بهترین بازیهایی که میتوانید در نوروز ۱۴۰۵ تجربه کنید
۱۰ بازی که در نوروز متفاوت امسال میتوانند جذاب باشند
نوروز ۱۴۰۵ با هر زمان دیگری متفاوت است. نوروز امسال در میانه یک جنگ قرار گرفته و بیش از سه هفته است که به اینترنت دسترسی نداریم. تنها کاری که در این روزها میتوانیم انجام دهیم، سرگرم کردن خود برای سالم نگهداشتن روان است. نگهداری از روان خود در این روزها، مهمترین کاری است که میتوانیم انجام دهیم. دیدن فیلم و سریال، تجربه بازیهای ویدیویی و موبایلی و هرگونه تجربه سرگرمی در این روزها برای ما لازم است.
در این مطلب از ویجیاتو قصد دارم بازیهایی را معرفی کنم که معمولا در طولانیمدت میتوانند تجربههای لذتبخشی باشند و گذر زمان را راحتتر کنند. لازم است بگویم در روزگاری که اینترنت به طور کامل قطع شده و هیچ چشماندازی برای بازگشایی آن نداریم، کنسولهای بازی بیشتر تبدیل به یک لوازم دکور در خانه تبدیل شدهاند. بنابراین احتمالا اکثر عناوینی که قصد معرفی آنها را دارم، روی پیسی در دسترس باشند. با ما همراه باشید.
The First Berserker: Khazan

یکی از عناوینی که به نظرم در سال گذشته به شدت به آن کمتوجهی شد، بازی The First Berserker: Khazan (بررسی ویجیاتو) بود. محصول استودیوی کرهای Neople که اوایل سال 2025 عرضه شد و به علت مارکتینگ و PR ضعیف، آنطور که باید دیده نشد. یکی از جذابترین بخشهای این بازی، مبارزات آن است. سیستم مبارزات بازی به نوعی دنبالهروی مسیری است که بازی Sekiro: Shadows Die Twice آن را آغاز کرد و بعدها عناوین تحسینبرانگیزی مانند لایز آو پی هم آن را تکامل دادند. در بازی Khazan هم دفع بهموقع ضربات و در ادامه ضدحمله، یکی از المانهای مهم مبارزات است. از طرفی، مبارزات بازی کازان نسبت به دیگر بازیهای سولزلایک سریعتر است و لذت تجربه بازی را برای کسانی که نسبت به سولزلایکها گارد دارند، دوچندان میکند. میتوانم بگویم که The First Berserker: Khazan بیش از آنکه یک بازی سولزلایک باشد، یک اکشن هاردکور جذاب است که تجربه بازی را همهپسند میکند.
Avatar: Frontiers of Pandora

یوبیسافت در طی سالهای اخیر آن بزرگی منحصربهفرد خودش را از دست داده است. نه بازیهای اساسینز کرید آنطور که باید دیده میشوند، نه بازیهای اقتباسیافته از عناوین نامداری مثل Star Wars: Outlaws. در این میان، بازی Avatar: The Frontiers of Pandora هم یکی از عناوینی بود که اصلا در زمان عرضه از آن استقبال نشد و خیلی زود و در سکوت، به خاطرات پیوست.
اگر نسبت به نام یوبیسافت تردید دارید، اتفاقا باید بگویم که بازی آواتار یکی از معدود عناوینی بود که پشتیبانی طولانیمدت یوبیسافت را از زمان انتشار به همراه داشته است. اخیرا به بهانه اکران فیلم جدید این فرنچایز، یوبیسافت بسته الحاقی جدید این بازی که بیارتباط با فیلم هم نبود را عرضه کرد. در کنار این بسته الحاقی، یوبیسافت ماد سوم شخص بازی را هم عرضه کرد و طبق تجربهای که منتقدان داشتند، این ماد تجربه بازی را از این رو به آن رو میکند. بازی Avatar: The Frontiers of Pandora از فرمول جهان باز یوبیسافتی که بیشتر در عناوین فار کرای میبینیم استفاده میکند. گشتوگذار در جهان بازی و فتح کردن کمپ دشمنان در مناطق مختلف نقشه، از جمله المانهای اصلی این بازی است. در روزگاری که اینترنت قطع است، اتفاقا تجربه چنین بازیهایی میتواند گذر زمان را آسانتر کند. (لازم به ذکر است که برای تجربه نسخه فیزیکی بازی Avatar روی کنسولها، نیاز به اتصال اینترنت برای نصب بازی دارید.)
Hollow Knight Silksong

وجود بازی هالو نایت سیلکسانگ در این لیست بیشتر به واسطه تجربه شخصی خودم بوده است. چه در قطعی اینترنت قبلی و چه در دوره کنونی، من بیش از پنجاه ساعت از زمان خود را در بازی Hollow Knight SIlksong (بررسی ویجیاتو) گذراندم. جهان بازی سیلکسانگ در هر لحظهای از بازی میتواند شما را غافلگیر کند. هر منطقهای از این بازی میتواند دهها ساعت زمان شما را بگیرد و با چالشهای مختلف مواجهتان کند. چاشنی سختی، لذت بازی را هم دوچندان میکند. هر باس بازی یک الگوی حرکتی مشخصی دارد که برای فراگیری تمامی آنها باید بارها و بارها شکست بخورید و دوباره تلاش کنید. لذت و احساسی که شکست دادن هر باس دارد، به شما ثابت میکند که تلاش چندباره شما ارزشش را داشته است.
البته که شخصا انتقادات زیادی نسبت به اکت سوم بازی دارم، اما شما مجموعا میتوانید بیش از صد ساعت زمان روی این بازی بگذارید و لذت پیروزی بر سختیها را در این بازی بچشید. البته که اگر نسخه اول را تجربه نکردید، پیشنهاد میکنم ابتدا سراغ آن نسخه بروید و بعد سراغ سیلکسانگ بیایید.
Clair Obscur: Expedition 33

سخت است لیستی از پیشنهاد بهترین بازیها برای نوروز 1405 طرح کنیم و نام یکی از بهترین بازیهای چند سال اخیر را مطرح نکنیم. کلر آبسکور: اکسپدیشن 33 (بررسی ویجیاتو)، بدون شک یکی از بهترین تجربههایی است که میتوانید در شرایط کنونی داشته باشید.
اکسپدیشن 33، نهتنها عنوانی سرگرمکننده است، بلکه به لحاظ انسانی هم میتواند بازی تاثیرگذاری باشد. در این بازی شما در سرزمینی به نام لومیر قرار دارید. در این سرزمین موجودیتی به نام نقاش وجود دارد که سالانه با نوشتن یک عدد روی دیواری بزرگ، جان دهها انسان را میگیرد. در این میان، مردم سرزمین لومیر گروهی به نام اکسپدیشن را تشکیل میدهند تا هر سال به مبارزه با نقاش بروند تا سرزمین را از چرخه سالانه مرگ نجات دهند. حالا نقاش عدد 33 را روی دیوار نوشته و نوبت اکسپدیشن 33 است که به نبرد با نقاش بروند.
اما این تنها ظاهر داستان اکسپدیشن است. این داستان آنقدر چند لایه و انسانی است که توصیف آن در چند کلمه به شدت سخت است. روابط بین کاراکترها و ریتم روایی داستان از مهمترین المانهای این بازی است. البته که باید به سیستم مبارزات نوبتی بازی هم اشاره کنم. المان Parry و Dodge آنقدر جذاب کار شده که میتواند گارد شما نسبت به بازیهای نوبتی را هم بشکند. در یک جمله بگویم اگر اکسپدیشن 33 را تا به حال تجربه نکردید، نوروز 1405 بهترین زمان برای تجربه این بازی است.
Resident Evil Requiem
رزیدنت ایول ریکوئیم دقیقا یک روز پیش از آغاز جنگ و قطعی اینترنت منتشر شد.
بازی Resident Evil Requiem به لحاظ فنی و تکنیکال، یکی از بهترین بازیهایی است که میتوانید در این روزها تجربه کنید. یکی از برجستهترین نکات مهم این بازی، مربوط به انتخاب زاویه دوربین اول شخص و سوم شخص است. بازی در عین حال که یک تجربه اول شخص بهینه است، میتواند یکی از بهترین تجربههای سوم شخص هم لقب بگیرد.

داستان بازی درباره دو کاراکتر گریس اشکرافت و لیان کندی است. گریس، کارآگاه FBI است و باید یک پرونده قتل جدید را بررسی کند و پس از مدتی گرفتار مظنون اصلی پرونده، ویکتور گیدین میشود. از آنطرف لیان کندی، مامور باسابقه سازمان DSO، وارد ماجرا میشود تا گریس را پیدا کند.
گیمپلی بازی Resident Evil Requiem را میتوان ترکیبی از بازیهای هفتم، Village و ریمیک بازی چهارم دانست. بخش گریس، یک تجربه ترسناک و بقا است؛ جایی که شما عمدتا با کمبود مهمات مواجه هستید و حتی گاهی اوقات باید با مخفیکاری کار خود را پیش ببرید. اما در بخش لیان همهچیز در اوج اکشن قرار دارد. لیان با مجموعهای از سلاح وارد ماجرا میشود و با حرکات آکروباتیک خود میتواند تهدیدی جدی برای زامبیها باشد!
تمام کردن بازی رکوئیم مجموعا بین 12 تا 16 ساعت طول میکشد، اما شما میتوانید با انجام بازی در درجات سختی مختلف، نوروز خودتان را به تنهایی با این بازی بگذرانید.
Marvel’s Guardians of The Galaxy

یکی از عناوینی که به شدت کمتر از حقش دیده شد، عنوان Marvel’s Guardians of The Galaxy بود. یکی از بهترین بازیهای ابرقهرمانی مارول که زیر سایه شکست بازی Marvel’s Avengers رفت و دستاوردهای این بازی آنطور که شایستهاش بود دیده نشد.
این بازی به مانند اکثر قصههای «نگهبانان کهکشان» به ماجراجوییهای پیتر کوئیل و گروه دوستداشتنی او در کهکشانها میپردازد. این بازی با استفاده از یک فرمول داستانگویی بسیار خوب در کنار فضای کمدی و البته موسیقیهای شنیدنی و منحصربهفرد، به یک تجربه لذتبخش و حالخوبکن برای شما فراهم میکند. لازم است به المان همکاریهای تیمی هم اشاره کنم. در این بازی شما کنترل «استار لرد» را برعهده دارید اما همزمان میتوانید از قابلیتهای ویژه چهار کاراکتر گامورا، درکس، راکت راکون و گروت هم استفاده کنید و مسیرتان را هموار کنید.
Split Fiction

اسپلیت فیکشن را میتوان یکی از بهترین تجربههای کوآپ چند سال اخیر دانست. استودیوی هیزلایت به واسطه ساخت عناوینی مثل A Way Out و It Takes Two به پرچمدار اصلی بازیهای دونفره تبدیل شده و اسپلیت فیکشن را میتوان کاملترین اثر این استودیو دانست. تنوع بسیار بالای مراحل و البته خلاقانه بودن طراحی آنها، باعث میشود تا ذرهای از تجربه این بازی خسته نشوید.
داستان این بازی درباره دو نویسنده به نام زوئی و میو است که وارد یک سازمان نشر کتاب میشوند که از تکنولوژیهای جدیدی برای نوشتن و شبیهسازی داستان استفاده میکند. زوئی و میو به اشتباه وارد یک دستگاه مشترک میشوند و دنیای خیالی آنها با یکدیگر ترکیب میشوند. یک دنیا پر است از المانهای فانتزی و کهن و در سمتی دیگر جهانی آیندهنگرانه و نوین را به چشم میبینیم. اسپلیت فیکشن هم به نوبه خود تجربه حالخوبکنی است که میتوانید به سراغ آن بروید. البته که باید بگویم به علت قطعی اینترنت، تنها میتوانید به صورت آفلاین و محلی به تجربه دونفره این بازی بپردازید.
Hades 2

راستش را بخواهید، هر عنوانی از استودیوی سوپرجاینت میتواند در لیست امسال جا داشته باشد. عناوینی که علاوهبر المان سرگرمکننده، اعتیادآور هم هستند و میتوانند دهها ساعت شما را در طول روز بیآنکه متوجه شوید بدزدند؛ چیزی که در مواقع اینچنینی واقعا به آن نیاز داریم. بنابراین از هیدیس 2 تنها به عنوان یک نماینده از بازیهای سوپرجاینت نام میبریم و شما میتوانید به بازی اول هیدیس و عنوان Transistor هم شانس خوبی بدهید.
هیدیس 2 یک بازی بزرگتر و عمیقتر نسبت به نسخه اول است. بازی درست به مانند نسخه اول به صورت قطعهقطعه برای شما قصه میگوید و سلاحها هم نسبت به نسخه اول متنوعتر شدند. المان روگلایک بازی دقیقا همان بخشی است که اعتیادآوری تجربه را بالا میبرد و شما از تکرار رانهای خود هرگز خسته نمیشوید.
Kena: Bridge of Spirits

بازی Kena: Bridge of Spirit توسط استودیوی Ember Lab ساخته شده که پیش از این عنوان، سابقهای در دنیای بازیسازی نداشته و برای استودیوهای مختلف مشغول ساخت تریلر و تیزرهای انیمیشنی شده است. اما آنها با عنوان Kena نشان دادند که میتوانند دیدگاه تازهای در دنیای بازیها داشته باشند و کیفیت فنی بازیها را به انیمیشنهای مطرح مثل انیمیشنهای استودیوی پیکسار نزدیک کنند.
داستان بازی درباره دختر جوانی به اسم کینا است که میتواند ارواحی که به دنیای پس از مرگ وارد نشدهاند را راهنمایی کند. این ارواح به دلایل مختلف از جمله گناهان نابخشودنی و کار ناتمام امکان ورود به دنیای مردگان را ندارند و کینا در این مسیر به آنها کمک میکند. جلوههای بصری چشمگیر یکی از دلایل محبوبیت این بازی محسوب میشود. چندی پیش بود که نسخه دوم این بازی هم با نام Scars of Kosmora معرفی شد و دلایل خوبی دارید تا این بازی را در موقعیت فعلی تجربه کنید.
Dispatch

بازی اپیزودیک Dispatch یکی از غافلگیریهای سال 2025 بود. عنوانی که با داستان شنیدنی و کاراکترهای جذابش توانست توجه بسیاری را جلب و بازیکنان را برای تجربه بازی کنجکاو کند. دیسپچ یک بازی ابرقهرمانی محسوب میشود که در آن شما کنترل رابرت رابرتسون را برعهده دارید که وظیفهاش، کنترل ابرقهرمانها برای انجام وظایف شهری است. کار شما به عنوان بازیکن این است که پشت یک میز بنشینید و براساس مشکلات ایجاد شده، ابرقهرمان مناسب را انتخاب و آنها را برای حل ماموریت راهنمایی کنید.
اما این نقطه قوت اصلی بازی دیسپچ نیست؛ داستان شنیدنی این بازی بیش از هر چیزی توانست توجه بازیکنان را جلب کند. ادبیات بازی که کاملا بزرگسالانه به نظر میرسد، چیزیست که کمتر در دنیای بازیها تا به حال دیدهایم. از طرفی انیمیشنهای جذاب بازی یادآور انیمیشنهایی مثل Invincible است و اتفاقا همین مورد تاثیر زیادی در دیدهشدن این بازی داشت. انتخابهای شما در طول داستان از جمله انتخاب بلاند بلیزر یا Invisigal از جمله مواردی بود که حسابی در شبکههای اجتماعی سروصدا ایجاد کرده بود.
دیسپچ در مجموع هشت اپیزود دارد و میتوانید در یک روز به طور کامل آنها را تجربه کنید.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
به عنوان کسی که هالونایت ۱ رو بسیار دوست داشتم و ۸۰ ساعت بازیش کردم، با هالونایت سیلک سانگ مشکلات زیادی دارم و ایرادات بازی واقعا کم نیستن