8 فیلم برتر استیون اسپیلبرگ در قرن 21 که باید تماشا کنید!
فیلمهای برتر استاد سینما
استیون اسپیلبرگ از آن نامهایی است که وقتی میشنوید، ناخودآگاه به تاریخ زنده سینما فکر میکنید. فیلمسازی که دهههاست استاندارد تازه میگذارد و هنوز هم نشانی از کند شدن ندارد. کسی که با آثاری مثل آروارهها، پارک ژوراسیک و فهرست شیندلر جایگاهش را به عنوان یکی از بزرگترین کارگردانان تاریخ تثبیت کرده و در قرن 21 هم همچنان میتازد. در این دوره تازه، او هر بار خودش را از نو تعریف میکند؛ یک بار با درامی آرام مثل The Post، یک بار با اثری پرانرژی مثل Ready Player One، و گاهی با بازگشت به مضامین علمی تخیلی اما از زاویهای تازه، مثل Disclosure Day که البته این فیلم آخر نتوانست به موفقیت چشمگیری برسد.
اگر دنبال شاخصترین نمونهها از فیلم های استیون اسپیلبرگ در این قرن باشید، سرنخ اصلی همین تنوع نفسگیر است؛ از علمیتخیلیهای معاصر تا درامهای تاریخی تحسینشده. اسپیلبرگ در این مسیر به تیم مورد اعتمادش تکیه کرده؛ از یانوش کامینسکی پشت دوربین گرفته تا مایکل کان در میز تدوین و البته جان ویلیامز افسانهای. حاصل این همراهی فقط چند عنوان محبوب نیست، بلکه مجموعهای است که بیش از 1.7 میلیارد دلار فروش و 24 نامزدی اسکار در کارنامه به همراه داشته است؛ آن هم در شرایطی که هنوز فیلمهایی هستند که جایشان در این لیست خالی است. در ادامه این مقاله با معرفی 8 تا از بهترین فیلم های استیون اسپیلبرگ در قرن 21 همراه ویجیاتو بمانید.
پیش از ادامه پیشنهاد میکنم سری به مقاله نقد فیلم روز افشاگری (Disclosure Day) | ترکیب دوباره اسپیلبرگ و موجودات فضایی بزنید
8. A.I.: Artificial Intelligence (2001)

وقتی از لیست بهترین فیلم های استیون اسپیلبرگ در قرن جدید حرف میزنیم، این عنوان همان نقطهای است که نشان میدهد او چطور میان جاهطلبی مفهومی و لمس انسانی، تعادل میچیند. اینجا از همان ابتدا با کارگردانی طرفیم که در اوج بلوغ، ایدههای بزرگ را با ظرافت روایت میکند و اجازه میدهد حس و اندیشه در یک مسیر حرکت کنند.
از زاویهای دیگر، A.I. نمونهای روشن از همان گسترهای است که اسپیلبرگ در آن میدرخشد؛ سویهای که به علمیتخیلیهای معاصر پهلو میزند و در عین حال با اتکا به تیم همیشگیاش، یک بیان سینمایی پالوده ارائه میدهد. نتیجه، فیلمی است که در کنار دیگر فیلم های استیون اسپیلبرگ در این فهرست، چفتوبست سبکی کارگردان را به رخ میکشد.
7. The Terminal (2004)

The Terminal داستان ویکتور ناورسکی است؛ مسافری از کشور اروپای شرقی کراکوزیا که در فرودگاه جیافکی نیویورک گرفتار میشود. کودتایی سیاسی در کشور باعث شده تا آمریکا او را به رسمیت نشناسد و این یعنی ویکتور نه میتواند وارد خاک آمریکا شود و نه به خانه برگردد. او ناچار است برای مدتی نامعلوم در همان فرودگاه زندگی کند؛ جهانی بین دو در، شلوغ اما بیقرار. جالب است بدانید که این فیلم بر اساس داستاهن واقعی مهران کریمی ناصری ساخته شده، مرد ایرانی که مدت طولانی در فرودگاه زندگی کرد.
بخوانید: آیا دنباله فیلم تنتن و راز اسب شاخدار ساخته میشود؟
بعد از سالها میان بلاکباسترها و فیلمهای اسکاری رفتوآمد کردن، این اثر جمعوجور یادآور همان مهارتی است که استیون اسپیلبرگ در استخراج انسانیت از سادهترین موقعیتها دارد. تام هنکس یکی از گرمترین بازیهای کارنامهاش را ارائه میدهد و با مهربانی و صبوری، ویکتور را تبدیل به شخصیتی دوستداشتنی میکند. پشت آن ظاهر ساده، فیلم با کارگردانی دقیق، طراحی صحنه حسابشده و بازیهای تمیز پیش میرود. اسپیلبرگ از فرودگاه یک جامعه کوچک میسازد؛ جایی که غریبهها خانواده میشوند و شفقت حتی در بیروحترین بسترها هم جوانه میزند. The Terminal شاید در لیست فیلم های استیون اسپیلبرگ کمتر دیده شود، اما بیتردید از صمیمیترین و تاثیرگذارترین کارهای او است.
6. The Adventures of Tintin (2011)

در امتداد این لیست، The Adventures of Tintin نماینده وجه دیگری از جسارت اسپیلبرگ است؛ تغییری محسوس در قالب و ریتم، اما بدون گم کردن امضای کارگردان. همان میل دائمی به تجربهگرایی که بهترین آثار استیون اسپیلبرگ در قرن 21 را به مجموعهای پرتنوع و در عین حال همخانواده بدل میکند.
در این اثر، توجه به ضرباهنگ، جزئیات بصری و ساختن جهان داستانی منسجم، بار دیگر به کمک همان همکاریهای تکرارنشدنی میآید. نتیجه اثری است که کنار سایر فیلم های استیون اسپیلبرگ در این فهرست، از سرگرمی ناب تا پرداخت تکنیکی، همه را یکجا به تماشا میگذارد.
5. The Fabelmans (2022)

The Fabelmans با الهامی آزاد از کودکی استیون اسپیلبرگ، قصه سامی فیبلمان را میگوید؛ پسری که در همان سالهای شکلگیری شخصیت، عاشق فیلمسازی میشود، اما این عشق هم پناه اوست و هم آینهای که او را مجبور میکند با حقیقتهای سخت روبهرو شود. رازهای خانوادگی و شکستهای شخصی، نگاه سامی به بزرگسالی را از نو میسازند.
بخوانید: استیون اسپیلبرگ هیچ برنامهای برای بازنشستگی ندارد
استیون اسپیلبرگ در اینجا صادق و آسیبپذیر است، بیآنکه به سانتیمانتالیسم بلغزد یا خودستایی کند. به جای جشن گرفتن افسانهای که از نامش ساخته شده، هزینه احساسی هنرمند شدن و فداکاریهای همراه بلندپروازی خلاقانه را واکاوی میکند؛ آن هم در دل یک قصه بلوغ خوشتراش. گابریل لا بل بازیای ظریف و کنترلشده ارائه میدهد و میشل ویلیامز و پل دانو پشتیبانهایی درخشان برای این سفر شخصیاند. عشق اسپیلبرگ به سینما از هر قاب میبارد؛ دلیلی روشن که چرا The Fabelmans باید در لیست فیلم های استیون اسپیلبرگ و در شمار بهترین فیلم های استیون اسپیلبرگ در این قرن باشد.
4. Minority Report (2002)

(2002)Minority Report در این فهرست، سوی دیگر طیف را نمایندگی میکند؛ جایی که استیون اسپیلبرگ با تکیه بر ضرباهنگ، دقت در اجرا و همکاری تیم ثابتش، نمونهای مدرن از روایتپردازی ژانری را به نمایش میگذارد. این همان قلمرویی است که از علمیتخیلیهای معاصر تا درامهای جدی امتداد پیدا میکند و اسپیلبرگ هر دو را بلد است.
تأکید بر کارگردانی مؤثر و تدوین منسجم، فیلم را در کنار سایر فیلم های استیون اسپیلبرگ تبدیل به اثری میکند که هم برای تماشا لذتبخش است و هم برای گفتوگو و تحلیل. همین ترکیب، دلیل حضور پررنگ این عنوان در لیست فیلم های استیون اسپیلبرگِ قرن ۲۱ است.
3. Ready Player One (2018)

Ready Player One یکی از متفاوتترین تجربههای کارنامه استیون اسپیلبرگ است؛ فیلمی علمی تخیلی که مخاطب را به سال 2045 میبرد، جایی که بیشتر مردم برای فرار از مشکلات دنیای واقعی به دنیای مجازی گستردهای به نام OASIS پناه بردهاند. داستان درباره وید واتس، نوجوانی علاقهمند به فرهنگ هیپاپ است که وارد رقابتی بزرگ برای پیدا کردن راز پنهان خالق این دنیای مجازی میشود؛ رقابتی که مرز میان واقعیت و خیال را کمرنگ میکند.
اسپیلبرگ در این فیلم عشق خود به سینما، بازیهای ویدیویی و فرهنگ عامه را در قالب یک ماجراجویی پرانرژی به تصویر میکشد. Ready Player One شاید از نظر داستانی پیچیدگی برخی آثار بزرگ او را نداشته باشد، اما با جلوههای بصری خلاقانه، ارجاعات فراوان به دنیای سرگرمی و حس نوستالژیک قدرتمند، تجربهای سرگرمکننده خلق میکند. این فیلم نشان میدهد اسپیلبرگ همچنان توانایی ارتباط با نسلهای جدید را دارد و میتواند از فناوریهای مدرن برای ساخت یک ماجراجویی کلاسیک در سبک خودش استفاده کند.
2. West Side Story (2021)

بازسازی موزیکال کلاسیک West Side Story فرصتی است تا استیون اسپیلبرگ یکی از مشهورترین داستانهای عاشقانه تاریخ سینما را با نگاه تازهای روایت کند. فیلم داستان تونی و ماریا را دنبال میکند؛ دو جوان از دو گروه رقیب در محلهای پرتنش در نیویورک که عشقشان در میان درگیریهای خیابانی، تعصبات اجتماعی و شکافهای فرهنگی به چالشی بزرگ تبدیل میشود. اسپیلبرگ با حفظ روح اثر اصلی، تلاش میکند لایههای انسانی و تراژیک این رابطه را پررنگتر کند.
اسپیلبرگ در West Side Story بار دیگر توانایی خارقالعاده خود در ساخت جهانهای سینمایی زنده و پرجزئیات را نشان میدهد. میزانسنهای باشکوه، طراحی رقصهای چشمگیر و فیلمبرداری خیرهکننده یانوش کامینسکی باعث شدهاند این اثر چیزی فراتر از یک بازسازی ساده باشد. در کنار بازیهای قدرتمند ریچل زگلر و آریانا دیبوز، فیلم به بررسی موضوعاتی مانند مهاجرت، هویت و تعصب میپردازد؛ اثری که نشان میدهد اسپیلبرگ حتی پس از چند دهه فعالیت، همچنان توانایی خلق فیلمهایی احساسی و ماندگار را دارد و جایگاه خود را در میان بهترین فیلم های استیون اسپیلبرگ حفظ میکند.
1. Catch Me If You Can (2002)

Catch Me If You Can داستان فرانک ابگنیل جونیور را دنبال میکند؛ نوجوانی که با چالاکی و کلاهبرداری، نقشهای مختلف میپذیرد، از خلبان پانام تا پزشک و وکیل، و با چکهای جعلی میلیونها دلار نقد میکند. همزمان، کارل هنرتی، مامور مصمم افبیآی، بیوقفه به دنبالش است تا او را به عدالت بسپارد.
شاید این یکی از آثار سبکتر استیون اسپیلبرگ باشد، اما قدرت او در توازن میان سرگرمی و عمق احساسی را بینقص نشان میدهد. با کارگردانی دقیق و فیلمنامهای هوشمند، فیلم کمدی، جنایت، درام و رمانس را بدون از دست دادن ریتم در هم میآمیزد؛ همراه با با فضاسازی شیک دهه 60، ضرباهنگی سرراست و موسیقی ماندگار جان ویلیامز. لئوناردو دیکاپریو و تام هنکس از دوستداشتنیترین بازیهایشان را ارائه میدهند. باز هم رگهای شخصی از استیون اسپیلبرگ در کار است؛ پرداخت به خانواده و طلاق. این ایده در دستان کارگردانی دیگر شاید صرفا یک سرقت محور جذاب میبود، اما اینجا به یک قصه بلوغ صمیمی تبدیل میشود. فیلم هم موفق بود و بیش از هفت برابر بودجهاش فروش کرد؛ همین موضوع دلیلی روشن برای حضورش در بهترین آثار استیون اسپیلبرگ است.
سخن آخر
این هشت عنوان که در لیست معرفی شدند، نشان میدهند چرا استیون اسپیلبرگ هنوز هم استاد مرجع فیلمسازی است. او در قرن 21 نه تنها آثارش افت نکرد، بلکه توانست مفاهیمی جدید به سینما اضافه کند؛ از علمیتخیلیهای مدرن تا درامهای تاریخی قلهنشین. اتکای همیشگی به یارانی مثل یانوش کامینسکی، مایکل کان و جان ویلیامز، امضای بصری و صوتی آثار استیون اسپیلبرگ را یکدست کرده و در عین حال به هر فیلم شخصیت مستقل داده است. همین همافزایی، کنار فروش مجموع بیش از 1.7 میلیارد دلار و 24 نامزدی اسکار، تصویری روشن از پایداری کیفیت در فیلم های استیون اسپیلبرگ میسازد.
اگر به دنبال لیست فیلم های استیون اسپیلبرگ برای مرور دوباره هستید، این هشت عنوان نقطه شروع عالی هستند؛ طیفی که هم برای تماشاگر عام لذتبخش است و هم برای عاشقان سینما، کلاس درسی حرفهای است. این لیست فیلم های استیون اسپیلبرگ فقط یک پیشنهاد تماشا نیست؛ دعوتی است برای بازخوانی مسیر یک استاد. بهخصوص اگر به دنبال بهترین آثار استیون اسپیلبرگ باشید، این انتخابها نشان میدهند چرا او هنوز هم معیار سنجش است؛ و چرا هر بار که نامش را میشنویم، بیاختیار مشتاق تماشای دوباره آثار او میشویم.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.