ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

مقالات فیلم سینمایی

5 تا از بهترین فیلم های وسترن تاریک؛ وحشی‌ترین‌های غرب وحشی!

دارک‌ترین‌های غرب وحشی

ایمان اکرمی
نوشته شده توسط ایمان اکرمی تاریخ انتشار: ۲۲ مرداد ۱۴۰۵ | ۲۰:۰۰

بعضی از خشن‌ترین فیلم‌ها، سراغ هراس‌هایی می‌روند که در لایه‌های زیرین جامعه پنهان شده‌اند. وسترن‌های تاریک اما یک قدم جلوتر می‌روند؛ این فیلم‌ها سطح روایت‌های ساده‌سازی‌شده تاریخ را کنار می‌زنند و درست به دل اسطوره‌هایی می‌زنند که یک کشور روی آن بنا شده است. نتیجه، مواجهه با نقص‌هایی است که در بن‌مایه همان اسطوره‌ها وجود دارد؛ نقص‌هایی که وقتی دیده شوند، دیگر نمی‌شود از کنارشان گذشت.

حقیقت این است که تاریکی همیشه در دل ژانر وسترن حضور داشته. نمونه‌های اولیه، خشونت و بی‌رحمی مرزها را پاک‌سازی و سفیدنمایی کردند؛ امروز که به عقب نگاه می‌کنیم، این کار حداقل نگران‌کننده است و در بدترین حالت، رگه‌ای از تراژدی دارد، چون رنج کسانی را که شمایل کابوی‌های تمیز و بی‌نقص نبودند، کم‌رنگ کرد. دیر یا زود این واقعیت باید رو می‌شد. این ژانر، نمی‌توانست تا ابد روی دوگانه ساده کلاه‌سفید و کلاه‌سیاه دوام بیاورد. حتی در عصر طلایی وسترن هم نشانه‌هایی از نگاه نو دیده می‌شود؛ فیلم‌هایی مثل The Furies محصول 1950 و The Searchers محصول 1956، که هاله‌ای از تلخی را به غرب وحشی اضافه کردند؛ تلخی‌ای که در آن دوران معمول نبود.

بخوانید: ۳۰ فیلم وسترن که شما را به غرب وحشی می‌برند

به مرور، فیلم‌ها به این حس تیره مجال بیشتری دادند و همین مسیر به برخی از بهترین وسترن‌ها انجامید. از وسترن‌های روان‌شناختی تا آثاری که مستقیم به وحشت پهلو می‌زنند، دامنه این ژانر گسترده و تکان‌دهنده است. در این فهرست، 5 تا از بهترین فیلم های وسترن تاریک را رتبه‌بندی کرده‌ایم؛ آثاری که هم با اسطوره‌ها درگیر می‌شوند و هم با وجدان جمعی مخاطب. با معرفی 5 فیلم برتر ژانر وسترن تاریک همراه ویجیاتو بمانید.

5. The Ox-Bow Incident

The Ox-Bow Incident یک استثناء در میان وسترن‌های دهه 40 است؛ فیلمی که خیلی زودتر از دوران فراگیر شدن نگاه نو، به تاریکی‌های ژانر سر زد. همین ویژگی، آن را در حافظه علاقمندان ماندگار کرده است. ویلیام ای. ولمن که پیش‌تر A Star is Born را ساخته بود، این‌بار سراغ چیزی رفت که با سرگرمی‌های سبک فاصله دارد: نقد گرایش انسان به پیروی از جمع و نمایش هزینه‌های ویرانگر آن.

فیلم از رمان سال 1940 والتر ون‌تیلبورگ کلارک اقتباس شده و هنری فوندا و دانا اندروز نقش گاوچران‌هایی به نام‌های گیل کارتر و دونالد مارتین را بازی می‌کنند. آن‌ها به بریجرز ولز نوادا می‌رسند؛ جایی که یک دامدار به قتل رسیده و گله‌اش دزدیده شده است. خیلی زود جمعیتی به رهبری میجر تتلی به دنبال مقصران راه می‌افتند. سه مرد در کنار گله‌ای در خواب دیده می‌شوند و گناه‌کار فرض می‌شوند؛ حکم جمعی، حلقه طناب را سفت می‌کند. اما حقیقت دیر نمی‌پاید و اشتباه جمع، به تراژدی بزرگ‌تری ختم می‌شود.

The Ox-Bow Incident از همان ابتدا با لحن سرد و پایان‌بندی تلخش، خیال دلگرم کردن مخاطب را ندارد. حتی در فرآیند ساخت هم مقاومت‌ها کم نبود؛ ولمن برای گرفتن چراغ سبز، پذیرش ساخت دو فیلم دیگر را به گردن گرفت و نگرانی‌های نهادهای نظارتی درباره نمایش صریح حلق‌آویز کردن وجود داشت. با این حال، نتیجه اثری است درباره وجدان جمعی و مسئولیتی که هیچ‌کس نمی‌تواند از آن فرار کند؛ وسترنی تاریک که هنوز هم نمونه‌ای شاخص از جسارت در دل ژانر به حساب می‌آید.

4. The Proposition

گای پیرس بارها در وسترن‌های تاریک ظاهر شده، اما The Proposition از جنسی دیگر است؛ بی‌رحم، تلخ و بی‌امان. فیلمنامه را نیک کیو نوشته و جان هیلکوت آن را ساخته است. پیرس نقش یک یاغی را بازی می‌کند که مسئولیتی ناممکن بر دوش دارد: شکار برادر خودش. نتیجه، مواجهه‌ای است که هر قدم آن بوی دوزخ می‌دهد؛ همان‌طور که منتقدان هم این حس را به فیلم نسبت داده‌اند.

The Proposition یک وسترن استرالیایی است که همه مرزهای آشنای ژانر را به شکلی خشن جابه‌جا می‌کند. اینجا خبری از دوگانه‌های ساده خیر و شر نیست؛ قانون، اخلاق و خانواده در هم می‌پیچند و مخاطب در دل تصمیمی می‌ماند که راه درست ندارد. قدرت فیلم در این است که قهرمان و ضدقهرمان تعریف نمی‌کند؛ فقط هزینه انتخاب‌ها را نشان می‌دهد و اجازه می‌دهد خودمان قضاوت کنیم. اگر به دنبال فیلم وسترن تاریک هستید که پوست‌اندازی ژانر را بی‌پرده نشان بدهد، The Proposition یک انتخاب قاطع است.

3. Unforgiven

Unforgiven در یک کلام، فیلمی است که حتما باید دید. این فیلم حتی بدون لایه‌های فراداستانی که کارگردان و ستارهایش، کلینت ایستوود، به آن می‌بخشد، اثری درخشان محسوب می‌شد؛ اما با حضور ایستوود، میتوان ادعا کرد که نابخشوده بهترین وسترن بازنگریگرایانه تاریخ است.

ایستوود در نقش ویلیام مانی ظاهر می‌شود؛ قانونشکن سابقه‌ای که همچنان به خاطر جنایتهای وحشیانه‌اش بدنام است؛ جنایته‌ایی که همانطور که در طول فیلم برملا می‌شود، آسیب‌رسانی به زنان و کودکان را هم شامل می‌شد. اما اینجا مانی را در سال‌های افول زندگی‌اش میبینیم؛ مردی که از مزرعه کوچکی نگهداری می‌کند و دو فرزند خردسال بزرگ را می‌کند. او در بند گذشته‌اش گرفتار است، اما وقتی یک شکارچی جایزه‌بگیر جوان سراغش می‌آید و پیشنهادی به او می‌دهد، مانی نمیتواند به فرصت یک ماموریت دیگر نه بگوید.

محاسبه مانی با جنایت‌هایش لایه‌های متعددی دارد. خود ایستوود نیز در همین رهگذر، میراثش را به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین ستاره‌های وسترن قرن به چالش می‌کشد؛ در حالی که فیلم در کل با میراث وسترن‌هایی دست‌وپنجه نرم می‌کند که کهن‌الگوی قانونشکن را قهرمانانه و ستوده به تصویر می‌کشیدند. هرچند یک سکانس کلاسیک هم به ما داده می‌شود که در آن ایستوود انتقام خود را از بیل دگت و افرادش می‌گیرد، اما در نهایت نابخشوده به ما گوشزد می‌کند که آن روزهایی که هالیوود از تاریخ غرب وحشی آمریکا برای هیجان و ماجراجویی فیلم می‌ساخت، در واقع فقط سرابی آفریده بود که تاریخ خونین و پلشت مرزهای غرب را پنهان می‌کرد.

2. The Great Silence

سکوت بزرگ یا The Great Silence ساخته سال 1968، به اندازه‌ای تلخ و تاریک است که تنها قدمی با قلمرو وحشت فاصله دارد. این فیلم که توسط سرجیو کوربوچی کارگردانی و هم‌نویسندگی شده، یکی از شاهکارهای وسترن اسپاگتی محسوب می‌شود، اما در واقع از این زیرژانر فراتر رفته و به یکی از بزرگترین وسترن‌های اواسط قرن بیستم تبدیل شده است. این فیلم یکی از تاریک‌ترین آثار این ژانر به شمار می‌رود.

داستان فیلم با صحنه‌ای آغاز می‌شود که شکارچیان جایزه‌بگیر، زن و شوهری را می‌کشند و گلوی پسر جوانشان را می‌برند. اوضاع از اینجا به بعد بدتر و بدتر می‌شود. ژان-لویی ترنتینیان در نقش همان پسر بچه، اما بزرگ شده، ظاهر می‌شود. او حالا تبدیل به یک هفت‌تیرکش لال شده که تنها با نام سایلنس (سکوت) شناخته می‌شود و وسواس شدیدی برای انتقام گرفتن از مردی دارد که مسئول تراژدی او بوده است. برخلاف تقریبا تمام وسترن‌های دیگر آن زمان، «سکوت بزرگ» در منطقه‌ای پوشیده از برف در یوتا اتفاق می‌افتد. در این میان، سایلنس خود را در حال دفاع از شهری در برابر گروهی از شکارچیان جایزه بگیر که توسط پولیکت استخدام شده‌اند و توسط هفت‌تیرکش مرگباری به نام لوکو (با بازی کلاوس کینسکی) رهبری می‌شوند، می‌یابد.

بخوانید: بهترین فیلم‌ هایی که وسترن را با دیگر ژانرها ترکیب کردند

این وسترن فوق‌العاده، در گیشه شکست خورد، اما بعدها به عنوان یکی از بهترین آثار کوربوچی، اگر نگوییم بهترین او، شهرت یافت. منظره برفی «سکوت بزرگ»، که سختی و محرومیت بی‌امانی را بر ساکنانش تحمیل می‌کند، در لحن فیلم نیز بازتاب یافته است؛ لحنی که هیچ بخشش یا امیدی در برابر استبداد قاتلانه شخصیت‌های شرور ارائه نمی‌دهد. این لحن تا پایان‌بندی دلگیر و غم‌انگیز فیلم ادامه پیدا می‌کند که بی‌شک یکی از خشن‌ترین و ناامیدکننده‌ترین پایان‌بندی‌ها در تاریخ ژانر وسترن است.

1. Bone Tomahawk

اگر به دنبال وسترنی تاریک و وحشتناک هستید، Bone Tomahawk دقیقا همان چیزی است که می‌خواهید. این وسترنِ کمتر دیده‌شده با بازی کرت راسل، توصیه‌نامه‌ای از استیون کینگ دارد که نشان می‌دهد وحشت نقش مهمی در فیلم ایفا می‌کند.

«استخوانِ توماهاوک» که توسط اس. کریگ زالر در اولین تجربه کارگردانی‌اش ساخته شده، در میان کسانی که آن را دیده‌اند، به خاطر صحنه‌ای فوق‌العاده خشن که پس از تماشا تا مدت‌ها در ذهن حک می‌شود، بدنام است. به ندرت پیش می‌آید که وسترنی در لیست «تکان‌دهنده‌ترین صحنه‌های تاریخ سینما» قرار بگیرد، اما این فیلم به طور مرتب در چنین لیست‌هایی یافت می‌شود.

اما فقط این صحنه کابوس‌وار نیست که Bone Tomahawk را چنین سرد و هولناک می‌کند. راسل در نقش کلانتری بازی می‌کند که گروهی چهار نفره را برای نجات سه نفر که توسط گروهی آدمخوار ساکن غارها ربوده شده‌اند، رهبری می‌کند. قبل از صحنه‌های خونین ذکر شده، داستان تا حدودی به آرامی پیش می‌رود که باعث می‌شود صحنه‌های خشونت‌آمیزتر، تأثیرگذارتر باشند. اجرای بازیگران که همگی عالی هستند، به جذابیت فیلم می‌افزاید. بنابراین، علاوه بر اینکه یک وسترن تاریک است که تا مدت‌ها پس از تماشا در ذهنتان باقی می‌ماند، شما همچنین یک نمونه درجه یک از این ژانر در دوران مدرن را دریافت می‌کنید که حتی به طرز شگفت‌انگیزی گاهی اوقات تاریک و کمدی هم هست.

سخن آخر

وسترن تاریک، صورت دیگر یک ژانر محبوب است؛ صورتی که به‌جای اسطوره‌سازی، پرده را کنار می‌زند و نشان می‌دهد روایت‌های ساده چطور می‌توانند حقیقت را مخدوش کنند. این پنج عنوان، طیفی کامل از وسترن تاریک را جلوی چشم می‌گذارند؛ از نقد اجتماعی و وجدان جمعی تا سفرهای ذهنی و کشمکش‌های بی‌رحمانه.

اگر به دنبال بهترین فیلم های وسترن تاریک هستید، این فهرست جایی است که می‌توانید شروع کنید. هر کدام از این فیلم‌ها، راهی متفاوت برای بازخوانی اسطوره غرب باز می‌کنند؛ یکی با بازنگری جدی در قانون و عدالت، یکی با شکستن تصورات رایج و دیگری با تزریق تلخی به دل داستانی کلاسیک. مهم‌تر از همه، این آثار ثابت می‌کنند وسترن هنوز زنده است؛ نه به شکل روکش‌های براق و قهرمان‌های بی‌نقص، بلکه به شکل فیلم وسترن تاریکی که با پرسش‌های سخت سراغ ما می‌آید. چه دل‌بسته فیلم وسترن قدیمی باشید و چه دنبال تجربه‌های تازه، این پنج عنوان نشان می‌دهند تاریکی گاهی تنها راه دیدن حقیقت است.

ایمان اکرمی
ایمان اکرمی

عاشق روایت و روانشناسی و ترکیب این دوتام. به نظرم روایت بدون داشتن بار روانشناسی نمی‌تونه زیاد ماندگار باشه... برای همین مطالبی می‌نویسم که داخلشون روانشناسی رو در روایت و شخصیت‌ها نشون بده.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی