ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از ویجیاتو انتخاب کنید.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
اصلا راضی نیستم
واقعا راضی‌ام
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر ویجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

فیلم و سریال

نقد فیلم Runner | دویدن 84 دقیقه‌ای گل گدوت!

دویدن بی وقفه در خیابان‌های لندن

ایمان اکرمی
نوشته شده توسط ایمان اکرمی تاریخ انتشار: ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ | ۲۰:۰۰

84 دقیقه دویدن گل گدوت در خیابان‌های لندن؛ آن هم درحالی‌که تلاش می‌کند پسرش را از دست یک آدم‌ربای مرموز و بی‌رحم نجات دهد؛ فیلم Runner دقیقا در همین توصیف خلاصه می‌شود. البته این دویدن قرار نیست صرفا یک تعقیب‌وگریز معمولی باشد. در طول فیلم، یک تماس‌گیرنده ناشناس با بازی‌های روانی و سوءاستفاده از اطلاعات شخصی قهرمان داستان، او را مجبور می‌کند در زمانی محدود کاری را انجام دهد که هیچ‌وقت حاضر به انجامش نبوده است. نتیجه یک تریلر اکشن متوسط است که بیشتر از هر چیزی به اجرای گل گدوت و چند سکانس تعقیب‌وگریز قابل قبول متکی می‌ماند. با نقد فیلم Runner همراه ویجیاتو بمانید.

داستان فیلم Runner؛ دویدن در برابر زمان

فیلم Runner داستان مایا مارتن با بازی گل گدوت را دنبال می‌کند؛ وکیلی باهوش، قدرتمند و موفق که توانسته شاهدی کلیدی را برای محاکمه یک رئیس جنایتکار پیدا کند. ظاهرا همه‌چیز برای پیروزی در پرونده آماده است، اما شرایط زمانی پیچیده می‌شود که فردی ناشناس که در تیتراژ فیلم تنها با نام "تماس گیرنده" شناخته می‌شود، با مایا تماس می‌گیرد. او از مایا می‌خواهد به همان شاهد دسترسی پیدا کند و او را به قتل برساند تا رئیس باند جنایتکار بتواند از مجازات فرار کند.

بخوانید: نقد فیلم Mayday | رفاقتی دلنشین در برهوت جنگ سرد

مشکل اصلی اینجاست که مایا طبیعتا حاضر نیست برای نجات یک مجرم، دست به قتل بزند. اما تماس‌گیرنده برگ برنده‌ای در اختیار دارد که مایا نمی‌تواند به‌راحتی از کنار آن عبور کند: پسرش نوآ ربوده شده است. به این ترتیب، قهرمان داستان بین دو انتخاب غیرممکن قرار می‌گیرد؛ یا تبدیل به قاتل شود و شانس نجات فرزندش را داشته باشد، یا اصول اخلاقی خودش را حفظ کند و احتمالا پسرش را از دست بدهد. فیلم از همین نقطه تلاش می‌کند یک دوراهی اخلاقی جدی ایجاد کند، اما در ادامه همیشه نمی‌تواند از ظرفیت این ایده استفاده کند.

یکی از عجیب‌ترین تصمیم‌های فیلمنامه این است که تماس‌گیرنده چرا باید برای انجام چنین ماموریت خطرناکی یک زمان‌بندی فشرده ایجاد کند. همین موضوع باعث می‌شود دویدن معمول صبحگاهی مایا ناگهان به مسابقه‌ای برای نجات جان پسرش تبدیل شود. او تقریبا در تمام طول فیلم در خیابان‌های لندن حرکت می‌کند و برای رسیدن به مقصد بعدی، مجبور است از موقعیت‌های مختلف و گاهی حتی غیرمنطقی عبور کند. از طرف دیگر، وقتی در همان ابتدای داستان مشخص می‌شود که نوآ دیابت دارد، مخاطب خیلی زود می‌تواند حدس بزند که این جزئیات قرار است در ادامه نقشی داشته باشد.

از همین‌جا می‌توان متوجه شد که Runner بیشتر از آنکه بخواهد یک تریلر روان‌شناختی پیچیده باشد، روی یک ایده ساده بنا شده است: مادری که برای نجات فرزندش باید دائما حرکت کند. این ایده در سطح مفهومی ظرفیت زیادی دارد، اما فیلمنامه برای تبدیل آن به داستانی واقعا درگیرکننده، چندان موفق عمل نمی‌کند. مشکل زمانی بیشتر خودش را نشان می‌دهد که فیلم تلاش می‌کند گذشته مایا و رابطه او با مادرش را نیز وارد ماجرا کند؛ جزئیاتی که قرار است شخصیت او را پیچیده‌تر کنند، اما در نهایت تاثیر چندانی روی داستان اصلی ندارند.

با این حال، نمی‌توان از گل گدوت در نقش اصلی به‌سادگی عبور کرد. حتی اگر با یک فیلم متوسط طرف باشیم، گدوت با تمام توان تلاش می‌کند مایا را به شخصیتی باورپذیر تبدیل کند. او به‌خوبی اضطراب، استیصال و عذاب وجدان زنی را منتقل می‌کند که برای نجات فرزندش مجبور شده وارد مسیری شود که هیچ شباهتی به زندگی عادی او ندارد. چند لحظه طنز نیز برای شخصیت او در نظر گرفته شده؛ از جمله زمانی که مجبور می‌شود به مادر دیگری که نوآ را به جشن تولد فرزندش دعوت نکرده، توهین کند. این لحظات هرچند کوچک هستند، اما حداقل مانع می‌شوند شخصیت مایا کاملا جدی و تک‌بعدی باقی بماند.

بهترین بخش فیلم Runner اکشن خلاقانه آن است

اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، بخش‌هایی که Runner بیشتر خودش را نشان می‌دهد، همان سکانس‌هایی هستند که مایا در حال دویدن و عبور از شهر است. کارگردان، کوین مک‌دونالد، تلاش کرده مسیر حرکت شخصیت اصلی را به یک زنجیره از موقعیت‌های اکشن تبدیل کند. مایا در طول مسیر از روی پل‌ها عبور می‌کند، سوار قایق می‌شود، جلوی خودروها قرار می‌گیرد، وارد متروی لندن می‌شود و حتی از روی کیوسک‌ها عبور می‌کند. این اتفاقات باعث می‌شوند فیلم حداقل از نظر بصری ریتم خود را حفظ کند و تماشاگر دائما منتظر باشد ببیند مایا در مرحله بعد با چه مانعی روبه‌رو خواهد شد.

خبر: فیلم جدید گل گدوت با پایین‌ترین امتیاز کارنامه‌اش در راتن تومیتوز روبه‌رو شد

در میان این تعقیب‌وگریزها، فیلم نگاه کوتاهی هم به زندگی آدم‌های دیگر شهر دارد. موبایل‌ها در اینجا فقط یک ابزار ارتباطی نیستند، بلکه بخشی از فضای داستان محسوب می‌شوند. مخاطب گاهی شاهد صحبت‌ها و پیام‌های مردم مختلف است و فیلم از این طریق سعی می‌کند نشان دهد چطور تلفن‌های همراه به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی مدرن تبدیل شده‌اند. حتی می‌توان گفت خود موبایل در Runner تا حدی نقش یک شخصیت منفی را پیدا می‌کند؛ ابزاری که تماس‌گیرنده از طریق آن به اطلاعات خصوصی مایا دسترسی دارد و او را کنترل می‌کند.

اما همین ایده یکی از نقاط ضعف فیلم هم هست. Runner ظاهرا قصد دارد درباره وابستگی انسان مدرن به تلفن همراه و خطراتی که از دل این وابستگی ایجاد می‌شود حرف بزند، اما این مضمون هیچ‌وقت به اندازه کافی جدی یا عمیق نمی‌شود. فیلم بیشتر آن را به عنوان ابزاری برای جلو بردن داستان استفاده می‌کند تا اینکه واقعا به پیامدهای آن بپردازد.

مشکل بزرگ‌تر، شخصیت تماس‌گیرنده است. این فرد ناشناس تقریبا همه‌چیز را درباره مایا می‌داند، به تلفن او نفوذ کرده و از خصوصی‌ترین اطلاعات زندگی‌اش علیه خودش استفاده می‌کند. چنین شخصیتی روی کاغذ می‌تواند یک آنتاگونیست بسیار جذاب باشد، اما فیلم عملا اطلاعات چندانی درباره او ارائه نمی‌دهد. این موضوع زمانی عجیب‌تر می‌شود که بدانیم دیمین لوئیس، بازیگر شناخته‌شده سریال‌هایی مانند Billions و Homeland، این نقش را ایفا کرده است. او بیشتر از اینکه دیده شود، شنیده می‌شود و همین باعث می‌شود احساس کنیم فیلم از حضور بازیگری با این توانایی استفاده کامل نکرده است.

در نهایت، بزرگ‌ترین مشکل تماس‌گیرنده به پایان‌بندی آن برمی‌گردد. تمام فیلم حول یک سوال ساده اما مهم می‌چرخد: مایا که خودش می‌گوید قاتل نیست، چطور قرار است برای نجات پسرش دست به قتل بزند؟ این تضاد اخلاقی می‌توانست قلب اصلی داستان باشد، اما فیلم در پایان راه‌حلی نسبتا عجیب و غیرقانع‌کننده برای آن پیدا می‌کند. به جای اینکه پاسخ نهایی از دل انتخاب‌ها و شخصیت‌پردازی مایا بیرون بیاید، داستان به نوعی توضیح دادن اینکه چه کسی چه کاری انجام داده و چگونه همه‌چیز اتفاق افتاده، تبدیل می‌شود. در نتیجه، پایان‌بندی بیشتر حس یک جمع‌بندی اجباری را دارد تا نقطه اوج یک تریلر.

در واقع فیلم در ابتدا یک نوع پیچش خاص شخصیتی را ارائه می‌دهد و وعده‌ای هیجان انگیز به مخاطب می‌دهد: انتخاب اخلاقی مایا. اما این وعده هیچ وقت اجرا نمی‌شود؛ مخاطب تا لب چشمه می‌رود و تشنه بر می‌گردد. چنین رویکردی باعث می‌شود بعد از تماشای فیلم احساس کنید هیچ چیز جدیدی کشف نکردید؛ جز تماشای سرگرم کننده لحظات اکشن و دویدن.

در نهایت...

در نهایت، فیلم Runner اثری نیست که بتوان آن را یک تریلر اکشن ماندگار دانست. با این حال، فیلم کاملا هم شکست‌خورده نیست. گل گدوت با وجود محدودیت‌های فیلمنامه، تمام تلاش خود را برای حفظ انرژی داستان می‌کند و کوین مک‌دونالد نیز چند سکانس اکشن و تعقیب‌وگریز قابل قبول را روی پرده می‌آورد. مشکل اینجاست که این نقاط قوت در کنار فیلمنامه‌ای قرار گرفته‌اند که ایده‌های جذابی دارد اما نمی‌تواند آن‌ها را به شکل رضایت‌بخشی به نتیجه برساند.

اگر بخواهیم یک حکم کلی درباره فیلم Runner بدهیم، با اثری طرف هستیم که کاملا در جایگاه یک فیلم متوسط قرار می‌گیرد. گدوت تلاش می‌کند داستان را روی دوش خودش جلو ببرد و کارگردانی مک‌دونالد نیز در بخش‌های اکشن عملکرد بدی ندارد، اما پایان‌بندی ضعیف و استفاده ناکافی از دیمین لوئیس باعث می‌شود فیلم نتواند از سطح یک سرگرمی معمولی فراتر برود.

63
امتیاز ویجیاتو

اگر طرفدار گل گدوت هستید یا دنبال یک تریلر کوتاه و پرتحرک برای یک شب هستید، Runner می‌تواند انتخاب قابل قبولی باشد؛ اما اگر انتظار یک داستان پیچیده، شخصیت‌پردازی عمیق یا پایان‌بندی هوشمندانه دارید، احتمالا چیز زیادی برای غافلگیر شدن پیدا نخواهید کرد.

ایمان اکرمی
ایمان اکرمی

عاشق روایت و روانشناسی و ترکیب این دوتام. به نظرم روایت بدون داشتن بار روانشناسی نمی‌تونه زیاد ماندگار باشه... برای همین مطالبی می‌نویسم که داخلشون روانشناسی رو در روایت و شخصیت‌ها نشون بده.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی