ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

مقالات فیلم سینمایی

نقد فیلم Backrooms | از ردیت تا پرده سینما

کابوس بی‌انتهای تنهایی در راهروهای یک جهان فراموش‌شده!

ایمان اکرمی
نوشته شده توسط ایمان اکرمی تاریخ انتشار: ۲۴ تیر ۱۴۰۵ | ۱۳:۳۰

ایده‌های بزرگ، معمولا اینطوری نیستند که نویسنده بشیند و با هدف ساختن ایده فکر کند و ایده را یک روزه بنویسند؛ گاهی بعضی ایده‌ها از یک گفت و گوی بی‌ربط، دیدن عکس العمل یک شخص در موقعیتی خاص و حتی از یک اظهار نظر در شبکه‌های اجتماعی به وجود می‌آیند. ایده اصلی و پلات کلی فیلم Backrooms از یک پست در شبکه اجتماعی ردیت شکل گرفت. فیلم نه از طریق تبلیغات گسترده، بلکه از دل یک حس مشترک میان میلیون‌ها نفر متولد شد؛ حسی که توضیح دادنش کار ساده‌ای نیست اما به‌راحتی قابل درک است. Backrooms تصویری است از فضایی بی‌انتها، غریب و آشنا که انگار از گوشه‌ای فراموش‌شده از واقعیت جدا شده است. حالا این ایده که سال‌ها در فضای اینترنت رشد کرده، به پرده سینما آمده تا نشان دهد آیا می‌تواند فراتر از یک کابوس جمعی اینترنتی عمل کند یا نه. با نقد فیلم Backrooms همراه ویجیاتو بمانید.

پیش از ادامه، شاید برای‌تان جالب باشد نگاهی به ۱۰ بازی ترسناکی که در دنیای بک رومز جریان دارند داشته باشید.

ورود به دنیایی که نباید وجود داشته باشد

فیلم Backrooms با چالشی بزرگ روبه‌رو است؛ چرا که باید هم انتظارات طرفداران قدیمی این جهان را برآورده کند و هم مخاطبانی را که هیچ شناختی از این مفهوم ندارند را وارد دنیایی ناشناخته کند. نتیجه اما اثری است که بیشتر از آنکه صرفا به دنبال ترساندن مخاطب باشد، تلاش می‌کند از دل این فضای ترسناک درباره موضوعاتی مانند تنهایی، خاطرات آسیب‌دیده و فروپاشی روانی انسان صحبت کند. این فیلم نشان می‌دهد که وحشت واقعی همیشه از موجودات عجیب یا تهدیدهای آشکار نمی‌آید؛ گاهی خود گم شدن در جهانی بی‌منطق ترسناک‌ترین اتفاق ممکن است.

داستان فیلم روی شخصیت کلارک با بازی چیویتل اجیوفور تمرکز دارد؛ مردی که در زیرزمین فروشگاه خود با دروازه مرموزی به سوی Backrooms روبه‌رو می‌شود. از همان لحظه نخست، فیلم تصمیم می‌گیرد این فضا را نه به عنوان یک کنجکاوی جذاب، بلکه به عنوان مکانی خطرناک و تهدیدآمیز معرفی کند. در اینجا فیلم تلاش می‌کند تا مکان را به شکل یک آنتاگونیست معرفی کند و در همینجا تکلیف خودش را با مخاطب مشخص می‌کند.

این انتخاب یکی از مهم‌ترین نقاط قوت فیلم است. بسیاری از آثار مشابه ممکن است در ابتدا تلاش کنند با نمایش یک دنیای عجیب، حس شگفتی مخاطب را برانگیزند؛ اما Backrooms مسیر دیگری را انتخاب می‌کند. اینجا قرار نیست مخاطب مجذوب محیط شود، بلکه باید احساس کند چیزی در این مکان درست نیست. دیوارهای زردرنگ، فضای پوسیده و سکوت سنگین این جهان، از همان ابتدا مانند یک هیولای ساکن عمل می‌کند؛ انگار خود محیط زنده است و حضور انسان را زیر نظر دارد.

ترس فیلم تنها از ناشناخته بودن Backrooms نمی‌آید، بلکه از این احساس شکل می‌گیرد که این دنیا قوانین خودش را دارد و انسان در برابر آن هیچ کنترلی ندارد.

قهرمانی که قرار نیست دوست‌داشتنی باشد

یکی از جالب‌ترین تصمیم‌های فیلم، انتخاب شخصیت اصلی آن است. کلارک برخلاف بسیاری از شخصیت‌هایی که در داستان‌های ترسناک گرفتار یک کابوس می‌شوند، فردی نیست که مخاطب به راحتی با او همذات‌پنداری کند. او مردی تلخ و پر از خشم است؛ شخصیتی که گذشته و ناراحتی‌هایش روی دیدگاه او به جهان سایه انداخته‌اند.

این انتخاب ممکن است برای بخشی از مخاطبان چالش‌برانگیز باشد، اما دقیقا همین موضوع به فیلم هویت متفاوتی می‌دهد. Backrooms درباره نجات یافتن یک قهرمان دوست‌داشتنی نیست؛ بلکه درباره انسانی است که حتی پیش از ورود به این جهان، از نظر ذهنی در یک فضای تاریک گرفتار شده است.

فیلم از طریق کلارک نشان می‌دهد که Backrooms برای قربانیان خاصی ساخته نشده است. این مکان تفاوتی میان افراد قائل نمی‌شود و هر کسی می‌تواند قربانی آن شود. همین ایده، ترس فیلم را عمیق‌تر می‌کند؛ زیرا وحشت اصلی نه فقط در وجود یک مکان مرموز، بلکه در بی‌رحمی و بی‌تفاوتی آن نسبت به انسان‌هاست. حس سرکوب خواسته‌ها و نادیده گرفته شدن. در بخش پایانی نقد بیشتر در مورد این موضوع صحبت می‌کنیم.

طراحی بصری؛ وقتی یک فضای ساده تبدیل به کابوس می‌شود

یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های Backrooms در طراحی جهان آن دیده می‌شود. فضای Complex یا همان دنیای اصلی فیلم، همزمان حس آشنایی و بیگانگی ایجاد می‌کند. این محیط شبیه جایی است که قبلا دیده‌ایم، اما چیزی در آن اشتباه است؛ ترکیبی که یکی از پایه‌های اصلی ترس روان‌شناختی محسوب می‌شود.

فیلم در کنار استفاده از طراحی صحنه، از تصاویر کامپیوتری نیز بهره می‌برد تا حس جهان اصلی Backrooms را حفظ کند. این بخش‌ها فقط یک ادای احترام ساده به ریشه‌های اینترنتی اثر نیستند، بلکه به ساخت هویت بصری فیلم کمک می‌کنند. بافت تصویری شبیه ویدیوهای قدیمی، حس دوره زمانی فیلم را تقویت می‌کند و باعث می‌شود اتفاقات رخ‌داده واقعی‌تر به نظر برسند.

کارگردانی کین پارسونز در این بخش نشان می‌دهد که او تنها به بازسازی یک فضای مشهور اینترنتی فکر نکرده است. او تلاش کرده زبان تصویری مخصوصی برای این جهان ایجاد کند؛ زبانی که در آن هر زاویه دوربین، هر راهروی خالی و هر سکوت طولانی بخشی از فرآیند ترساندن مخاطب است.

فیلمی برای طرفداران ایده اصلی و تازه‌واردها

یکی از دشوارترین کارها برای هر اقتباسی، ایجاد تعادل میان مخاطبان قدیمی و کسانی است که برای نخستین بار با آن دنیا روبه‌رو می‌شوند. Backrooms در این زمینه عملکرد قابل توجهی دارد. فیلم برای طرفداران آشنا با ایده اصلی، جزئیات و ارتباطات زیادی در نظر گرفته است؛ عناصری که جهان ساخته‌شده توسط پارسونز را گسترش می‌دهند و نشان می‌دهند این اثر تنها یک بازسازی ساده از یک ایده محبوب نیست.

شایعه: کارگردان فیلم Backrooms اقتباس سینمایی بازی پورتال را می‌سازد

در عین حال، فیلم تلاش نمی‌کند تمام اطلاعات را به شکل مستقیم در اختیار مخاطب قرار دهد. بخشی از جذابیت Backrooms در ناشناخته باقی ماندن آن است. فیلم به جای اینکه تمام رازهای خود را توضیح دهد، به مخاطب اجازه می‌دهد در این جهان گم شود و خودش ارتباط میان اتفاقات را پیدا کند.

البته همین تصمیم می‌تواند برای برخی تماشاگران مشکل‌ساز باشد. مخاطبانی که انتظار دارند فیلم تمام پاسخ‌ها را ارائه دهد، ممکن است با این رویکرد ارتباط برقرار نکنند. اما ابهام در اینجا یک ضعف نیست؛ بخشی از تجربه‌ای است که فیلم می‌خواهد خلق کند. Backrooms درباره جهانی نیست که باید کاملا آن را بفهمیم؛ درباره جهانی است که باید حضورش را احساس کنیم.

ترس واقعی در ذهن انسان شکل می‌گیرد

در نهایت، مهم‌ترین ویژگی Backrooms این است که از یک مفهوم ساده اینترنتی فراتر می‌رود. فیلم از یک فضای ترسناک برای بررسی احساساتی استفاده می‌کند که همه انسان‌ها کم‌وبیش با آن آشنا هستند: ترس از گم شدن، جدا افتادن از دیگران و گرفتار شدن در ذهن خود.

این فیلم نشان می‌دهد که چرا ایده Backrooms توانسته تا این اندازه در ذهن مخاطبان باقی بماند. دلیل جذابیت آن فقط یک راهروی زردرنگ بی‌انتها یا یک جهان ناشناخته نیست؛ بلکه احساسی است که پشت این تصاویر وجود دارد. احساسی شبیه زمانی که انسان در میان زندگی روزمره خود ناگهان متوجه می‌شود چیزی تغییر کرده و دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست.

یکی از الهامات فیلم برای ایجاد تنش در مخاطب، الهام از یک حس جهان‌شمول به نام نادیده گرفته شدن است. این حس فراتر از یک تعریف ساده است. برای تعریف آن باید برگردیم به دوران کودکی؛ زمانی که به عنوان یک کودک که هنوز نحوه درست ارتباط برقرار کردن و ابراز خواسته را نداشتیم، تمام تلاش‌مان را می‌کردیم تا با خانواده خود ارتباط برقرار کنیم اما به واسطه بلد نبودن راه ارتباط، حس نادیده گرفته شدن را تجربه می‌کردیم.

این حس در بزرگسالی وجوه عمیق‌تری به خود می‌گیرد و در اینجا رنگ و بوی عقده‌‍های عمیقی می‌دهد. فیلم به درستی این عقده را می‌شناسد. اینکه انگار نمی‌توانیم آنطور که باید توجه دنیا را به خود جلب کنیم و به واسطه توقعات بالا، حس فقدان ناشی از نادیده گرفته شدن را تجربه می‌کنیم. به این واسطه درون یک گودال عمیقی می‌رویم که سرشار از حس ترس، تاریکی و ناکافی بودن است و Backrooms آگاهانه این احساس‌ها را به ما یادآوری می‌کند.

آیا فیلم Backrooms ارزش دیدن دارد؟

Backrooms اثری نیست که بخواهد همه چیز را ساده و مستقیم توضیح دهد. فیلم به مخاطب اعتماد می‌کند و از او می‌خواهد وارد جهانی شود که پاسخ‌های کامل را در اختیارش نمی‌گذارد. همین موضوع ممکن است باعث اختلاف نظر میان تماشاگران شود، اما برای کسانی که با تجربه‌های متفاوت در ژانر وحشت ارتباط برقرار می‌کنند، یکی از نقاط قوت اصلی فیلم خواهد بود.

این فیلم با طراحی بصری قدرتمند، فضای سنگین، شخصیت اصلی پیچیده و بازگشت به ریشه‌های تصویری خود، توانسته مفهوم Backrooms را به تجربه‌ای سینمایی تبدیل کند. در نهایت، ترسناک‌ترین بخش این جهان نه موجودات ناشناخته یا راهروهای بی‌پایان، بلکه حقیقتی ساده‌تر است: اینکه شاید بزرگ‌ترین کابوس انسان، تنها ماندن در جایی باشد که هیچ‌کس حتی نمی‌داند چگونه باید از آن خارج شود.

87
امتیاز ویجیاتو

فیلم Backrooms یکی از خلاقانه‌ترین آثار ترسناک امسال است؛ فیلمی با داستانی عجیب و ترسناک که ترسش را نه از طریق هیولاها و یا جامپ‌اسکیرهای عجیب، بلکه از طریق عمیق‌ترین احساسات تاریک انسان مثل ترس از تنهایی، احساس نادیده گرفته شدن و حس گم شدن در یک جای پیچیده منتقل می‌کند. این فیلم به بهترین شکل شما را سرگرم می‌کند؛ با اینحال فیلم در بعضی جاها ترجیح می‌دهد مخاطب را پر از سوال‌های بی جواب کند و شاید مخاطب امروزی نتواند با این بخش از فیلم ارتباط برقرار کند.

بیشتر بخوانید:

۴۰ فیلم ترسناک تاریخ سینما که کابوس شب‌هایتان می‌شوند

نقد فیلم Obsession | وقتی سایه‌ی آرزوهایت دنبالت می‌کند!

ایمان اکرمی
ایمان اکرمی

عاشق روایت و روانشناسی و ترکیب این دوتام. به نظرم روایت بدون داشتن بار روانشناسی نمی‌تونه زیاد ماندگار باشه... برای همین مطالبی می‌نویسم که داخلشون روانشناسی رو در روایت و شخصیت‌ها نشون بده.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی