ورود به ویجیاتو

بازیابی رمز عبور

کاربر جدید هستی؟ ثبت نام کن

ثبت‌نام در ویجیاتو

قبلا در ویجیاتو ثبت نام کردی؟ وارد شو.

بازیابی رمز عبور

میتونی وارد ویجیاتو بشی یا ثبت نام کنی

۱۰ سریال که باید در دوران تعطیلات عید تماشا کنید

بهترین زمان برای تماشای برخی از بهترین سریال‌های تاریخ

۳ فروردین ۱۳۹۹ ذخیره‌سازی نوشته
ایرانسل
کوین نیک

با خواندن تیتر به احتمال ۹۰ درصد انتظار داشتید که در این مطلب با لیستی از سریال‌های معروف و تحسین شده رو‌به‌رو شوید اما در مورد این لیستی که برایتان جمع‌آوری کردیم، تنها صفت دوم صادق است. اگر حتی کمی هم اهل تماشای سریال‌های تلویزیونی باشید، فکر نکنم به کسی نیاز داشته باشید که دیدن شاهکارهایی چون برکینگ بد، گیم آف ترونز یا امثال آن را به شما توصیه کند.

برای همین در پروسه انتخاب این لیست دو نکته دیگر را در نظر گرفتیم؛ اینکه به سراغ سریال‌هایی برویم که به هر دلیلی آنطور که باید در کشورمان شناخته شده نیستند و اینکه این دوران قرنطینه و عید بهترین فرصت برای Binge-Watch کردن است، معادل فرنگی همان پشت سر هم و رگباری سریال دیدن خودمان. پس سریال‌هایی که برای دیدن جدیدترین قسمت‌هایشان مجبور باشید یک هفته صبر کنید، شاید چندان گزینه مناسبی نباشند.

هر ۱۰ سریال انتخاب شده این یا به طور کامل به اتمام رسیدند یا با کنسل شدن به اجبار تمام شده‌اند و همه آن‌ها البته از تحسین‌شده‌ترین سریال‌های تاریخ هم هستند. اما می‌دانم، هر لیستی، به جرات هر لیستی هر چقدر کامل یا ناقص ده‌ها کامنت را به دنبالش خواهد داشت که چرا اسم فلان سریال در آن دیده نمی‌شود اما چه چیزی بهتر از این؟ اگر به غیر از ۱۰ سریال این لیست، شما هم ایده و پیشنهادی برای این تعطیلات طولانی و احتمالا غرنطینه پس از آن دارید، حتما و حتما در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید. اما حرف دیگر بس است، برویم به سراغ این سریال‌ها آن هم بدون هیچ ترتیب خاصی.

سریال Rectify
تصور کنید درست در شروع دوران طلایی و تکرار نشدنی جوانی، به جرم قتل و تجاوز معشوقه‌تان محکوم می‌شوید، آن هم در یکی از ایالت‌هایی که هنوز مجازات اعدام اجرا می‌شود. وحشتناک است نه؟ اما این پایان ماجرا نیست. پروسه بازرسی پرونده‌تان آنقدری طول می‌کشد که ۱۹ سالی در صف اعدامی‌ها باشید. یعنی بیش از یک سوم از زندگی‌تان در سلولی تنگ و باریک می‌گذرد که حضور در آن حس خفگی می‌دهد و در تمام این مدت با جهان بیرون کوچک‌ترین تعاملی ندارید.

اما بعد از گذشت این همه سال بالاخره آزمایش DNA و کافی نبودن مدارک به نجاتتان می‌‌آید و شهر و محله زندگی‌تان بر می‌گردید با این تفاوت که هیچ چیز مانند گذشته نیست. این داستان سریال Rectify و شخصیت‌ اصلی‌اش یعنی دنیل هولدن است اما بر خلاف انتظارتان، سریال در مورد پیدا کردن قاتل واقعی و فرستادنش به پشت میله‌های زندان نیست.

داستان در مورد مردی است که بعد از یک عمر حبس آن هم در ایزوله‌ترین حالت ممکن به شهرش بازگشته، یکی از آن شهرهای کوچک و سنتی که بیشتر ساکنینش هنوز او را به خاطر قتل آن دختر بی‌گناه مقصر می‌دانند. رکتیفای یکی از آن درام‌های بسیار آرام‌سوز و پر از احساس است که هر دیالوگ و هر شخصیتی تا مدت‌ها در ذهنتان به یادگار باقی می‌ماند. شخصیت‌هایی بی‌نهایت خاکستری و واقع‌گرایانه که هنرپیشه‌های با استعداد پشت‌شان در انتقال تمامی احساسات ممکن و تحت تاثیر قرار دادن شما غوغا می‌کنند.

از آنجایی که بیشتر ما به لطف فیلم‌های اکشن هالیوودی به ریتم تند و پر از هیجان عادت کردیم، شاید دیدن چنین سریالی راحت نباشد اما اگر بتوانید با آن ارتباط برقرار کنید، آن موقع خواهید فهمید که چرا رکتیفای یکی از تحسین شده‌ترین سریال‌های تاریخ است و فصل چهارمش با امتیاز متاکریتیک ۹۹ در صدر تمامی سریال‌های تلویزیونی قرار دارد.

سریال‌های شبیه رکتیفای را بشناسیم

رکتیفای احتمالا یکی از کندترین و غلیظ‌ترین سریال‌های درام یک دهه اخیر است و برای همین اگر توانسته باشید با آن ارتباط برقرار کنید، به راحتی از سریال‌های درام و شخصیت‌محور دیگری چون Atlanta و This is Us هم می‌توانید لذت ببرید.

سریال فایرفلای
نوشتن در مورد Firefly (فایرفلای) درست به اندازه لحظات بعد از اتمام تماشایش سخت و غم‌انگیز است. جاس ویدون، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس معروف آمریکایی که احتمالا او را به خاطر کارگردانی فیلم Avengers و نوشتن داستان نسخه اول Toy Story بشناسید، در سال ۲۰۰۲ دست به تولید شاهکاری زد که تا به امروز ده‌ها فیلم و بازی مختلف چون سری مس افکت و The Outer Worlds از آن الهام گرفته‌اند اما این سریال حتی قبل از پایان پخش فصل اولش کنسل شد.

چرا؟ جواب آن ساده است: فاکس. همان شبکه منحوسی که ده‌ها سریال بی‌نظیر کنسل شده دیگر را هم در کارنامه خود دارد اما کاری که فاکس با Firefly کرد، قوم مغول با دنیا نکرد. موافقت نکردن با پخش قسمت اول سریال و پخش کردن آن به جای اپیزود چهارم و تغییر دادن نظم پخش تمامی قسمت‌ها تنها یکی از دلایلی است که باعث شد فایرفلای در آن زمان آنقدری بیننده نداشته باشد و کنسل شود اما خوشبختانه به جرات فایرفلای یکی از کالت‌ترین سریال‌های تاریخ است و بهترین طرفداران دنیا را دارد. طرفدارانی که حتی موفق شدند برای جاس ویدون فرصت ساخت فیلمی سینمایی را فراهم کنند تا بتواند داستان پر از پتانسیل و فوق‌العاده‌اش را به پایانی مناسب و درخور برساند.

فایرفلای یکی از آن سریال‌هایی نیست که توضیح خلاصه داستانش قرار باشد شما را به خودش جذب کند و من هم ترجیح می‌دهم زمان زیادی را پای آن نگذارم. داستان در مورد خدمه یک سفینه فضایی به نام Serenity است که برای در آوردن یک لقمه نون حلال هیچ فرصتی را از دست نمی‌دهند. البته تقریبا مشابه هر داستان علمی تخیلی دیگری یک دولت فاسد و کنترل کننده، ده‌ها سیاره مختلف و البته یک گروه متخاصم وحشی هم حضور دارند. اما این شخصیت‌های فوق‌العاده دوست‌داشتنی فایرفلای است که بیشتر از هر چیز دیگری راه خودشان را به قلب شما باز می‌کنند.

شیمی بین کاراکترها بی‌نظیر است و این رابطه خوب در سکانس به سکانس سریال حس می‌شود. آنقدر که حتی تقریبا تمامی بازیگرهای سریال از جمله نیتن فیلیون (Nathan Fillion) یا همان نیتن دریک خودمان در فیلم لایو اکشن آنچارتد، معتقدند که فایرفلای تا به امروز بهترین سریالی بوده که در آن نقش بازی کردند.

ادامه نیافتن این همه پتانسیل و به جا ماندن تنها ۱۴ اپیزود و یک فیلم کامل شاید دردناک باشد اما مطمئن باشید دنیایی که در آن غرق می‌شوید، ارزش ناراحتی و غصه پس از اتمامش را دارد. نگران داستان هم نباشید، جاس ویدون پرونده آن را به خوبی در فیلم سینمایی Serenity می‌بندد.

سریال‌های شبیه فایرفلای را بشناسیم

اگر بخواهیم از لحاظ محتوا و ستینگ بررسی کنیم، سریال پیشتازان فضا یا همان Star Trek احتمالا‌ نزدیک‌ترین چیزی است که به فایرفلای پیدا می‌کنید. اما اگر شما هم مثل من عاشق طنز حال‌خوب‌کن و رابطه فوق‌العاده بین کاراکترها شدید، پیشنهاد می‌کنم باقی سریال‌هایی را که نیتن فیلیون یا همان کاپیتان رینودلز در آن بازی کرده هم تماشا کنید. هر دو سریال Castle و The Rookie در تکرار چنین حسی موفق هستند.

سریال The Wire
The Wire یکی از آن سریال‌هایی است که اکثریت اسم آن را شنیدیم، می‌دانیم چقدر تحسین شده است و حتی بسیاری آن را فراتر از سریال‌های چون برکینگ بد و به عنوان بهترین سریال تاریخ می‌دانند. اما به هر دلیلی سراغ آن نرفتیم، خب چه فرصتی بهتر از تعطیلات عید؟

ولی سوال مهم‌تر این است که چه چیزی The Wire را این قدر متفاوت می‌کند؟ در حدی که باراک اوباما دیوید سیمون (David Simon)، تهیه کننده سریال را برای صحبت به کاخ سفید دعوت کند. شاهکاری که دیوید سیمون خلق کرده، شاید از لحاظ دسته‌بندی ژانر، یکی از آن سریال‌های پلیسی درام به حساب آید اما واقعیت‌گرایی فوق‌العاده و تم‌های سیاسی و اجتماعی The Wire آن را از تمامی سریال‌های مشابه خود متمایز می‌کند.

The Wire یا «شنود» در مورد تعقیب و گریز مجرم‌ها و دستگیری آن‌ها نیست. سریال در مورد موسسه‌ها و سازمان‌های مختلفی است که به مرور در هر فصل معرفی می‌شوند. اداره پلیسی فاسد که مامورهای یاغی خودش را دارد، یک باند خطرناک مواد مخدر و به تدریج این دنیا با اضافه شدن سیاست و روزنامه‌نگاری بزرگ‌تر و پیچیده‌تر می‌شود.

اشتباه نکنید، سریال همچنان از لحاظ سینماتوگرافی، فضاسازی و انتخاب بازیگرها فوق‌العاده است اما این نویسندگی هر سکانس و دیالوگ رد و بدل شده در سریال است که آن را به چنین شاهکار بی‌بدیلی تبدیل می‌کند. تعجبی هم ندارد، دیوید سیمون ۱۲ سال گزارشگر پلیس در روزنامه Baltimore Sun بوده است و در تمام طول این سال‌ها هر نوع جنایت، فساد و اتفاق وحشتناکی را دیده و گزارش کرده. وایر یکی از آن سریال‌هایی نیست که توجه خودش را به شما جلب کند و برای فهمیدن نبوغش این شما هستید که باید تمامی حواس خود را به آن معطوف کنید اما اگر موفق به این کار شوید، پادشش را هم با تماشای یکی از بهترین سریال‌های تاریخ تلویزیون خواهید گرفت.

سریال‌های شبیه وایر را بشناسیم

وایر سیستم قضایی شهر و تمامی مشکلات و تاثیرهاش را به زیبایی به تصویر می‌کشد، بنابراین از این لحاظ مینی‌سریال یک فصلی The Night of (با هنرمایی پیمان معادی) می‌تواند جایگزینی کوتاه و مناسب باشد. اما اگر عاشق فضاسازی شهر، روابط بین کاراکترها و فساد حاکم در دنیا شدید، بدون شک از تماشای Narcos و Boardwalk Empire هم لذت خواهید برد.

سریال Over the Garden Wall
به جرات Over the Garden Wall از هر لحاظ متفاوت‌ترین سریال این لیست است. یک مینی‌سریال انیمیشنی با تنها ۱۰ اپیزود که تماشای هر کدام ۱۰ تا ۱۱ دقیقه طول می‌کشد. از این ساختار متفاوت که بگذریم، خود Over the Garden Wall نیز یکی از سورئال‌ترین و غم‌انگیزترین فضاسازی‌ها و داستان‌ها را در بین انیمیشن‌ها دارد.

داستان Over the Garden Wall در مورد دو برادر ناتنی به اسم‌های گِرگ (Greg) و وِرت (Wirt) است که در جنگلی بزرگ و اسرارآمیز به نام «ناشناخته» گم شده‌اند و به دنبال پیدا کردن راهشان به خانه هستند. ورت، برادر بزرگتر، یکی از آن نوجوان‌های تازه بالغ است که به ندرت حرف می‌زند و به شدت درونگراست اما درست در مقابل آن برادرش گرگ کودکی شیطون و البته خوش‌قلب است که کمتر به چیزی اهمیت می‌دهد.

در این راه پرنده آبی رنگی به نام بئاتریس نیز به این دو برادر برای رسیدن به زنی به نام آدلید (Adelaide) کمک می‌کنند، کسی که ظاهرا می‌تواند نفرین بئاتریس را برداشته و به این دو برادر هم راه خروج از جنگل و پیدا کردن خانه را نشان دهد. می‌ترسم هر توضیح دیگری داستان زیبا و خاص Over the Garden Wall را اسپویل کند و برای همین پیشنهاد می‌کنم ادامه داستان را خودتان کشف کنید.

اما فراتر از داستان، ساخته پاتریک مک‌هیل (Patrick McHale)، تماما در مور اتمسفر تکرار نشدنی‌اش است. پرداختن به جزییات و نمادشناسی در Over the Garden Wall بیداد می‌کند و هر اپیزود با ترکیب استثنایی موسیقی غم‌انگیز و ضای تاریک حاکمش حسی بسیار عجیب و متفاوت را به شما القا می‌کند.

سریال‌های شبیه Over the Garden Wall را بشناسیم

توصیه کردن سریالی مشابه Over The Garden Wall کار آسانی نیست چرا که کمتر سریال و اثر مشابهی دیده می‌شود که چنین حس خاص و متفاوتی را تکرار کند. اما دو سریال انیمیشنی دیگر Adventure Time و Gravity Falls تا حدی شما را به یاد این سریال خواهند انداخت.

سریال Justified
Justified یک وسترن مدرن تمام عیار است. این بهترین و دقیق‌ترین راهیست که می‌توانم به کمکش اقتباس تلویزیونی شبکه FX از اثر المور لئونارد (Elmore Leonard) را توصیف کنم، همان نویسنده‌ای که داستان کوتاه قطار ۳:۱۰ به یوما را هم به رشته تحریر در آورده است. البته که منبع اقتباس جاستیفاید نیز خود داستانی کوتاه به نام Fire in the Hole است اما گراهام یوست و تیم نویسندگانش به خوبی موفق شدند این داستان را گسترش داده و به یک شاهکار ۶ فصلی تبدیل کنند.

Samsung Galaxy Note20 Ultra
GiftCard98

داستان Justified حول مامور مارشالی به نام ریلن گیونز می‌چرخد که به خاطر قتل بحث‌برانگیز یکی از اعضای مافیا میامی، مجبور به گرفتن انتقالی به هارلن می‌شود. شهری که در آن بزرگ شده و تمام عمرش در تلاش بوده تا هر چه زودتر از آنجا بگریزد. هارلن که یکی از شهرهای ایالت کنتاکی است، ستینگی فوق‌العاده برای دنیای وسترن و پر از خشونت جاستیفاید به حساب می‌آید.

شهری فقیر با ساکنینی سنتی و اکثرا نژادپرست و ردنِک (Redneck) که شلیک گلوله اولین راه‌حلشان برای حل هر نوع مشکلی است. ریلن گیونز با هنرنمایی تیموتی الیفنت هم در اعماق وجودش تفاوتی با هم‌شهری‌های جنایتکارش ندارد. او مامور قانونی بسیار خونسرد و در عین حال عصبانی است که از کاشتن گلوله‌ای در وسط سینه خلاف‌کاران ابایی ندارد. کافیست به این فرمول موفق، یک شخصیت منفی بسیار کاریزماتیک و جذاب و ده‌ها کاراکتر به یاد ماندنی دیگر را اضافه کنید تا نتیجه تبدیل به یک سریال اکشن و درام بی‌نهایت غیر‌قابل پیش‌بینی و هیجان‌انگیز شود.

سریال‌های شبیه جاستیفاید را بشناسیم

باور دارم کمتر سریالی می‌تواند ستینگ و ژانر وسترن در دنیای مدرن را به خوبی پیاده‌سازی کند اما از لحاظ شخصیت‌پردازی و پرداختن به دنیای خلافکاران و ماموران قانون فاسد، دو سریال تحسین شده دیگر Sons of Anarchy و The Shield جایگزین‌های بسیار خوبی برای جاستیفاید به حساب می‌آیند.

سریال The Office
وقتی صحبت از سریال کمدی می‌شود، کمتر کسی را در کره خاکی می‌توانید پیدا کنید که Friends، How I Met your Mother و حتی شاید Big Bang Theory را ندیده باشد. این سریال‌ها نیازی به معرفی کردن ندارند اما در این میان The Office واقعا مورد کم‌لطفی قرار گرفته است.

آفیس در میان تمامی سریال‌های کمدی یکی از خسته کننده‌ترین و ساده‌ترین ستینگ‌های داستانی را دارد. همه‌چیز در مورد کارمندان یک شرکت تولید کاغذ و ماجراهای روزمره آن‌هاست اما در عین حال این مهم‌ترین نقطه قوت سریال هم است. تمامی این کاراکترها شخصیت خاص و منحصر به فرد خود را دارند که فصل به فصل رشد پیدا می‌کنند و تعامل بین آن‌ها برخی از خنده‌دارترین لحظات ممکن را رقم می‌زند.

آفیس شروع و پایان نسبتا ضعیفی دارد و احتمالا مدتی طول می‌کشد تا به فرم مستند‌گونه و متفاوت آن عادت کنید اما اگر این مرحله را پشت سر بگذارید، آفیس به سادگی جای خودش را در لیست بهترین و دوست‌داشتنی‌ترین سریال‌های تلویزیونی شما باز می‌کند.

سریال‌های شبیه به آفیس را بشناسید

گِرگ دنیلز و مایکل شور، کارگردان‌ و یکی از تهیه‌کننده‌های آفیس هر دو در ادامه راه حرفه‌ای‌شان دست به خلق سریال‌های کمدی فوق‌العاده دیگری زدند که همان حس و حال آفیس در آن‌ها دیده می‌شود. Brooklyn Nine-Nine و Parks and Recreation دو جایگزین فوق‌العاده برای آفیس به حساب می‌آیند که تماشای آن‌ها را هم نباید از دست دهید.

سریال BoJack Horseman
BoJack Horseman در قسمت اولش از شما دعوت می‌کند سوار ترن هوایی احساساتش شوید، رولر کوستری که تا فصل آخر ادامه می‌یابد و بعد از پیاده شدن از آن به شخص دیگری تبدیل شدید. در ظاهر بوجک هرسمن مثل هر سریال انیمیشن دیگری به نظر می‌رسد. نقش اول داستان یک اسب (!) است که در دهه ۹۰ میلادی در یک سیتکام تلویزیونی موفق بازی می‌کرده اما حالا مدتی است که دیگر به دست فراموشی سپرده شده و با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم می‌کند.

در هر اپیزود هم اتفاقات عجیب و غریب بی‌شماری می‌افتد اما باید بهتان اخطار بدهم که BoJack Horseman یک سریال سرخوشانه و مفرح نیست. هر اپیزود هجمه‌ای گاها بسیار افسرده کننده و ناراحت از تمامی اتفاقات پشت پرده هالیوود و دنیای امروزی ماست که تحمل برخی از آن‌ها گاهی بسیار سخت می‌شود.

سازندگان بوجک هرسمن دراز پرداختن مستقیم و بدون پرده به هیچ موضوعی ابا و ترسی نداشتند و نتیجه سریالی به شدت تاثیرگذار و آعشته به طنز سیاه است که می‌تواند طرز نگاهتان را به جامعه و دنیا تغییر دهد.

بیشتر بخوانید:

سریال‌های شبیه به بوجک هورسمن را بشناسیم

به نظرم بهترین جاگیزین برای بوجک هرسمن از لحاظ محتوا و بی‌پرده بودن، سریال بسیار قدیمی و هنوز در حال پخش South Park است. شاید South Park خیلی اوقات عمق و انسجام روایی بوجک هرسمن را نداشته باشد اما در عوض از آن بی‌مهابا‌تر و رک‌تر است. تقریبا هیچ شخصیت، اعتقاد یا موضوعی نیست که در South Park مورد تمسخر و حشو قرار نگیرد.

سریال The Leftovers
اگر شما هم بعد از تماشای آخرین قسمت سریال Lost حفره و خلایی را در وجود خود حس کردید که بعد از این همه سال با هیچ فیلم و سریالی پر نشده، The Leftovers درمان جایگزین شماست. نه، لفت‌اورز در مورد بازمانده‌های یک سانحه هوایی نیست که در جزیره‌ای اسرارآمیز به دام افتاده باشند. اما خوشبختانه دیمون لیندولف، تهیه کننده لاست، در ساخت لفت‌اورز همان فرمول داستان‌گویی و فضاسازی خاصش را تکرار کرده است.

داستان از این قرار است که یک روز بدون هیچ دلیل قانع کننده و مشخصی، ۲ درصد از تمام مردم جهان ناگهان ناپدید می‌شوند بدون آنکه هیچ اثری از آن‌ها باقی بماند. خانواده‌هایی وجود دارد که هیچ کدام از اعضایشان در این عزیمت ناگهانی ناپدید نشده‌اند و از خانه‌ای دیگر تنها مادر خانواده به جا مانده است. دقیقا مثل لاست، The Leftovers به هیچ وجه قصد ندارد علت این حادثه را بررسی کند بلکه همه‌چیز در مورد جهان پس از عزیمت ناگهانی است.

اینکه مکانیزم دفاعی ما انسان‌ها در برابر اتفاقی که جوابی برایش نداریم، چیست؟ برخی از افراد اعتقادشان را از دست می‌دهند، گروهی دیگر معتقدند این همان عزیمتی است که در انجیل وعده داده شده، بعضی‌ها هستند که به هر تفریح و فسادی رو می‌آورند تا به آن فکر نکنند و در این میان افرادی هم هستند که لباسی کاملا سفید به تن می‌کنند، سیگاری روی لب‌هایشان می‌گذارند و روزه سکوت می‌گیرند. لفت‌اورز یا بازماندگان یک سریال روان‌شناسی، درام و به شدت شخصیت‌محور است که درست مانند لاست هر اپیزودی به طور خاص حول یکی از آن‌ها می‌چرخد. The Leftovers نمادی از تمامی سوالات بی‌پاسخ زندگی‌مان است که احتمال دارد هیچ وقت هم پاسخ آن‌ها را نگیریم برای همین به هنگام تماشا کردنش به دنبال یافتن علت ناپدید شدن آن ۲ درصد نباشید، این سریال در مورد نحوه مقابله ما با یک تراژدی بزرگ و دنیای پس از آن است.

سریال‌های شبیه به لفت اورز را بشناسیم

اگر تا به امروز به هر دلیلی Lost را ندیده‌اید، آب دستتان است به زمین گذاشته و به عنوان گزینه اول به سراغ همین شاهکار قدیمی و به یاد ماندنی بروید. اما به غیر از لاست، جدیدترین ساخته لیندولف یعنی سریال اقتباسی Watchmen هم تا حدی یادآور ساختار قصه‌گویی لاست و لفت‌اورز است.

سریال Mad Men
مدمن سوغاتی بسیار ارزشمندی از دوران اوج شبکه کابلی AMC است. دورانی که این شبکه با سه سریال بسیار موفق Mad Men، برکینگ بد و The Walking Dead پادشاهی می‌کرد و اتفاقا یک جورایی می‌توان گفت این سریال بود که با موفقیتش ساخت دو شاهکار دیگر را ممکن کرد.

زیبایی Mad Men از نامش شروع می‌شود که یک ایهام جالب است. در حالی که سریال به اشتباه به مردان عصبانی ترجمه می‌شود، اسم آن اشاره به شرکت‌های تبلیغاتی خیابان مدیسون اشاره دارد که در آن دوران به مردان مدیسون یا اختصار Mad Men معروف بودند اما این اسم به زیرکی به دیوانگی آن دوران هم اشاره دارد.

Mad Men در مورد یک شرکت تبلیغاتی و مدیر نوآوری هوس‌بازش دان دراپر با هنرنمایی جان هم (John Hamm) است. می‌دانم، در نگاه اول، سریالی درام که در مورد یک شرکت تبلیغاتی باشد و در آن خبری از تیراندازی و کشت و کشتار نیست، گزینه جذابیث به نظر نمی‌رسد اما بهتان اطمینان می‌دهم سیر تغییرات کاراکترها به خصوص دان دراپر و تلاشش برای تحقق رویای آمریکایی از هر تعقیب و گریز و صحنه هالیوودی دیگری جذاب‌تر و هیجان‌انگیزتر است.

مدمن بیشتر از آنکه در مورد آژانس‌های تبلیغاتی شهر نیویورک باشد، در مورد دوران تکرار نشدنی آمریکا یعنی دهه ۶۰ میلادی است، یعنی مخلوطی از آن عطش سیری‌ناپذیر قشر ضعیف جامعه برای تسخیر دنیا و تحقق رویای آمریکایی، تغییر تدریجی جایگاه زنان در جامعه و نژادپرستی حاکم. مدمن به بهترین شکل ممکن این دوران را به تصویر می‌کشد و در عین حال کاراکترهایی قابل درک و خاکستری تحویل‌مان می‌دهد که فراموش کردن آن‌ها کار آسانی نیست.

سریال‌های شبیه به مدمن را بشناسیم

مدمن هم در آن دسته از سریال‌های درام بسیار کند اما آرام‌سوز و فراموش‌نشدنی قرار می‌گیرد که اگر از دیدنش لذت برده باشید، با آغوش باز به استقبال سریال‌های مشابهی چون Better Call Saul، رکتیفای و Suits خواهید رفت.

سریال House
سریال‌های درام پزشکی کم نیستند و برخی از محبوب‌ترین آن‌ها هم انگار تصمیم ندارند روزی تمام شوند. اما به جرات یکی از معروف‌ترین کاراکترهای خیالی سریال‌های تلویزیونی به خصوص در آمریکا، دکتر هاوس است. سریال House در مورد دکتری به همین نام است، شخصیتی بی‌نهایت باهوش اما به شدت مردم‌گریز و بداخلاق. به عبارت بهتر او حکم شرلوک هلمز دنیای پزشکی را دارد.

شاید هر کسی نتواند اخلاق‌های زننده و توهین‌آمیز هاوس را تحمل نکند یا روش‌های تشخیص بیماری‌اش مورد پذیرش رییس بیمارستان نباشد اما هاوس و تیم تشخیص پزشکی‌ همراهش در طول ۸ فصل برخی از سخت‌ترین بیماری‌های عجیب را تشخیص داده و بیماران زیادی را درمان می‌کنند.

جذابیت House مثل هر سریال پزشکی دیگری هم به خاطر بیماران متنوع و چالش‌هایی است که در پروسه درمان آن‌ها پیش می‌آید و هم به تغییر و رشد کاراکترها و روابطشان در گذر زمان بر می‌گردد. تماشای این سریال‌ها یک لذت عجیب و خاصی دارد و از قضا House یکی از بهترین و تحسین شده‌ترین آن‌هاست.

سریال‌های شبیه به هاوس را بشناسید

اگر از جنبه درام پزشکی سریال لذت بردید، Grey’s Anatomy هم یکی دیگر از سریال‌های پزشکی بسیار معروف و البته حسابی طولانی است که بعد از ۱۵ سال هنوز پخش آن ادامه دارد. اما اگر شیفته کاراکتر فوق‌العاده هاوس شدید که احتمال این حالت هم بیشتر است، شاید همان سریال مدرن شرلوک هلمز جایگزین بهتری باشد.

تِک سیرو
Green.ir
کپی شد https://vgto.ir/3fg
نظرات (۵۲)
مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
52 دیدگاه
جدید ترین
قدیمی ترین بیشترین امتیاز
دیدگاه درون خطی
نمایش تمام نظرات