ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

ترسناک ترین رمان های استفن کینگ
فیلم سینمایی

۱۰ مورد از ترسناک ترین رمان های استفن کینگ

نگاهی به ادبیات و سینمای دنباله‌دار استفن کینگ

ایمان اکرمی
نوشته شده توسط ایمان اکرمی | ۹ اسفند ۱۴۰۳ | ۲۰:۰۰

سال 1974 بود که نخستین رمان ترسناک و البته پر فروش استفن کینگ با عنوان Carrie منتشر شد و از همان سال به بعد، این نویسنده همواره موضوع داغی در داستان‌ها و رمان‌های وحشت بوده است. داستان Carrie درباره دختری است که به واسطه آزار و اذیت دیگران به نقطه‌ای می‌رسد که از قدرت‌های ذهنی خود برای کار‌های شرورانه و وحشتناک استفاده می‌کند. خوانندگان حرفه‌ای و باهوش از همان نخستین داستان کینگ متوجه شدند که این نویسنده قرار است چه دنیای ذهنی مرموزی را وارد رمان‌هایش کند؛ قدرت‌های ذهنی خاص، خون‌آشام‌ها، مجنون‌های روانی و دنیا‌های پیچیده و عجیب. چنین سبکی به صورت واضح به دوران کودکی استفن کینگ اشاره می‌کنند؛ کودکی‌ای مملو از داستان‌های علمی-تخیلی و سبک وحشت عامه‌پسند، از آثار ارزان‌قیمت کلاسیک وینسنت پرایس گرفته تا نوشته‌های ریچارد ماتیسون، نویسنده کهنه‌کار منطقه گرگ و میش.

چنین علاقه به اندازه‌ای به ژانر وحشت است که باعث خلق چنین رمان‌های ترسناکی شده است؛ گاها بعضی رمان‌های او صرفا از تاریک‌ترین و مرموز‌ترین بخش ذهنی کینگ بیرون می‌آید. خاطرات مبهم استیون کینگ در چهار سالگی، زمانی که یکی از دوستانش در اثر برخورد با قطار کشته شد، الهام‌بخش داستان جسد (The Body) بود. همچنین، شاهکار ترسناک او یعنی برج تاریک (The Dark Tower) تجربه شخصی او از تصادف با یک کامیون و نجات معجزه‌آسایش را بازتاب می‌دهد. از آن زمان، حس تازه و هولناک فانی بودن در کتاب‌های او جریان دارد؛ و این ترس از مرگ، حتی از خون‌آشام‌ها یا ارواح انتقام‌جو هم ‌وحشتناک‌تر است.

با این حال، همه این‌ها به نوعی جذاب و هیجان‌انگیز هستند. با ویجیاتو همراه باشید تا به معرفی 10 مورد از ترسناک ترین آثار استفن کینگ بپردازیم تا به سوال که چرا کینگ هنوز هم پادشاه بی‌چون‌وچرای ژانر وحشت است پاسخ دهیم.

10. Under the Dome (2009)

از نظر بسیاری از‌خوانندگان و مخاطبان رمان‌های وحشت، رمان Under the Dome را می‌توان نسخه گسترده‌تری از The Monsters Are Due On Maple Street که یکی از بهترین قسمت‌های مجموعه منطقه گرگ و میش The Twilight Zoneبود دانست. این رمان استفن کینگ بار‌ها مورد بازخوانی و اقتباس قرار گرفته است و حتی توسط خود او نیز بعد چند سال مورد بازخوانی قرار گرفته است. داستان این اپیزود از منطقه گرگ و میش به این موضوع می‌پردازد که چگونه یکسری رویداد‌های عجیب، جامعه کوچک و به‌ظاهر منظم خیابان میپل را به آشوب می‌کشند و در نهایت، بی نظمی و ترس ناشی از آن باعث می‌شود که خودشان یکدیگر را نابود کنند. اما در Under the Dome، مقیاس این فاجعه گسترده‌تر است و کل یک شهر گرفتار می‌شود، و به‌خاطر روابط پیچیده اجتماعی میان افراد، فروپاشی روانی آن‌ها زمان بیشتری می‌برد.

هنگامی که این کتاب در سال 2009 منتشر شد، نقدهای منفی معتبری دریافت کرد، به‌ویژه به این دلیل که به‌وضوح یک انتقاد اجتماعی تند و تیز از جوامع خودخواه و پیامدهای زیست‌محیطی آن‌ها بود. Under the Dome صرفا یک اثر ملایم با یک نقد فرمالیته نیست؛ بلکه یک اثر هشدار دهنده با لحنی تند و واکنش طلب است. با این حال، همان‌طور که کینگ در منطقه مرده (The Dead Zone) شخصیتی شبیه به ترامپ را به‌عنوان شرور اصلی معرفی می‌کند، جامعه‌ای که در Under the Dome به تصویر کشیده شده نماد از جایی است که بسیاری از افراد بدون توجه به سرنوشت دیگران، تنها به دنبال تقویت قدرت شخصی خود هستند؛ زمانی چنین روایتی معنای هولناک‌تری پیدا می‌کند که متوجه می‌شویم در دورانی که وارد دومین دوره خطرناک یک دولت پر از چاپلوسان و قدرت‌طلبان شده‌ایم داستان روایت شده است.

Under the Dome حال لایه‌ای تازه از تاریکی و بدبینی به خود گرفته که با واقعیت امروز ما هم‌خوانی دارد. شاید پیام کتاب واضح باشد، اما کینگ حق داشت که آن را بیان کند. متأسفانه، اقتباس تلویزیونی این رمان نتوانست تمام جنبه‌های آن را به‌خوبی منتقل کند و خود استیون کینگ هم اولین کسی است که این را تأیید می‌کند.

9. Pet Sematary (1983)

دو فقدان است که همیشه می‌تواند انسان‌ها را از پا در بیارد: از دست دادن یک فرزند و از دست دادن یک حیوان خانگی. البته قبل از هرچیز در نظر داشته باشید که قصد نداریم این دو تراژدی را در ابعاد مختلف یکی بدانیم. اما در هر دو مورد، ما کسی را از دست می‌دهیم که همان‌قدر که به او عشق می‌ورزیم و از او مراقبت می‌کنیم، به ما وابسته است. هر دو پیوندهای عاطفی عمیقی هستند که می‌توانند غمی ویرانگر به همراه داشته باشند؛ حال فرض کنید رمانی بر اساس چنین تراژدی نوشته شود؛ چنین چیزی نوید یک اثر سنگین و هولناک می‌دهد.

قبرستان حیوانات خانگی (Pet Sematary) به‌شدت تلخ و دردناک است و تا جایی پیش می‌رود که حتی پدر داغ‌دار را در برابر قبر فرزندش قرار می‌دهد و آنچه او می‌بیند، بی‌رحمانه توصیف می‌شود. این صحنه آن‌قدر تکان‌دهنده بود که به‌سختی در اقتباس سینمایی اصلی جای گرفت. این همان مرزی است که استیون کینگ حاضر است برای نشان دادن وحشت، از آن عبور کند. همین برای ایجاد وحشتی عمیق کافی است، اما چیزی که اوضاع را بدتر می‌کند، بازگشت مردگان است. فرض کنید عزیز از دست رفته‌تان با شکل و شمایل هولناک‌تری به دنیای واقعی برگردد و کنار شما زندگی کند.

نکته قابل‌توجه این است که در ابتدا، به نظر می‌رسد این نیروی تاریک به زمین‌های دفن اجساد متعلق به قبیله‌ای بومی گره خورده است؛ موضوعی که جای بحث دارد. اما به اعتبار کینگ، پیچشی در داستان وجود دارد که هرچند هنوز هم اندکی ناشیانه به نظر می‌رسد، اما هماهنگی بیشتری با فولکلور قوم میکماک و بسیاری از جوامع بومی دیگر دارد.

8. Salem's Lot (1975)

یکی از ریشه‌های داستان‌های خون‌آشامی امروز به رمان Salem’s Lot اثر استفن کینگ بر‌می‌گردد. هرچند این رمان بارها اقتباس شده و به نظر می‌رسد هر بار، این اقتباس‌ها ضعیف‌تر از قبل بوده‌اند. اما رمان اصلی همچنان پر از لحظات کلاسیک و ترسناک است، لحظاتی که حال‌وهوایی به سبک ریچارد ماتیسون دارند و با ترسی زیرپوستی و فریبنده همراهند. داستان رمان در مورد یک خون آشام و دستیارش است که قصد دارند کل شهر و منطقه را به نابودی بکشانند؛ اما موضوع صرفا به همینجا ختم نمی‌شود، بلکه درباره مبارزه قهرمانان داستان با طرز فکر مدرن مردم شهر است. همان طرز فکر کلیشه‌ای که می‌گوید: «معلوم است که چنین چیزی اینجا اتفاق نمی‌افتد همین انکار جمعی، وحشت داستان را عمیق‌تر می‌کند.

اما چیزی که از این دیدگاه هم ترسناک‌تر است، شکست کشیش شهر، پدر کالاهان، در مواجهه با خون‌آشام اصلی است. تا آن زمان، جن‌گیر (The Exorcist) به مخاطبان نشان داده بود که شیطان با تردیدهای یک کشیش روان‌شناس به سختی شکست می‌خورد؛ کشیشی که اصلا انتظار نداشت ماجرا به این حد برسد. اما در سیلمز لات، پدر کالاهان در نبردی برای حفظ ایمان خود گرفتار می‌شود؛ نتیجه، آن‌قدر تلخ است که تمام عقاید کلیسایی را زیر سوال می‌برد.

سیلمز لات یک رمان خون‌آشامی است که به تاریکی و ناامیدی تن می‌دهد و پادزهری مناسب در برابر خون‌آشام‌های براق و زیبا که تلاش می‌کنند جذاب به نظر برسند است. در حالی که آنچه واقعا می‌خواهیم، هیولاهایی هستند که آن‌قدر ما را بترسانند که از شدت وحشت، به قدرتشان احترام بگذاریم. این نکته هم در نظر داشته باشید که، پدر کالاهان بعدها فرصتی دوباره برای بازیابی ایمانش در اواخر حماسه برج تاریک (The Dark Tower) پیدا می‌کند.

7. Cujo (1981)

بدون اینکه بخواهیم از طرف همه خوانندگان صحبت کنیم، خیلی‌ها ممکن است اولین بار از طریق رمان کوجو (Cujo) با بیماری هاری آشنا شده باشند. قسمت‌هایی از داستان که از دیدگاه سنت برنارد روایت می‌شود به معنای واقعی دردناک است و زوایای مختلف این بیماری را نشان می‌دهد.

مشابه قبرستان حیوانات خانگی (Pet Sematary)، رمان کوجو نیز موفق می‌شود به تراژدی از دست دادن یک کودک بپردازد؛ با این تفاوت که این بار، راه بازگشتی در کار نیست. عنصر ماورایی که در این رمان حضور دارد، بیشتر شبیه یک شبهه است که آیا داستان در مورد تسخیر شدگی است یا همه اتفاقات کاملا طبیعی است. البته، اشاره‌هایی هم به منطقه مرده (The Dead Zone) وجود دارد، اما این ارتباط آن‌قدرها هم عمیق نیست.

با این حال، چیزی که خواندن این داستان را کمی سخت‌تر از قبل می‌کند، صرفا مشاهده مرگ تدریجی دو نفر در یک ماشین و بدون امید به کمک نیست؛ بلکه بیماری هولناک هاری است که این سگ خوب را به موجودی فراتر از یک گربه جهنمی زنده‌شده در قبرستان حیوانات خانگی تبدیل می‌کند. صرفا به دلیل واقع‌گرایی تلخ و هولناکش، این رمان موفق می‌شود وحشتش را منتقل کند؛ وحشتی که در آن بدن خودتان علیه شما عمل می‌کند، و از درون شما را از پا درمی‌آورد. این بیماری کابوس‌وار در نوامبر سال گذشته جان یک زن آمریکایی را گرفت و هر سال ده‌ها هزار نفر را در سراسر جهان قربانی می‌کند.

6. Doctor Sleep (2013)

رمان درخشش (The Shining) به دلیل شهرتی که دارد در این فهرست از ترسناک‌ترین رمان‌های استفن کینگ قرار نمی‌گیرد‌‌. اما دانباله قدرتمند آن یعنی رمان Doctor Sleep شایستگی حضور در این لیست را دارد. این رمان به روایت خاص خود به جهنم خانگی اشاره می‌کند که به مرور شعله‌ور می‌شود و نشان می‌دهد که تسخیرشدگی یک مکان دقیقا چگونه است.

خوشبختانه این داستان تلاش می‌کند تا مخاطب را با دنی بزرگسال همراه کند و همذات پنداری او را برانکیخته کند؛ دنی اکنون بسیار افسرده شده و حس سرخوردگی دارد می‌ترسد که مبدا روزی شبیه پدرش‌ شود. به همین دلیل او به سمت کسانی کشیده می‌شود که می‌توانند کمکش کنند. او در یک آسایشگاه شروع به کار می‌کند، جایی که به بیماران در آخرین لحظات زندگی‌شان آرامش می‌بخشد؛ چنین چیزی ترکیبی از تلخی و زیبایی است و برای آن‌هایی که از مرگ می‌ترسند، گاهی به‌طرز عجیبی هولناک می‌شود.

در کنار این خط داستانی، یکی از بهترین شرورهای استیون کینگ تا به امروز یعنی رز د‌ هت (رز کلاه دار) قرار دارد که به‌عنوان یک خون‌آشام روانی توصیف شده است. او با کشتن و شکنجه کردن کودکانی که نیروی درخشش را دارند انرژی می‌گیرد و در این راه هیچ انسانیتی یا مهربانی از او دیده نمی‌شود. استفن کینگ در رمان Doctor Sleep به خوبی تقابل میان خیر و شر را نشان می‌دهد و هر دو طرف را در موقعیتی پر فشار و هیجان انگیز قرار می‌دهد.

5. The Stand (1978)

رمان The Stand اثر استیون کینگ، یکی از برجسته‌ترین و حماسی‌ترین آثار اوست که به نبرد ازلی میان خیر و شر در بستری آخرالزمانی می‌پردازد. داستان با شیوع یک ویروس مرگبار به نام کاپیتان تریپس آغاز می‌شود؛ یک ابر آنفولانزای کشنده که ۹۹ درصد جمعیت جهان را از بین می‌برد. بازماندگان این فاجعه، که حالا در دنیایی ویران‌شده سرگردان‌اند، به تدریج به دو گروه تقسیم می‌شوند. گروهی به رهبری مادر ابیگیل، زنی سالخورده و مومن که نماینده نیکی است؛ و گروه دیگر تحت فرمان رندال فلگ، موجودی مرموز و تجسم شر، که در لاس‌وگاس اردو می‌زند و با ترس و خشونت پیروانش را گرد هم می‌آورد. نبرد میان این دو جناح، به تقابل میان امید و ناامیدی، ایمان و فساد، و انسانیت و وحشی‌گری تبدیل می‌شود.

The Stand فقط یک داستان آخرالزمانی نیست؛ کینگ در این اثر به زیبایی هرچه تمام‌تر تقابل خیر و شر را در بستری بزرگ نشان می‌دهد؛ او از انگیزه‌های دو طرف برای پیوستن به گروه‌های شرور یا گروه‌های نیک‌تر می‌کوید. رمان با ترکیب وحشت، فانتزی تاریک، و عناصر معنوی؛ تصویری از جهانی ارائه می‌دهد که در آن بقای انسان‌ها نه فقط به قدرت بدنی، بلکه به توانایی آن‌ها در حفظ انسانیت و همبستگی بستگی دارد.

نیمه اول کتاب، جایی که یک ابر ویروس مشابه آنفولانزا آمریکا را ویران می‌کند، بیش از هر بخش دیگری در ذهن می‌ماند. صحنه‌هایی از موج دوم مرگ‌ها و کاهش انسانیت، جایی که گروه‌های نظامی دیوانه‌وار و با خوشحالی به کشتار می‌پردازند و این وحشت به صورت زنده از تلویزیون پخش می‌شود، به‌شدت تأثیرگذار است.

4. Insomnia (1994)

اکثر افراد در مقطعی از زندگی فارق از شدت و عوامل آن درگیر اختلال بی خوابی می‌شوند؛ مثل چهار روز بی خوابی یک دانشجو در دوره امتحانات یا بی خوابی یک پزشک در دوران سخت کاری. به هر حال اختلال بی‌خوابی آزاردهنده اس؛، اما شدیدترین نوع آن می‌تواند آسیب‌زا باشد و به توهم، تحلیل جسمی، و در مواردی نادر حتی به مرگ منجر شود. این در دنیای واقعی به اندازه کافی ترسناک است، حال فکر کنید در دوره بی خوابی شدیدا دچار توهم شوید و پرده واقعیت را کنار بزنید و چیز‌هایی ببینید که نباید. یا حتی با دیدن توهم دیدگاه شما به زندگی و خانواده تغییر کند.

رمان بی‌خوابی به عمیق‌ترین لایه‌های یک کابوس به سبک لاوکرفتی فرو می‌رود و بر خستگی و رنجی که از ساعت‌های بی‌پایان بیداری ناشی می‌شود، تاکید می‌کند. رالف، شخصیت اصلی که به تازگی همسرش را از دست داده، با وحشتی خام از بی‌خوابی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ او در ذهن خود حقیقت را در هاله‌ای از فانتزی تاریک فرو می‌برد. رالف به تدریج شروع به دیدن چیزهایی می‌کند که دیگران قادر به دیدنشان نیستند؛ از جمله هاله‌هایی رنگارنگ که افراد را احاطه کرده‌اند و موجوداتی عجیب که به نظر می‌رسد مسئول گرفتن جان انسان‌ها هستند.

۵ اقتباس از کتاب‌های استفن کینگ که شخصاً آن‌ها را می‌پسندد

Insomnia مانند بسیاری از آثار کینگ، فراتر از یک داستان ترسناک پیش می‌رود و به مضامینی چون پیری، فقدان، و نبرد ازلی بین خیر و شر می‌پردازد. این رمان با دنیای گسترده‌تر آثار کینگ، به‌ویژه مجموعه برج تاریک، ارتباط دارد و به پیچیدگی‌های کیهانی و نیروهای پنهان حاکم بر جهان اشاره می‌کند.

3. Misery (1987)

به نظر شما اگر آنی ویلکس، طرفدار نویسنده مشهور در رمان Misery در این دوره زمانی زنده بود، رویکردش به چنین داستانی چه بود؟ شاید اگر او فضایی برای به اشتراک گذاشتن ایده‌های فن‌فیکشن خود درباره داستان میزری چستین داشت، هرگز پاول شلدون، نویسنده محبوبش را نمی‌ربود و تا آستانه مرگ نمی‌برد.

چیزی که Misery را این‌قدر ترسناک می‌کند، این است که ایده داستان آنی ویلکس به طرز غم‌انگیزی واقعی است. مارک دیوید چپمن را به یاد دارید؟ همان طرفداری که وقتی فهمید هرگز نمی‌تواند زندگی موردنظرش را با جان لنون شریک شود، تصمیم گرفت با شلیک گلوله، قلب لنون را تصاحب کند. یا حتی جان هینکلی جونیور، مردی که برای جلب توجه جودی فاستر، به رونالد ریگان شلیک کرد.

در سال 1991، پس از اکران فیلم اقتباس شده Misery در سینماها، خانه استیون کینگ مورد حمله مردی قرار گرفت که ادعا می‌کرد یک بمب به همراه دارد. بنابراین موضوع اصلی این نیست که آیا آنی ویلکس در جوامع آنلاین امروزی حضور دارد یا نه؛ بحث این است که چند نفر آنی ویلکس را در جامعه امروزی خودمان داریم.

2. It (1986)

اگر کتاب It را خوانده‌اید یا دست کم فیلمش را دیده‌اید، انتخاب کنید چه چیزی بیشتر از همه شما را در این روایت می‌ترساند؛ یک دلقک قاتل با ظاهری عجیب و وحشتناک، یا قتل‌های مرموز فصلی که در شهر رخ می‌دهد؛ یا حتی شکنجه شدن کودکان توسط دلقک قاتل. مهم نیست دقیقا کدام عنصر باعث وحشت شما می‌شود، مهم این است که تمام این عناصر در کنار هم یکی از وحشتناک‌ترین رمان‌های دهه نود را می‌سازد.

رمان It روایت گروهی از کودکان و بعدها نسخه‌های بزرگسال آن‌ها است که با موجودی شرور و باستانی روبه‌رو می‌شوند. این موجود، که اغلب در قالب یک دلقک ترسناک به نام پنی‌وایز ظاهر می‌شود، هر 27 سال یک‌بار در شهر خیالی دری بیدار شده و از عنصر ترس قربانیان خود، به‌ویژه کودکان، تغذیه می‌کند. فضای تاریک و تنش‌زای کتاب، در کنار شخصیت‌پردازی عمیق و کابوس‌وار، آن را به اثری فراموش‌نشدنی در ادبیات وحشت تبدیل کرده است.

این رمان نیز مانند اکثر آثار کلاسیک استفن کینگ گروهی افراد یک جامعه را با تهدیدی هولناک و غیر قابل کنترل روبه رو می‌کنند. حال این تهدید بیشتر از هر عنصر دیگری احساسات خواننده را برانگیخته می‌کند و نیروی خشم زیادی ایجاد می‌کند. زیرا شرور ما کوچک‌ترین دلرحمی ندارد و کل وجودش از عناصر شیطانی ساخته شده است. او صرفا دنبال آشوب و خون ریزی است.

1. Gerald's Game (1992)

رضایت و حق انتخاب نقش مهمی در شکوفایی روابط عاطفی یک زوج دارد. توانایی اعتماد به شریک زندگی در طیف وسیعی از مسائل مهم، برای دوام و موفقیت یک رابطه ضروری است. جسی برلینگیم، قهرمان رمان Gerald’s Game طبق پیشنهاد شریک زندگی‌اش جرالد، قبول می‌کند تا آخر هفته خود را به شکلی متفاوت در ‌یک خونه جنگلی بگذرانند. اما وقتی جسی از ادامه این بازی که به سمت یک سناریوی خشن می‌رود انصراف می‌دهد، جرالد او را نادیده می‌گیرد و حتی نزدیک به تجاوز غیر قانونی می‌رسد. یادآوری تلخ این است که در ایالت‌های آمریکا، تجاوز زناشویی تا دهه 1970 به‌عنوان جرم شناخته نمی‌شد و این قانون تنها در سال 1993 به صورت سراسری تصویب شد. با این حال، هنوز هم در برخی ایالت‌ها این جرم به‌اندازه لازم جدی گرفته نمی‌شود.

رمان بازی جرالد در سال 1992 نوشته شده، بنابراین، وضعیت جسی از همان ابتدا امیدوارکننده به نظر نمی‌رسد. البته، یک نکته مثبت وجود دارد؛ جرالد هنگام مقاومت جسی دچار حمله قلبی می‌شود، انتقامی آنی و به‌یادماندنی! اما روی تاریک ماجرا این است که جسی به تخت دستبند زده شده و تلفن همراه در آم زمان هنوز به‌طور گسترده مورد استفاده قرار نمی‌گرفت و یک مرد سایه‌ای وحشتناک در گوشه و کنار توهمات او پرسه می‌زند. برای زنان، بازی جرالد بدون شک یکی از ترسناک‌ترین رمان‌های تمام دوران است. برای مردان هم نیز تصور چنین چیزی می‌تواند دردناک و خشم برانگیز باشد.

ترسناک ترین کتاب استفن کینگ

در لیست بالا 10 تا از بهترین کتاب های ترسناک استفن کینگ را معرفی کردیم. استفن کینگ یکی از بزرگ‌ترین و مشهورترین نویسندگان ژانر وحشت است و آثار سینمایی زیادی بر اساس رمان‌های مشهور او ساخته شده است. هر کدام از‌ ‌این کتاب‌ها به دلیل خاصی در نوع خود وحشتناک است؛ اما شاید از نظر من وحشتناک‌ترین رمان استفن کینگ بدون در نظر گرفتن The Shining، رمان Pet Sematary است. این رمان از طریق اندوه و غم، وحشت زیادی در وجود بیننده ایجاد می‌کند.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی