگان شاید بهترین انتخاب نباشد. داستان بازی آنقدر طولانی و شخصیت‌هایش آنقدر متعدد هستند که تبدیل کردن همه آن به یک فیلم دو یا سه ساعته احتمالا بخش زیادی از ارزش اثر اصلی را از بین می‌برد. یک فیلم وسترن مستقل در جهان رد دد می‌تواند انتخاب هوشمندانه‌تری باشد. فیلمی با شخصیت‌های جدید که همان فضای تلخ، خشن و در حال نابودی غرب وحشی را حفظ کند. به همین دلیل رد دد ریدمپشن ۲ یکی از واضح‌ترین گزینه‌ها میان بازی‌هایی که باید به فیلم تبدیل شوند است.

7. Life Is Strange

بازی Life Is Strange از آن دسته بازی‌هایی است که قدرت اصلی خود را نه از اکشن، بلکه از شخصیت‌ها و انتخاب‌های اخلاقی می‌گیرد. داستان درباره مکس کالفیلد، دختری جوان است که بعد از مشاهده قتل دوست دوران کودکی خود، کلویی، متوجه می‌شود توانایی بازگرداندن زمان را دارد. همین قدرت ساده، خیلی زود زندگی او را وارد مسیری پیچیده و دردناک می‌کند.

سوال اصلی بازی این است که اگر بتوانیم اشتباهات خودمان را پاک کنیم، آیا واقعا باید این کار را انجام دهیم؟ هر تغییر در گذشته می‌تواند روی زندگی دیگران تاثیر بگذارد و چیزی که در ابتدا یک قدرت فوق العاده به نظر می‌رسد، به یک مسئولیت سنگین تبدیل می‌شود. این ایده برای سینما بسیار مناسب است، چون می‌تواند فیلمی نوجوانانه را به داستانی درباره انتخاب، پشیمانی و عواقب تصمیمات انسان تبدیل کند. یک اقتباس درست از Life Is Strange می‌تواند بیشتر از یک فیلم فانتزی ساده باشد و مخاطب را تا مدت‌ها بعد از پایان درگیر سوال‌های خودش کند.

6. Mirror’s Edge

بازی Mirror’s Edge یکی از خاص‌ترین گزینه‌های این فهرست است، چون حتی ظاهر و شیوه حرکت شخصیت اصلی آن هم می‌تواند چیزی متفاوت به سینما اضافه کند. داستان بازی درباره فیت کانرز، یک رانر است که در جامعه‌ای تحت کنترل یک حکومت سرکوبگر، از طریق پشت بام ساختمان‌ها حرکت می‌کند و پیام‌ها را به صورت مخفیانه جابه جا می‌کند. شهری تمیز، سفید و ظاهرا ایده آل که در زیر ظاهر مرتب خود، یک سیستم نظارتی سنگین را پنهان کرده است.

ترکیب این فضای دیستوپیایی با پارکور می‌تواند یک فیلم اکشن متفاوت بسازد. دوربین می‌تواند همراه فیت از روی ساختمان‌ها بپرد، از دیوارها بالا برود و در فاصله چند سانتی متری از مرگ حرکت کند. در عین حال، داستان می‌تواند روی موضوعاتی مانند نظارت عمومی، کنترل اطلاعات و آزادی فردی تمرکز کند. نتیجه می‌تواند فیلمی باشد که هم از نظر بصری جذاب است و هم حرفی برای گفتن دارد. از میان بازی‌هایی که باید فیلم شوند، Mirror’s Edge شاید یکی از گزینه‌هایی باشد که بیشترین ظرفیت را برای خلق یک سبک بصری تازه دارد.

5. Diablo

مجموعه Diablo سال‌هاست که با تاریکی، شیاطین و نبرد انسان‌ها با نیروهای جهنمی شناخته می‌شود. جهان این بازی پر از تصاویر سنگین و ترسناکی است که تقریبا برای تبدیل شدن به یک فیلم بلاک باستر طراحی شده‌اند. از شهرهای گرفتار شده در تاریکی گرفته تا کلیساهای متروکه، موجودات اهریمنی و نبرد با نیروهای جهنم، همه چیز می‌تواند روی پرده بزرگ جلوه چشمگیری داشته باشد.

فیلمساز حتی مجبور نیست داستان بازی‌ها را دقیقا تکرار کند. می‌توان داستانی تازه درباره گروهی از قهرمانان ساخت که برای مقابله با یک نیروی شرور بزرگ راهی سفری خطرناک می‌شوند. ترکیب فانتزی تاریک، وحشت و اکشن می‌تواند چیزی شبیه یک حماسه جهنمی خلق کند. خود بازی‌ها هم بارها نشان داده‌اند که این دنیا از نظر سینمایی چه ظرفیت بالایی دارد. اگر سازندگان بتوانند فضای سنگین و ترسناک دیابلو را حفظ کنند، نتیجه می‌تواند یکی از بهترین اقتباس‌های سینمایی از بازی‌های ویدیویی باشد.

4. Bloodborne

اگر اچ پی لاوکرفت یک بازی ویدیویی می‌ساخت، احتمالا نتیجه چیزی شبیه Bloodborne می‌شد. یارنام شهری گوتیک و بیمار است که در آن مرز میان انسان، هیولا و موجودات کیهانی به تدریج از بین می‌رود. بازیکن در حالی که با موجودات کابوس وار مبارزه می‌کند، آرام آرام متوجه می‌شود اتفاقات این شهر بسیار بزرگ‌تر و عجیب‌تر از چیزی هستند که در ابتدا تصور می‌کرد.

اقتباس سینمایی Bloodborne نباید یک فیلم اکشن معمولی باشد. بخش مهمی از جذابیت بازی در فضای خفقان آور، طراحی موجودات و رازهایی است که به تدریج آشکار می‌شوند. فیلمسازی مانند گیرمو دل تورو می‌تواند انتخاب جذابی برای چنین پروژه‌ای باشد؛ کسی که به خوبی با فضای گوتیک، هیولاها و تاریکی فانتزی آشناست. اگر فیلم بتواند حس کابوس وار یارنام را حفظ کند، Bloodborne می‌تواند یکی از متفاوت‌ترین بازی‌هایی که لایق اقتباس سینمایی هستند باشد.

3. Alan Wake

Alan Wake از همان ابتدا رابطه نزدیکی با سینما و داستان‌های تریلر روانشناختی دارد. داستان درباره نویسنده‌ای به نام آلن ویک است که برای پیدا کردن همسر گمشده خود به شهر برایت فالز می‌رود و خیلی زود با اتفاقاتی مواجه می‌شود که شباهت عجیبی به داستانی دارند که خودش نوشته است. مرز میان واقعیت و داستان در اینجا آرام آرام از بین می‌رود.

ساخت یک فیلم از روی Alan Wake می‌تواند به فیلمساز اجازه دهد با ساختارهای روایی متفاوت بازی کند. داستان می‌تواند مخاطب را مدام وادار کند که درباره آنچه روی پرده می‌بیند تردید داشته باشد. استفاده از تاریکی به عنوان یک عنصر داستانی، موجودات سایه مانند و فضای مرموز شهر نیز می‌تواند هویت بصری بسیار مشخصی به فیلم بدهد. حتی لازم نیست اقتباس سینمایی دقیقا همان داستان بازی را تعریف کند؛ یک داستان تازه در جهان آلن ویک هم می‌تواند ظرفیت زیادی داشته باشد.

2. Horizon Zero Dawn

دنیای Horizon Zero Dawn یکی از جذاب‌ترین ترکیب‌های علمی تخیلی و فانتزی در بازی‌های ویدیویی است. در این جهان، تمدن مدرن انسان از بین رفته و قبایل مختلف در میان طبیعتی گسترده زندگی می‌کنند؛ اما در کنار آنها ماشین‌هایی شبیه حیوانات مختلف در سراسر جهان پرسه می‌زنند. الوی، قهرمان داستان، در جستجوی حقیقت درباره گذشته خودش وارد ماجرایی بسیار بزرگ‌تر می‌شود.

این ایده روی پرده سینما می‌تواند فوق العاده چشمگیر باشد. تصور کنید نخستین نمای فیلم، طبیعتی عظیم و دست نخورده را نشان دهد و چند ماشین غول پیکر در میان آن حرکت کنند. سپس داستان به تدریج راز نابودی تمدن انسان و گذشته الوی را آشکار کند. هورایزن زیرو داون علاوه بر جلوه‌های بصری، یک داستان علمی تخیلی درباره تکنولوژی، بقای انسان و اشتباهات تمدن مدرن دارد. همین ترکیب باعث می‌شود این بازی یکی از بازی‌هایی که باید به فیلم تبدیل شوند باشد.

1. Resident Evil 7

Resident Evil 7 احتمالا یکی از بهترین انتخاب‌ها برای یک اقتباس سینمایی ترسناک است، چون بازی از همان ابتدا با هدف ایجاد اضطراب و وحشت ساخته شده است. داستان بازیکن را به خانه خانواده بیکر می‌برد؛ مکانی که در ظاهر فقط یک خانه قدیمی در لوئیزیانا است، اما خیلی زود مشخص می‌شود که درون آن اتفاقات بسیار وحشتناک‌تری در جریان است. محیط بسته، شخصیت‌های عجیب و تهدیدی که همیشه در نزدیکی بازیکن قرار دارد، پایه مناسبی برای یک فیلم ترسناک هستند.

یکی از دلایلی که رزیدنت ایول 7 را به گزینه جذابی تبدیل می‌کند، استفاده هوشمندانه از فضای محدود است. یک فیلمساز مجبور نیست برای ساختن وحشت به جلوه‌های ویژه عظیم یا هیولاهای بی شمار تکیه کند. راهروهای تاریک، صداهای نامشخص، خانه‌ای که هر گوشه آن می‌تواند خطری پنهان داشته باشد و خانواده بیکر، برای ساختن یک تجربه سینمایی خفقان آور کافی هستند. اگر اقتباس جدید رزیدنت ایول بتواند چنین فضایی را به سینما منتقل کند، می‌تواند نشان دهد که چرا این مجموعه همچنان یکی از مهم‌ترین نام‌ها در میان بازی‌هایی است که لایق اقتباس سینمایی هستند.

در نهایت...

در نهایت، دنیای بازی‌های ویدیویی پر از داستان‌هایی است که می‌توانند روی پرده بزرگ جان بگیرند. اما موفقیت یک اقتباس فقط به محبوبیت بازی اصلی وابسته نیست. فیلمساز باید بفهمد کدام بخش از اثر ارزش حفظ کردن دارد و کدام قسمت‌ها باید برای مدیوم سینما تغییر کنند. شاید همه این پروژه‌ها روزی ساخته نشوند، اما هر کدام نشان می‌دهند که هنوز گنجینه بزرگی از بازی‌هایی که باید فیلم شوند وجود دارد. حالا سوال این است: شما دوست دارید کدام بازی را زودتر روی پرده سینما ببینید؟

ایمان اکرمی
ایمان اکرمی

عاشق روایت و روانشناسی و ترکیب این دوتام. به نظرم روایت بدون داشتن بار روانشناسی نمی‌تونه زیاد ماندگار باشه... برای همین مطالبی می‌نویسم که داخلشون روانشناسی رو در روایت و شخصیت‌ها نشون بده.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی